منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 401
بازديد کل : 2567318
 
   
احاديث نص از نظر علم ملل و نحل
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-27  تعداد بازديد:327
در علم ملل و نحل اسلامی کتب بسیاری از طرف دانشمندان اسلامی تالیف شده که ممکن است پاه‌‌ای از آنها از غرض و تعصب مذهبی خالی نباشد و فرقه‌ی مخالف مذهب خود را در عقیده‌‌ای متهم داشته و او را باطل معرفی کند.

 

 

در علم ملل و نحل اسلامی کتب بسیاری از طرف دانشمندان اسلامی تالیف شده که ممکن است پاه‌‌ای از آنها از غرض و تعصب مذهبی خالی نباشد و فرقه‌ی مخالف مذهب خود را در عقیده‌‌ای متهم داشته و او را باطل معرفی کند. لذا ما در اینجا منحصرا مطالب را از کتبی که علمای بزرگ شیعه در ملل و نحل تألیف کرده‌‌اند می‌‌‌آوریم تا مسلّم شود که اگر احادیث تنصیص از طرف راستگویان صادر شده بود این فرق مختلفه در شیعه پیدا نمی‌‌شده در میان علمای اقدم شیعه کسانی که کتاب ملل و نحل تالیف كرده‌‌اند جز دو نفر از مبرزین و بزرگان قدیم این طائفه را نمی‌‌شناسیم که از آنان آثاری در این باب در دست باشد. یکی از آن دو نفر سعد بن عبدالله بن ابی خلف الاشعری القمی متوفای سال 301 هجری است. وی از بزرگان محدثین شیعه از شیوخ روایت محمد بن جعفر بن قولویه و از اصحاب حضرت امام حسن عسگری است و پاره‌‌ای از روایات، ملاقات او را با امام حسن و فرزندش حضرت قائم آورده‌‌اند هر چند از نظر پاره‌‌ای از علمای بزرگ شیعه این ملاقات دروغ و موضوع است، اما به هر حال در شخصیت بارز سعد بن عبدالله صاحب المقالات والفرق هیچ تردیدی نیست که وی از دانشمندان بزرگ شیعه بوده است. دیگری ابو محمد حسن بن موسی نوبختی متوفای سال 300 تا 310 و صاحب کتاب فرق الشیعه است که وی نیز از دانشمندان بزرگ شیعه در بغداد بوده است. ما خلاصه‌ی این دو کتاب را در بیان مذاهبی که در شیعه پیدا شده می‌‌‌آوریم تا دلیل باشد که اگر واقعا نصی وجود می‌‌داشت، هرگز این مذاهب گوناگون در شیعه پیدا نمی‌‌‌شد:

پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه وسلم مسلمانان سه فرقه شدند:

1-     فرقه‌‌ای با علی بن ابی‌طالب علیه السلام بودند.

2-    فرقه‌ی انصار که خلافت را برای سعد بن عباده می‌‌خواستند.

3-    اکثریت که به خلافت ابو‌بکر قائل شدند.

فرقه‌‌ای که با علی علیه السلام بودند پس از قتل عثمان سه فرقه شدند:

1-          فرقه‌‌ای از آن حضرت عزلت گزیدند چون سعد وقاص و عبدالله بن عمر و محمد بن مسلمه‌ی انصاری و اسامه بن زید.

2-          فرقه‌‌ای با آن جناب مخالفت کردند چون طلحه و زبیر و عایشه و همراهان ایشان([1]).

3-          فرقه‌‌ای که با آن حضرت ماندند و اینان نیز یک دسته از آن جناب گریخته و به معاویه بن ابی سفیان پیوستند و از آن حضرت قصاص قاتلین عثمان را می‌‌‌خواستند و دسته‌‌ای از آنها به نام خوارج پس از قضیه‌ی حکمین از آن جناب جدا شده به مخالفت پرداخته و از خوارج نیز فرقه‌‌هایی به وجود آمد. همین که علی علیه السلام شهید شد فرقه‌‌های مختلف اعم از همراهان عایشه و طلحه و زبیر و پیروان علی علیه السلام (جز خوارج) همه تابع معاویه شدند و فرقه‌ی واحدی تشکیل شد جز عده‌ی قلیلی از طرفداران حضرت علی.

خوارج جز گروه نجدیه قائل‌‌اند که امامت شایسته‌ی مردم امین است و از هر طائفه‌‌ای باشند، اشکالی ندارد، همین که فردی عالم به کتاب و سنت مجری آن دو باشد، کافی است و امامت او با بیعت دو نفر استوار می‌‌گردد.

اما در میان خوارج گروه نجدیه قائل‌اند که امت به امام احتیاج ندارد!! و بر همه‌ی مردم واجب است که خود به کتاب خدا عمل کنند.

معتزله معتقدند که هر کس کتاب و سنت را بر پا دارد، مستحق امامت است و امامت جز با اجماع و انتخاب امت، استوار نمی‌‌گردد و می‌‌گویند اگر قرشی و نبطی هر دو برای اقامه‌ی کتاب و سنت قیام کنند، ما قرشی را ولایت می‌‌دهیم. اما ضرار بن عمرو می‌‌گفت هر گاه قرشی و نبطی با هم قیام کنند، ما نبطی را بر می‌‌گزینیم، زیرا عشیره‌ی نبط کمتر است و چنانچه خدا را عصیان کند، عزل کردن او آسانتر است.

ابراهیم نظام و همفکرانش می‌‌گفتند چون خداوند فرموده: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ »(الحجرات: ١٣). «همانا گرامی‌‌‌ترین شما در نزد خداوند پرهیزکارترین شماست».

پس امامت، برای هر کس که برای اجرای کتاب و سنت قیام کند، صحیح است. و معتقد بودند که بیعت مردم با ابوبکر صحیح بود، زیرا وی در آن زمان شایسته‌‌ترین فرد برای امامت بود.

اینان اقوال دیگری نیز درباره‌ی امامت دارند که نیازی به ذکرشان در اینجا نیست و چون منظور ما شرح عقاید و معرفی فرق مختلف تشیع است لذا فقط به آن می‌‌پردازیم. جمیع اصول فرق در چهار فرقه جمع است: 1- شیعه، 2- معتزله، 3- مرجئه، 4- خوارج.

فرقه‌ی شیعه به سه دسته منشعب شدند:

1- گروهی گفتند که علی بن ابی طالب علیه السلام امام واجب الاطاعه ‌ای است که از جانب خدا و رسول تعیین گردیده و واجب است که مردم او را امام دانسته و از او اطاعت کنند و پذیرش غیر او جایز نیست و پیامبر او را با ذکر اسم و نسب معرفی و تعیین کرده و عقد امارت بر مؤمنین را برای او بسته است .... و بدین ‌ترتیب امامت پس از او تا قیامت چنین خواهد بود و در اولاد دختر پیامبر، حضرت فاطمه ‘ جاری است و تا ابد مردی از اولاد او که معصوم از گناه و طاهر از عیوب باشد، جای او را می‌‌گيرد!

2- گروهی دیگر گفتند: علی علیه السلام به سبب فضل و سابقه‌‌اش در اسلام و قرابتش با پیامبر و علم فراوانش و از آنرو که شجاعتر و سخی‌تر از سایرین بود، پس از رسول خدا صلی الله علیه وسلم از دیگران به خلافت، اولی است مع ذلک خلافت ابوبکر و عمر نیز باطل نیست زیرا آن دو نیز برای این مقام فاقد اهلیت نبوده‌‌اند، از آنرو که علی علیه السلام خود با رضایت خویش و بی‌‌‌آنکه بدین کار مجبور باشد، خلافت را به آن دو تسلیم کرد و ما نیز خلافت آن دو را می‌پذیریم، چنانکه مسلمین دیگر پذیرفتند و برای ما و هیچ کس غیر از این عقیده سزاوار نیست. خلافت ابوبکر نیز باعث شد و هدایت شد، زیرا علی؛ به خلافت او راضی شد. این عقیده‌ی متقدمان بتریه بوده است.

از این دسته، گروهی منشعب شدند که می‌گفتند هر چند علی بن ابی‌طالب؛ بعد از پیامبر به سبب قرابت و سابقه و علمش افضل از سایرین است ولی اگر مردم غیر او را مشروط بر آنکه احکام دین خدا را اجرا کند، برگزینند، کارشان باطل نیست. چه علی علیه السلام آن شخص را دوست بدارد یا نه! ولایت کسی که مردم او را به رضایت خود انتخاب كرده‌‌اند، رشد و هدایت و طاعت خداوند است و اگر امت اسلام بر او اجتماع کنند، امامت او تثبیت شده و اطاعتش واجب می‌‌شود و هر کس از جمله قریش و بنی‌ هاشم، با او مخالفت کند کافر و گمراه و هالک است، حتی اگر این مخالف خود علی علیه السلام باشد!

3- فرقه‌ی دیگر را اصحاب جارود زیاد بن منذر بن زیاد الأعجمی تشکیل می‌‌دهند که آنان را جارودیه می‌‌‌نامند. اینان معتقد بودند که علی علیه السلام افضل امت است و مقام آن حضرت را برای هیچ کس روا نمی‌‌دارند و می‌‌‌گویند کسی که مانع از احراز خلافت علی علیه السلام شد کافر است و امت بر اثر بیعت نکردن با علی علیه السلام ، کافر و گمراه شدند.

در مورد امامت پس از آن حضرت نیز عقیده داشتند که امامت با حضرت حسن بن علی و سپس حسین بن علی و پس از آن دو از طریق شوری در میان فرزندان آن دو بزرگوار خواهد بود و هر که از فرزندان حسنین خروج کرده و شمشیر بر کشد و مردم را به امامت خویش بخواند، شایسته‌ی امامت است.

اینان امامت زید بن علی بن الحسین بن علی و امامت زید بن حسن بن حسن بن علی را پذیرفته‌‌اند و فرق مختلف زیدیه از آنها به وجود آمده است.

فرق زیدیه می‌‌‌پندارند که امامت پس از رسول خدا صلی الله علیه وسلم، از آن علی و بعد از او با حسن و سپس حسین است که پیامبر به امامت آنان یکی پس از دیگری سفارش و تصریح فرموده، اما پس از امام حسین علیه السلام امر امامت در دو نفر از فرزندان حسنین یعنی علی بن الحسین و حسن بن حسن مقرر شده هر چند که معلوم نیست دقیقا در کدام یک از آن ‌دوست! و پس از آن‌ دو امامت در اولاد این دو تن خواهد بود. اما اگر کسی از فرزندان حسین بن علی یا فرزندان علی بن الحسین ادعای امامت کند و بگوید امامت فقط در اولاد حسین بن علی است و در اولاد حسن بن حسن نیست، امامت او باطل و خودش نیز ضال و مضل و هالک است! اما اگر کسی از فرزندان حسن یا حسین که معتقد باشد امامت در فرزندان حسنین جایز است و مردم بر امامت او راضی شده و اتفاق نمایند و با او بیعت کنند، امامت او صحیح است و کسی که منکر این اصل باشد و امامت را فقط در فرزندان یکی از حسنین بداند، برای امامت صلاحیت ندارد و چنین کسی از نظر این فرقه، از دین خارج است!

به نظر اینان پس از حسین بن علی علیهم السلام امامت اولاد حسنین علیهم السلام جز با اختیار و انتخاب فرزندان حسن و حسین بر یکی از خودشان و رضایت‌‌شان بر امامت او و خروج وی با شمشیر، ثابت نمی‌‌شود. به عقیده‌ی این فرقه ممکن است در یک زمان چند امام باشد، ولی امامانی که به امامت کسی دعوت می‌کنند که مورد رضای آل محمد صلی الله علیه وسلم باشد!

این گروه می‌گویند امام کسی است که در احکام و معارف دین به او مراجعه شود و او قائم مقام پیامبر بوده و دارای حکومت در کشور است، او کسی است که همه‌ی آل محمد او را بر گزیده باشند و از او راضی بوده و بر ولایت او اجتماع کنند.

 

--------------------------

([1]) دليل اختلاف آنها با علي ؛ فقط قضيه قصاص قاتلين عثمان بود كه علي ؛موافق آن بود اما پرداختن به آن را در آن زمان مناسب نمى‌ديد و خواهان وقت بيشتر و موقعيت مناسب بود.


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه