منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 285
بازديد کل : 2516814
 
   
احاديث باقيمانده از فرق ضاله كه درکتب شيعه موجود مي‌باشد
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-27  تعداد بازديد:311
اينگونه احاديث اگر براي تخريب دين نبود (كه بود) باري براي تأئيد دين نبوده ونيست!

 

احاديث باقيمانده از فرق ضاله كه درکتب شيعه موجود مي‌باشد

 

صرفنظر از تمام اين معايب, اينك در كتب معتبر شيعه اماميه احاديثي موجود است كه همان رنگ و بوي مذاهب باطله را دارد, و همچنان انسان را به جرأت بر امور خلاف قرآن فرا مي خواند! از آن جمله:

1-"ابن بابويه قمي" در امالي در "المجلس الثمانون" ضمن فضيلت ماه رجب و ثواب روزه در آن, مي نويسد: «ومن صام من رجب تسعة وعشرين يوماًً غفرالله عز وجل له ولوكان عشاراً ولوكانت امرأة فجرت بسبعين مرّة (امرأً)بعد ما ارادت به وجه الله والخلاص من جهنم لغفر الله لها!».

- ملاحظه مي‌فرماييد با بيست و نه روز روزه در ماه رجب گناه زني كه هفتاد بار با هفتاد مرد زنا كرده باشد آمرزيده مي‌شود!! وشايد با هر مرد هفتاد مرتبه, جمعاً 4900 مرتبه!! در اين صورت آيا مي‌توان حتي يك حلال زاده جستجو نمود؟!.

2- در كتاب منتهي المطلب, علامه حلي (1/461) ضمن آنكه مي نويسد:

«يستجيب أن يجعل معه(=الميت)شيئاً من تربة الحسين عليه السلام طلبا للبركة والاحتراز من العذاب والستر من العقاب».

- مستحب است به منظور طلب بركت و دوري از عذاب و بر كنار ماندن از مجازات, با ميت مقداري از تربت امام حسين عليه السلام نيز قرارداده شود.

سپس داستان زني را مي‌آورد كه مرتكب زنا مي‌شد و فرزنداني كه مي‌آورد, از ترس رسوائي مي‌سوزانيد! وكسي جز مادرش از كارش خبر نداشت. هنگامي كه مرد و دفن شد خاك او را بيرون انداخت و قبول نكرد! و به هر جا كه بردند وضع چنين بود, خانواده‌اش خدمت صادق عليه السلام رفتند و قضيه را گفتند, امام از مادر آن زن پرسيد كه اين زن در زمان حياتش چه معصيتي مرتكب مي‌شد؟ مادرش ناگزير واقعيت را به استحضار امام رساند, حضرت فرمود: زمين او را قبول نخواهد كرد زيرا او خلق خدا را به عذابي كه خاص خداست معذب مي‌كرده است!! در قبر او مقداري از تربت حسين عليه السلام بگزاريد! چنين كردند و خدا آن زن را مستور داشت!! آري با مقداري خاك تربت, معصيتي بدين عظمت تخفيف يافت!! تا كور شود هر آنكه نتواند ديد!!!

3- در جلد نوزدهم بحارالانوار(ص302 چاپ كمپاني) از مهج الدعوات "سيد بن طاووس" نقل شده است: روينا باسنادنا الي سعد بن عبدالله, آنگاه سند حديث را تا به حضرت صادق عليه السلام مي‌رساند كه فرمود: «إن عندنا ما نكمته ولايعلمه غيرنا».

 - چيزي داريم كه آن را كتمان مي‌كنيم و غير ما آن را نمي‌داند.

و مي‌خواهد برساند كه نعوذ بالله اين سر از اسرار آل محمد است! تا آنجا كه مي‌گويد: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: گواهي بر پدرم مي‌دهم كه او مرا حديث كرد از پدرش از جدش كه علي عليه السلام فرمود: اي پسرك من، ناچار تقدير الهي و احكام آن، برآنچه من دوست دارم قضا و امضا مي‌شود. . . تا آنجا كه مي‌فرمايد: ترا ازخيري آگاه ميكنم كه اصل آن از خداست كه تو آن را صبح و شام خواهي گفت و بدان هزار هزار فرشته را مشغول خواهي داشت كه بر هر فرشته از آن هزار هزار فرشته، نيروي هزار هزار نويسنده تندنويس داده خواهد شد يا داده شده است. وخداوند براي اين، آن هزار هزارفرشته را مأمور كرده است كه براي تو استغفار كنند در حالي كه به هر فرشته نيروي هزار هزار سخنگوي تند داده شده است و براي تو در دارالسلام(بهشت) هزار خانه در صد قصر بنا شود كه در آنجا همسايه جد خود خواهي بود و براي تو در بهشتهاي عدن هزار هزار شهر بنا خواهد شد! ودر قبر تو نوشته هاي اين شهرها و قصرها (سند مالكيت آنها!!) با تو محشور خواهد شد تا براي تو هيچ ترسي وخوفي نبوده و هيچ تزلزل و لغزش در صراط و هيچ عذابي نباشد و . . . و . . . و . . . و براي تو هر روز به شمارة ثقلين (جن و انس) به هر نفس آنها هزار هزار حسنه نوشته و هزار هزاز گناه محو و هزار هزار درجه بلند خواهد شد و براي تو عرش و كرسي استغفار خواهند كرد تا آنگاه كه تو در مقابل خدا قرار گيري و.. .  و . . . .

باري تمام ثوابها براي چيست؟ براي اينكه تو بگويي: «سبحان الله والحمد لله ولا إله إلا الله والله أكبر».

و چند كلمه ديگر، البته حضرت امير المؤمنين از حضرت حسن عليه السلام يا حضرت حسين عليه السلام پيمان گرفته است كه اين راز را به كسي (نامحرم) نگويند اما متأسفانه اين راز كشف و در اين گنج عجيب و عظيم باز شده و كتابها را پركرده است واكنون هر فاسق و فاجري مي‌تواند تمام انذارت قرآن را هيچ گرفته و با خاطر جمع به فسق خود ادامه دهد! و اهل معني مي‌دانند كه اين اصرار در كتمان اين راز براي آن بوده است كه بازار اين ادّعا گرم باشد كه«الانسان حريص علي ما منع». (انسان حريص است بر آن چيزي که منع شده) و «كل ممنوع متبوع». (هر چيز ممنوعي بيشتر به دنبالش مي‌روند) و مفت و ارزان ازدست ندهند!!.

4- باز هم احاديثي از اين قبيل دركتاب «مهج الدعوت» و غير آن فراوان است كه پناهگاه خوبي! براي مأمون بودن از انذارات قرآن است،‌ از آن جمله حديثي است در دعا كه در جلد 19 بحارالانوا از «مهج الدعوت» آمده است و از جمله ثوابهاي آن دعا آن است كه حتي زناي با مادر هم آمرزيده مي‌شود!!!.

و اينك آن حديث: «عبدالله عن حميد البصري قال حدثنا ابراهيم بن أدهم عن موسى عن الفراء عن محمد عن علي بن أبي طالب صلوات الله عليه عن النبي صلی الله علیه وسلم قال: من دعا بهذه الأسماء استجاب الله عزوجل . . . ».

- اين روايت كه سندش را به حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام رسانده‌اند آن است كه فرمود: پيغمبر خدا صلی الله علیه وسلم فرموده است: هركه اين نامها را بر پاره‌هاي آهن بخواند هر آينه آن آهن ها آب شود و ... و ... و .... اگر مردي اين دعا را چهل شب جمعه بخواند خدا هر گونه گناهي را كه بين او و خدا هست بيامرزد، هرچند با مادر خود زنا كرده باشد البته خدا او را با اين دعا مي‌آمرزد، و ... و ... .

دعا اينست، مي‌گويي: «اللهم إني أسألك يا من احتجب بشعاع نوره عن نواظر خلقه» و چند سطر ديگر.... .

- پروردگارا همانا از تو مي خواهم اي آنكه با پرتو نورش از ديدگاه خلقش در حجاب است.

گفته‌اند كه سلمان عرض كرد يا رسول الله پدر و مادرم فداي تو باد اين دعا را به مردم تعليم نكنم؟ پيغمبر صلی الله علیه وسلم فرمود: اي اباعبدالله نه كه (خوانندگان اين دعا) نماز را ترك مى‌كنند و مرتكب زنا مي‌شوند درحالي كه خدا همه آنها و خانواده هايشان و همسايگانشان را و حتي كساني كه در مسجد آنها هستند و تمام مردم شهر خواننده دعا را مي‌آمرزد!!!.

يعني ثواب اين دعا آنقدر تند و تيز است كه نه تنها موجب آمرزش خواننده دعا كه نماز را ترك مي‌كند و مرتكب زنا حتي با مادر خودش مي‌شود بلكه تمام مردمي كه در شهر خواننده اين دعا ساكن اند آمرزيده خواهند شد!!!.

چه كسي مي‌تواند بگويد كه در يك شهر يك تن يافت نمي‌شود كه در طول عمر يك بار اين دعا را بخواند تا تمام اهالي شهر آمرزيده شوند!؟

حديث از اين بهتر!!؟ نويسنده‌اي چون سيد بن طاووس و روايت كننده‌اي چون امير المؤمنين و گوينده‌اي چون پيغمبر صلی الله علیه وسلم اين حساب دنيا و آخرت! مرگ مي‌خواهي برو گيلان!!

5- بازهم از بركات احاديث خصم قرآن كه در كتب معتبر فراوان است حديثي است كه در همان كتاب «مهج الدعوات» سيد بن طاووس بنا به نقل بحار الانوار جلد نوزدهم (ص 296 چاپ كمپاني) است به اين عبارت: «ومن ذلك دعا جامع لمولانا ومقتدانا أميرالمؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام روينا بأسنادنا إلى سعد بأن يزيد يرفعه في كتابه كتاب فضل الدعاء قال:حدثنا يعقوب بن يزيد يرفعه قال سلمان الفارسى رضی الله عنه [1]».

سلمان فارسي روايت مي‌كند كه از علي بن ابي طالب عليه السلام شنيدم كه مي‌فرمود: رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: يا علي هر كه اين دعا را بر پاره‌اي آهن بخواند آنها ذوب شوند ... .

تا آنجا كه فرمود: قسم به كسي كه مرا به پيغمبري برانگيخته است اگر خواننده‌اي اين دعا را چهل شب از شبهاي جمعه بخواند خدا گناهان او را كه بين او و آدميان است بيامرزد هرچند با مادر ود زنا كرده باشد! (ولو فجر بأمه)[2].

كسي كه بخواند اين دعا را در حالي كه مي‌خوابد خدا به هر حرفي از اين دعا هزار هزار از روحانيون(فرشتگان) را كه رخسارشان هفتاد بار بهتر از آفتاب و ماه باشد بر انگيزد كه برايش استغفار كنند. وبراي او حسنات و درجات بنويسند!!!.

سلمان گفت: عرض كردم پدر و مادرم فداي تو يا امير المؤمنين آيا كسي كه اين دعا را بخواند همه اين ثوابها را خواهد داشت علي عليه السلام فرمود: من از پيامبر پرسيدم ورسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: يا علي تو را خبردهم به عظيم‌تر از اينها، كسي كه بخوابد در حالي كه تمام گناهان كبيره را مرتكب شده باشد اگر اين دعا را بخواند و بميرد در نزد خدا شهيد است و هر چند بدون توبه بميرد، خدا مسجدش را و امامش را به عفو و رحمت خويش بيامرزد!!.

اين دعا در بحار چند سطر است وبا جمله: «اللهم إنك حي لا يموت».

-پروردگارا همانا تو زنده‌اي هستي كه نمي‌ميرد. آغاز مي‌شود.

حال اين دعاها كه در اين كتب معتبر!! كه بزرگاني چون شيخ صدوق و علامه حلي و سيد بن طاووس و امثال ايشان نوشته‌اند و در كتب ادعيه موجود است، ‌فقط يك استعداد مخصوص زناي بامحارم لازم دارد تا انسان اين ادعيه را به دست آورد و وسيله آمرزش خود قرار دهد!! و هر گناه كه مي‌خواهد مرتكب شود و از هر زني كه رغبت كند كام دل گيرد زيرا زنايي بدتر از زناي با مادر كه نيست، در صورتي كه زناي با مادر نيز با اين دعا بدون توبه مغفور است!! ديگر چه گناهي درمقابل اين دعا، تاب مقاومت دارد؟!.

اينست بركات احاديث دركتب معتبرما!! و در اينگونه احاديث است كه ثواب زيارت يك قبر بيش از نود حج با رسول الله و بيش از يك ميليون حج با ديگران است!!.

پاره‌اي از مخالفان ما كه عشق هر بدعت و با حق خصم بي حجت اند چون با چنين انتقادي در آثار ما آشنا مي‌شوند مي گويند فلان را چه شده كه جستجو كرده اين نوادر را پيدا نموده آنگاه آن را بزرگ كرده و به رخ ما مي‌كشد!.

در پاسخ مي گوييم:

اولاً: آنچه ما از اين بدعتهاي سنت شكن آورده‌ايم نوادر نيستند بلكه بسيارند و در دسترس همه.

ثانياً: فرضاً كه اينها نوادر باشند و حال آنكه كتب مملو از آنهاست، آيا براي تزلزل اركان دين بلكه ويراني بنيان شريعت هر يك و حتي يكي از آنها كافي نيست؟!.

هرگاه با يك دعاي مسند و مختصر بتوان انواع گناهان را مرتكب و بدون توبه مغفور و مالك باغهاي بهشت وحور و قصور شد و با يك بار زيارت يك قبر ثواب بيش از نود حج با رسول الله صلی الله علیه وسلم را كه در عمر مباركش فقط يك حج اسلامي به جاي آورد، جائز شد! و با يك قطره اشك چشم در عزاداري، آ‌تش غضب خدا را خاموش كرد! آيا ديگر براي انذارات قرآن كه در بيش از هزار آيه قرآن مذكور است، اثري باقي مى‌ماند و در چنين جامعه‌اي اثري از انسانيت و مسلماني مي‌توان يافت؟ عيان كافي از بيان است! و بايد هم چنين باشد زيرا: يك مثقال زهر، يك نهر آب را مسموم و هزارن نفر را مقتول ومعدوم مى‌كند.

صد كاسه انگبين را يك قطره بس بُود.    زان چاشني كه در بُن دندان ارقم است!

و بدتر از همه آثار شرك باري است كه در اين دعاها و زيارتنامه‌ها به چشم مي‌خورد مثلا به اميرالمؤمنين عليه السلام لقب «عين الله الناظرة ويده الباسطة». (چشم بيناي خدا و دست باز خدا) مي‌دهد تا از اين لقب‌ها، آيت الله العظمي زمان ما استنباط واستدلال به ولايت تكويني و عالم الغيب لايعزب عنه مثقال ذره دربارة امامان كنند!! و از جمله «إياب الخلق إليكم وحسابهم عليكم»(آمدن خلق بسوي شماست وحسابشان نيز با خود شماست) (مفاتيح الجنان دعای جامعه کبيره).

در حالی که خداوند در آخر سوره‌ي غاشيه مي‌فرمايند: « إن إلينا إيابهم ثم إن علينا حسابهم». ترجمه: بازگشت مخلوقات بسوی ماست و حساب آنها هم با ماست!

برای اين کلمات و اعتقادات مشرکانه چه دلائلی دارند؟! برای اينکه علی عليه السلام و رضي الله عنه را (قسيم الجنة والنار) «تقسيم کننده‌ي بهشت و دوزخ». معرفی مي‌کنند در حالی که با آيات قرآن تناقض و تضاد دارد چه دلائلی دارند؟

استفاده معفو ومغفور بودن جميع شيعيان از تمام گناهان به علاوه شفيع بودن آنها بر جميع خلق جهان شود!! و فقط با بودن همين جمله در زيارتنامه به حساب تمام آيات قرآن كه استماع حتي يك آيه آن در خصوص حساب و ميزان يوم القيامه دل كوه را آب و جگر شير را كباب مي‌كند قلم نسخ بكشد!! و هر انسان عاقلي از خود مي‌پرسد كه اين پيغمبر صلی الله علیه وسلم مگر همان گونه كه دشمنانش مي‌گفتند: العياذبالله بي‌كار بود كه از يك طرف آن گونه آيات هول انگيز و جملات زهره گداز از جانب خدا بياورد كه خواب و آسايش را از هر مؤمن صاحب شعور سلب كند و از طرف ديگر با رهنمود به خواندن يك دعاي چند سطري و يك زيارت چند قدمي نه تنها خوانندة آن دعا و زائران قبر، مغفور و مالك هزاران حور و قصور خواهد شد بلكه ميليونها ثواب و اجور ديگر ازخدا طلبكار مي‌شود!! ؟

آيا اين تناقض نيست؟ و اگر نه ،‌پس تناقض چيست؟ شايد مطالعه و نظر در اين مختصر تا حدي خواننده‌ي صاحبنظر را به اين حقيقت رهبري كند!.

چنانكه گذشت جعل حديث كه از همان ابتدا براي مقاصد سياسي و به منظور دشمني با حقايق اسلامي صورت گرفت كه ما شرحي از آن را دركتاب ارمغان آسمان[3] آورده‌ايم در مسأله دعا و زيارت و محبت و ولايت كه به وسيله آن موضوع خوف و خشيت را از دين بود و إلا نه اين دعاها را آن اثر و نه اين زيارتها را آن ثمر است!. وچنانكه قبلا آورديم زيارت اموات را در شريعت حضرت خير البريات اين بركات نيست!!.

در اينجا اين سؤال مطرح مي‌شود كه مسأله ثواب زيارت در اين امت منحصر با فرقه شيعه نيست بلكه در كتب اهل سنت نيز احاديثي در اين باب مي‌توان يافت،‌ از جمله در همان كتاب «وفاء الوفاء » سمهودي كه خود تاريخ قبر رسول خدا صلی الله علیه وسلم را آورده است و از آن مي‌توان دريافت كه در طول يك قرن پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه وسلم هيچ خبر و اثري از زيارت قبر آن حضرت در بين مسلمانان از اصحاب و تابعين نبود با اين حال در باره زيارت حدود هفده حديث ضبط شده است و علاوه بر آن سي و سه حديث از طريق شيعه آورده است!!.

البته پاره‌اي از اين احاديث از حيث متن و سند مكرر اند به طوري كه مي‌توان گفت تمام آنها منتهي مي‌شود به دو حديث!! كه آن دو را بيهقي در سنن الكبري (5/245) آورده است كه از حيث سند يكي مجهول و ديگري ضعيف است!!.

از هفده حديث سمهودي، نُه حديث آن مستند به «ابن عمر» است و ظاهراً تنها اين استناد از آن جهت است كه در ميان اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وسلم تنها «عبدالله بن عمر» بوده است كه چون از سفري بر مي‌گشت به در خانه‌اي كه قبر رسول خدا صلی الله علیه وسلم و ابوبكر و پدرش(عمر) بود مي‌رفت و سلام مي كرد! لذا حديث سازان به عمل او استناد و احاديث را به او اسناد داده اند! و اگر دقت شود اكثر راويان آن مجاهيل بوده‌اند! و يكي از عجائب در اين احاديث آن است كه در بيشتر آنها اين جمله ديده مي‌شود كه:  «من زارني بعد مماتي فكأنما زارني في حياتي».

- هركه مرا بعد از مردنم زيارت كند همچون كسي است كه مرا در زنده بودنم زيارت كرده است!!.

 و همين عبارت نيز دليل بر بي اعتباري آن است!.

در هر منطقي ونزد هر عاقلي و حتي به مضمون خود همين احاديث، حيات بهتر از ممات است، حال بايد ديد مگر آنان كه در حيات رسول خدا صلی الله علیه وسلم او را زيارت كردند اما به زيارت كردن بعد از موت از آن بهره ور مي‌شوند؟ و چون حديث به كلمه «من» بدون مقيد بودن به صفتي ابتدا مي‌شود معلوم مي‌گردد كه هر كس باشد گو باش! يعني فرقي نمی‌كند بنابراين بسياري از زائرين آن حضرت در زمان حيات, كفار و منافقين بودند و زيارت آن حضرت نه تنها فضيلتي برايشان كسب نكرد بلكه بالعكس موجب خسارت ايشان گرديد و براي مؤمنين هم تنها زيارت آن حضرت كسب فضيلت نكرد بلكه آنچه موجب سعادتشان شد تبعيت از پيامبر و اعمال صالحه ايشان بود! چنانكه مشهور است اويس قرني كه آن حضرت را نديد بارها مورد مدح آن جناب بود كه:  «إني أشم رائحة الرحمن من جانب اليمن».

- رايحه رحمت پروردگار از سوي يمن به مشامم مي رسد.

و عبدالله بن ابي كه آن حضرت را بارها ديدار كرد مورد لعن خدا و رسول بود.

آنچه مسلم است به طور قطع و يقين حتي يكي از اين احاديث كه پنجاه باشد يا دو حديث، ‌از طرف پيغمبر صلی الله علیه وسلم صادر نشده است و گر نه اگر يكي از اين حديثها در زمان حيات رسول الله صلی الله علیه وسلم از آن حضرت شنيده شده بود از همان روز دفن آن جناب، مزارش مورد زيارت همه اصحاب بود! نه اينكه پس از گذشت يك قرن هنوز در خانه‌اي كه قبر آن حضرت است پالان پوسيده شتر درگوشه‌اي و ظرف خالي از آب در گوشه‌اي! و جاي پاي عمر روي خاكهاي مجاور قبر باقي مانده باشد!.

علاوه بر آنكه زيارت قبور نهي شده و در اسلام جز براي عبرت و تذكر موت بدان دستور داده نشده است بلكه طبق كتب رجال كساني كه احاديث زيارت را روايت كرده‌اند همگي از غلات وضعفاء و مجاهيل بوده‌اند كه ما حدود چهل نفر از آنان را كه احاديث زيارت بديشان مستند است درهمين مختصر به نقل از كتب أئمه رجال معرفي خواهيم كرد. و تو خود، حديث مفصل بخوان از اين مجمل!

پس اينگونه احاديث اگر براي تخريب دين نبود (كه بود) باري براي تأئيد دين نبوده ونيست! و خوانندة حقيقت جو در همين رساله مختصر كه ترجمه حال رجال و راويان اين احاديث را كه زيارت را با آن ثوابهاي كذائي براي ما ارمغان آورده‌اند هرگاه با دقت مطالعه كند درمييابد كه نه سند اين احاديث مقبول است ونه متن آن معقول! بلكه افكار خام و نابكار يك مشت غلوكننده و جاهل است كه اگر دشمن اسلام نبوده‌اند باري به حقايق آن هم راهي نيافته‌اند و علاقه‌اي نداشته‌اند: «ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ » (النور:40). «ظلمتهايى است يكى بر فراز ديگرى».

 

-----------------------------

[1] -و (2)-كتاب مهج الدعوت ، چاپ جديد ، ص 76 و ص 138 از انتشارات كتابخانه سنائي.

 

[3] -ر.ك «ارمغان آسمان» ص 173. اين كتاب بيست و اندي سال قبل انتشار يافته و نيازمند تصحيح وتهذيب و تغيير برخي از مطالب است.

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه