منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 314
بازديد کل : 2518900
 
   
اخباري که بر جعل حديث گواهي مي دهند
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-27  تعداد بازديد:291
اينگونه روايات – که در کتب اماميه فراوانند– اگر صحيح باشند بنابر دلالت همين روايات ثابت مي شود که احاديث ساختگي در ميان روايات اماميه وجود دارند. و اگر خود اين آثار، ناصحيح و مجعول باشند باز هم ثابت مي‌شود که احاديث جعلي در بين أخبار موجودند چنانکه خود اين احاديث ساختگي در ميان آنها ديده مي‌شوند!

 

پيش از آنکه دربارة متن و مضمون احاديث ساختگي سخن بگوييم و نيز از سند احاديث مزبور و انگيزه هاي جعل آنها بحثي به ميان آوريم بهتر است ثابت کنيم که اساساًس در ميان احاديث اماميه، روايات قابل نقد و مجعول وجود دارد و سپس به بحث و تحقيق دربارة مباحث مذکور پردازيم.

براي اثبات اين موضوع، راه روشن و منطقي آنست که از خود احاديث کمک بگيريم و آثاري را بگواهي آوريم که از جعل حديث خبر مي دهند. از دو صورت خارج نيست، يا اين آثار از صحّت و اصالت برخوردارند و نادرست و ساختگي نيستند در اينصورت بايد بپذيريم که بنا به مفاد همين آثار، احاديث جعلي در ميان اخبار وجود دارد. و يا خود اين آثار، ناصحيح و ساختگي اند. در اينصورت باز هم ثابت مي شود که در ميان احاديث، آثار دروغين وجود دارد زيرا خود همين اخبار از جملة احاديثي بشمار مي روند که در کتب و جوامع حديث آمده اند. اينک به اخباري که از رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- و ائمه –عليم السلام- در کتب شيعه آمده است و بر جعل حديث گواهي مي دهند نظر مي افکنيم:

در کتاب أصول کافي (باب اختلاف الحديث) از اميرمؤمنان علي –عليه السلام- روايت شده که فرمود:

«قد کذب علي رسول الله -صلى الله عليه وسلم- علي عهده حتي قام خطيباً فقال: أيها الناس قد کثرت علي الکذبة، فمن کذب علي متعمداً فليتبوأ مقعده من النار. ثم کذب عليه من بعده»[1]!

يعني: «در روزگار پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- بر او دروغ بستند تا آنجا که برخاست که سخنراني کرد و فرمود: اي مردم! کساني که بر من دروغ مي بندند فراوان شده اند پس هر کسي عمداً بر من دروغ بندد براي خود جايگاهي از آتش گيرد. سپس، باز هم بر پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- بعد از او دروغ بستند»!.

در کتاب رجال کشي[2] از قول امام صادق –عليه السلام- آمده که در پاسخ فيض بن مختار دربارة «علّت» اختلاف شيعيان» فرمود:

«.... إني أحدث أحدهم بالحديث فلا يخرج من عندي حتي يتأوله علي غير تأويله و ذلک أنهم لا يطلبون بحديثنا و بحبنا ما عندالله و إنما يطلبون به الدنيا و کل يحب أن يدعي رأسا»[3]...

يعني: «... من براي يکي از ايشان حديثي مي‌گويم و او از نزد من بيرون نمي‌رود تا آنکه حديث مزبور را به غير معناي حقيقي آن، تأويل مي‌کند. زيرا که آنها از حديث ما و از محبّت ما (خاندان پيامبر –عليه السلام-) خشنودي خدا را نمي جويند بلکه از اين راه دنيا را مي‌طلبند و هر کدام دوست دارد که نام رئيس بر او نهاده شود».!...

و نيز کشّي در رجالش از امام صادق –عليه السلام- آورده است که فرمود:

«لاتقبلوا علينا حديثاً إلا ما وافق القرآن و السنة أو تجدون معه شاهداً من احاديثنا المتقدمة، فان المغيرة بن سعيد -لعنه الله- دس في کتب أصحاب أبي احاديث لم يحدث بها أبي! فاتقوا الله و لاتقبلوا علينا ما خالف قول ربنا تعالي و سنة نبينا محمد -صلى الله عليه وسلم- فإنا إذا حدثنا قلنا: قال الله عزوجل و قال رسول الله  -صلى الله عليه وسلم-».[4]

يعني: «هيچ سخني را – که به ما نسبت مي ‌دهند – نپذيرند مگر گفتاري را که با قرآن و سنّت موافق باشد يا اينکه شاهدي از احاديث (صحيح) گذشتة ما در موافقت با سخن مزبور پيدا کنيد زيرا مغيره بن سعيد – که خدا او را از رحمتش دور کند – در کتاب ‌هاي ياران پدرم (امام باقر –عليه السلام-) احاديثي را با حيله ‌گري وارد کرده که پدرم آنها را نگفته است. بنابراين از خدا بترسيد و گفتاري را که از طرف ما بر خلاف گفتة خداي بزرگ و سنّت پيامبر ما (محمّد -صلى الله عليه وسلم-) گزارش کرده اند نپذيريد زيرا که ما چون به سخن پردازيم از قول خداي عزّوجل و از قول رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- سخن مي گوييم».

همچنين در کتاب عيون أخبار الرضا تأليف محمّد بن علي بن بابويه قمّي (شيخ صدوق) آمده که امام علي بن موسي الرضا –عليه السلام- به حسين بن خالد فرمود:

«يابن خالد إنما وضع الأخبار عنا في التشبيه و الجبر الغلاة»[5]...

يعني: «اي پسر خالد، غاليان از قول ما، اخباري را دربارة تشبيه (خدا به خلق) و عقيدة به جبر جعل کرده اند ...!».

باز در همين کتاب از قول امام رضا –عليه السلام- مأثور است که به ابراهيم بن أبي محمود فرمود:

«أن مخالفينا وضعوا أخباراً في فضائلنا و جعلوها علي ثلاثة أقسام، أحدها الغلوّ و ثانيها التقصير في أمرنا و ثالثها التصريح بمثالب أعدائنا»[6] ...

يعني: «مخالفان ما أخباري را در فضائل ما ساخته اند و آنها را بر سه بخش کرده اند، يکي احاديث غلوآميز. دوّم احاديثي که ضمن آنها در حقّ ما کوتاهي شده است. سوّم احاديثي که در آنها به عيوب دشمنان ما تصريح کرده‌اند ...».

در رجال کشّي از قول يونس بن عبدالرحمن آمده است که گفت:

«وافيت العراق فوجدت بها قطعة من أصحاب أبي جعفر -عليه السلام- متوافرين فسمعت منهم وأخذت کتبهم فعرضتها بعد علي أبي الحسن الرضا -عليه السلام- فأنکر منها أحاديث كثيرة أن يكون من أحاديث أبي عبدالله -عليه السلام-» [7]...

يعني: «به عراق آمدم و در آنجا گروهي از ياران ابو جعفر باقر -عليه السلام- و نيز ياران بسياري از ابوعبدالله صادق -عليه السلام- را يافتم و از ايشان احاديثي شنيدم و رسائل آنها را گرفت و سپس آن رسائل را به ابوالحسن رضا -عليه السلام- نشان دادم و وي بسياري از آن احاديث را انکار کرد که از ابو عبدالله صادق -عليه السلام- باشد ...».

اينگونه احاديث، بدانچه آورديم محدود نيست و نظاير ديگري نيز دارد که ما باز گفتن همة آنها را در اينجا لازم نمي بينيم امّا اين نکته را خاطر نشان مي سازيم که بنابر اخبار اماميه، احاديث ساختگي تنها به برخي از ائمه -عليه السلام- نسبت داده نشده بلکه از قول عموم ايشان دروغ هايي ساخته اند چنانکه امام صادق -عليه السلام- بر طبق روايت کشّي فرمود:

«إنا أهل بيت صادقون لانخلو من کذاب يكذب علينا فيسقط صدقنا بکذبه علينا عند الناس. کان رسول الله -صلى الله عليه وسلم- أصدق البرية لهجة و کان مسيلمة يكذب عليه، و کان أمير المؤمنين -عليه السلام- أصدق من برأ الله من بعد رسول الله -صلى الله عليه وسلم- و کان الذي يكذب عليه من الکذب عبدالله بن سبأ – لعنه الله – و کان أبو عبدالله الحسين بن علي -عليهما السلام- قد ابتلي بالمختار. ثم ذکر أبو عبدالله -عليه السلام- الحارث الشامي و بنان فقال کانا يكذبان علي علي بن الحسين -عليهما السلام-، ثم ذکر المغيرة بن سعيد و بزيعاً و السري وأبا الخطاب و معمراً و بشار الأشعري و حمزه اليزيدي و صائد النهدي فقال: لعنهم الله»[8]...

يعني: «ما خانداني راستگوييم ولي از شرّ دروغزني که بر ما دروغ بندد بر کنار نمانديم و راستگويي ما با دروغ هايي که به ما مي بندند نزد مردم از درجة اعتبار ساقط مي‌شود. رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- راستگوترين مردم بود ولي مسيلمه بر او دروغ مي‌بست، همچنين امير المؤمنين علي -عليه السلام- پس از پيامبر -صلى الله عليه وسلم- راستگوترين آفريده اي بود که خدا خلق کرده ولي عبدالله بن سبأ – که خدا از رحمت خود دورش کند– بر او دروغ مي ‌بست، و نيز امام حسين بن علي -عليهما السلام- به مختار مبتلا شد، سپس امام صادق -عليه السلام- از حارث شامي و بنان ياد کرد و گفت که اين دو تن بر امام علي بن الحسين -عليهما السلام- دروغ مي بستند آنگاه از مغيره بن سعيد و بزيع و سري و ابو الخطاب (محمد بن مقلاص) و عمر و بشار أشعري و حمزة يزيدي[9] و صائدنهدي نام برد (که بر او و پدرش امام باقر دروغ مي بستند) و گفت خدا همة آنها را لعنت کند»...

و همچنين ابو عمر و کشّي از امام علي بن موسي الرضا -عليه السلام- آورده که فرمود:

«کان بنان يكذب علي علي بن الحسين -عليهما السلام- فأذاقه الله حر الحديد، وکان مغيرة بن سعيد يكذب علي أبي جعفر -عليه السلام- فأذاقه الله حر الحديد، وکان محمد بن بشير يكذب علي أبي الحسن موسي -عليه السلام- فأذاقه الله حر الحدي، و کان ابو الخطاب يكذب علي أبي عبدالله -عليه السلام- فأذاقه الله حر الحديد و الذي يكذب علي محمد بن فرات.[10]

يعني: «بنان بر علي بن الحسين -عليهما السلام- دروغ مي بست و خداوند گرماي آهن را به او چشانيد (حکومت وقت، سرش را از تن با شمشير جدا کرد). و مغيره بن سعيد بر ابو جعفر باقر -عليه السلام- دروغ مي بست و خداوند گرماي آهن را به او چشانيد. و محمّد بن بشير بر ابوالحسن موسي بن جعفر -عليه السلام- دروغ مي بست او نيز گرفتار همان عقوبت شد. و ابو الخطّاب بر ابو عبدالله صادق -عليه السلام- دروغ مي بست خداوند به او نيز گرماي آهن را چشانيد و کسي که بر من دروغ مي بندد محمّد بن فرات است».

چنانکه پيش از اين گفتيم اينگونه روايات – که در کتب اماميه فراوانند– اگر صحيح باشند بنابر دلالت همين روايات ثابت مي شود که احاديث ساختگي در ميان روايات اماميه وجود دارند. و اگر خود اين آثار، ناصحيح و مجعول باشند باز هم ثابت مي‌شود که احاديث جعلي در بين أخبار موجودند چنانکه خود اين احاديث ساختگي در ميان آنها ديده مي‌شوند!

 

-----------------------------------------------------------

[1]. الأصول من الکافي، چاپ تهران، الجزء الأول، ص 62 مقايسه شود با نهج‌البلاغه، چاپ بيروت، خطبه 210.

[2]. نام اصلي اين کتاب چنانکه از «معالم العلماء» اثر ابن شهر آشوب استفاده مي‌ود: «معرفة الناقلين عن الأئمة الصادقين» بوده است سپس شيخ ابو جعفر طوسي کتاب نامبرده را تلخيص کرده و «اختيار معرفة الرجال» بر آن نام نهاده است و کتابي که امروز در دست داريم همان ملخّص شيخ طوسي است.

[3]. رجال الکشّي،  124، چاپ کربلاء.

[4]. رجال الکشّي، ص 195، چاپ کربلاء.

[5]. عيون أخبار الرضا، چاپ سنگي، ص 82.

[6]. عيون أخبار الرضا، ص 169.

[7]. رجال الکشّي، ص 195، چاپ کربلاء.

[8]- رجال الکشي، ص 257-258، چاپ کربلاء.

[9]. در جامع الرواة اثر اردبيلي، نام اين شخص «حمزه بربري» ضبط شده است (المجلّد الثاني، ص 253).

[10]. رجال الکشّي، ص 259، چاپ کربلاء.


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه