منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 327
بازديد کل : 2515062
 
   
آيا دفن اموات در مسجد جايز است؟
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-26  تعداد بازديد:434
ام حبيبه و ام سلمه رضي الله عنهما براي پيامبر صلي الله عليه وسلم از كليسايي كه در زمان هجرت به حبشه، آنرا ديده بودند و مملو از عكس و تصوير بود، سخن گفتند. رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: «آنها كساني بودند كه هرگاه فرد نيكوكاري از آنان، فوت ميكرد، بر قبرش، مسجدي بنا مي كردند و در آن، تصاوير و تمثالهاي آن شخص را نقاشي مي كردند. روز قيامت، اين افراد، بدترين مخلوق، نزد خدا خواهند بود».

 

خواستم بدانم اگر دفن اموات در مسجد جايز نيست پس معناي اين روايت چيست؟ پيامبر(صلي الله عليه و آله)، فاطمه بنت اسد را در درون مسجد دفن كرد. وفاء الوفاء سمهودي، ج2، ص517



 

الحمدلله،

فاطمه دختر أسد بن‌هاشم بن عبدمناف بن قُصي‌ هاشميه مادر علي رضي الله عنه است که زني صحابيه و بزرگوار و با فضيلت بود، مادر علي اولّين زني است که در ميان بني‌هاشم متولّد شد.( فضائل الصحابه 985/2) و افتخار سرپستي رسولالله صلي الله عليه وسلم نصيب او شد، اين از زماني شروع شد که عموي پيامبر صلي الله عليه وسلم به سفارش پدر سرپرستي رسولالله را به عهده گرفت. بنابراين فاطمه دختر اسد براي پيامبر صلي الله عليه وسلم همچون مادرش بود که تمام کارها و امور زندگيش را تا حد توان انجام مي‌داد.

سرپرستي رسولالله صلي الله عليه وسلم براي مدّتي نسبتاً طولاني بر عهده فاطمه بنت اسد بود. ايشان از جمله زنان برگزيده‌اي است که در مسلمان شدن از ديگر زنان پيشي گرفته ‌است و در ميدان فضيلت داراي مقام و منزلتي والا بود، ايشان با فاطمه دختر پيامبر از روي مهر ورزي و محبّت رفتار مي‌کرد و در نيکي کردن به او و پدرش از هيچ کوششي دريغ نمي‌کرد و در کارهاي خانه به دختر پيامبر صلي الله عليه وسلم کمک مي‌کرد.

مادر علي در دوران حيات و هنگام مرگ در نزد رسولالله صلي الله عليه وسلم از احترام زيادي برخوردار بود و هنگامي‌که در احتضار مرگ بود، پيامبر حضور داشت (امير المؤمنين علي بن ابي طالب، احمد السيد/24.)، امّا آنچه ‌از انس روايت شده‌ اين است که رسولالله صلي الله عليه وسلم مادر علي را دفن کرده ‌است، بسيار ضعيف (ضعيف جدّاً) است و با طريق‌هاي ديگر تقويت نمي‌شود. تمام طرق آن بسيار ضعيف است. روايت به شرح زير است:

وقتي فاطمه دختر اسد (مادرعلي) وفات يافت رسولالله صلي الله عليه وسلم آمد و کنار سرش نشست و گفت: « مادرم، خدا تو را رحمت کند، تو پس از مادرم برايم مادر بودي، گرسنه بودم سيرم کردي، عريان بودم مرا لباس مي‌پوشاندي، غذاهاي خوب را خودت نمي‌خوردي و به من مي‌دادي، در همه‌ي اينها بدنبال رضايت خداوند و زندگي در سراي آخرت بودي». سپس دستور داد او را سه بار غسل دادند. وقتي مي‌خواستند آب و کافور را بر رويش بريزند، رسولالله صلي الله عليه وسلم آن را با دستش ريخت و سپس پيراهنش را ار تن در آورد و با پارچه‌اي ديگر او را کفن کرد، بعد از اين اسامه بن زيد و ابو ايوب انصاري و عمر بن خطاب و غلامي‌ سياه پوست را صدا زد و دستور داد قبرش را حفر کردند، وقتي مي‌خواستند لحد را حفر کنند، پيامبر صلي الله عليه وسلم با دستان خود آن را کند و خاک‌هايش را با دست بيرون مي‌کرد. بعد از حفر لحد، در آن به پهلو خوابيد و گفت: «اي خداوندي که زنده مي‌کني و مي‌ميراني و هميشه زنده‌اي و نمي‌ميري، مادرم دختر اسد را مورد مغفرت خود قرار ده و حجتش را به او تلقين نما و محل ورودش را به حق پيامبرت و پيامبراني که پيش از او بوده‌اند وسيع و گشاد گردان، که تومهربان ترين مهربانهايي». در نماز جنازه‌اش تکبير گفت، سپس او را به کمک عباس و ابوبکر داخل قبر گذاشت. اين روايت بسيار ضعيف است. (ضعيف جدّاً، السلسلة الصحيحة شيخ الباني (23/32/1))

برخي از اين روايت ضعيف بر جواز توسّل به اشخاص استدلال کرده‌اند (السمهودي در وفاء الوفاء (4/1373)، وكوثري در محق التقول: ص (379- 391)، وبوطي در السلفية مرحلة، (155)، وعلوي في مفاهيم: ص ‏‏(65)‏).

 استاد ابو عبدالرحمن جيلان بن خضرالعروسي در رساله‌ي ليسانس خود راههاي روايت اين حديث را بررسي کرده و ضعف و بطلان آن را شرح و توضيح داده‌است (الدعاء و منزلته /794 تا 798) و مي‌گويد: اين حديث از پنج طريق روايت شده که سه تاي آن متّصل و دو تاي ديگر مرسل است، امّا توسّلي که گمان مي‌کنند جايز است فقط در يکي از طريق‌هاي آن يعني همان روايت أنس وجود دارد. البته گفتني است که ‌اين روايات از نظر ارزش و اعتبار در حدّي هستند که فقط مي‌توان با آن ايراد‌ها و معلول بودن روايت را ثابت نمود؛ چون همه ضعيف‌اند و ايرادها و ضعف‌هاي اين روايات بگونه‌اي واضح است که به جز بر ضعف و بي پايه بودن آن چيزي افزوده نمي‌شود و متن آن از چند جهت متناقص است.

الف – اين روايت با روش و سنّت رسولالله صلي الله عليه وسلم در غسل جنازه‌ي زن در چند مورد مخالف است، در اين روايت آمده: پيامبر صلي الله عليه وسلم با دستش آب روي جنازه ريخت، اين مطلب فقط در اين روايت آمده ‌است، در حالي که در روايتي که در رابطه با غسل زينب دختر پيامبر صلي الله عليه وسلم آمده که پيامبر به زنها دستور داد تا او را غسل دهند و خودش آب نريخت. بخاري و مسلم از محمّد بن سيرين و او از امّ عطيه روايت کرده‌اند که گفت: رسول خدا صلي الله عليه وسلم بر ما وارد شد در حالي که دخترش را غسل داده بوديم، خطاب به ما فرمود:

 «اغسلنها ثلاثًا أو خمسًا أو أكثر من ذلك إن رأيتن ذلك بماء وسدر، واجعلن في الآخرة كافورًا، فإذا فرغتن فآذننى»( الدعاء و منزلته من العقيدة الاسلاميه (794 تا 798)).

يعني: او را سه بار، پنج بار يا بيشتر، اگر لازم ديديد با آب و سدر بشوييد و بار آخر با کافور بشوييد، وقتي که‌از شستنش فارغ شديد، مرا خبر کنيد. مي‌گويد: وقتي فارغ شديم لباسش را انداخت و گفت با اين او را کفن کنيد و چيزي بر آن نيفزود.

ب – حفر قبر به دست مبارک پيامبر و بيرون نمودن خاک‌ها و به پهلو خوابيدن در آن، هيچ اصلي ندارد و در آن زمان هم مرسوم نبوده ‌است، بلکه فقط در همين حديث ضعيف آمده و باورش معمول و مشهور از پيامبر صلي الله عليه وسلم مخالف و مبالغه و زياده روي است.

ج – وانگهي شروع دعا با لفظ غائب و سپس با لفظ خطاب، از اسلوب معمول در دعاهاي مأثور، مانند: «اللهمّ أنت... ». به دور است و بجز در اين دعا که ‌آمده: «الله ‌الذي... ». در هيچ دعاي ديگر سراغ نداريم.

د – از آنچه بر ضعف اين روايت دلالت دارد اين است که راوي اعتراف کرده پيامبر صلي الله عليه وسلم اين کارها را فقط همين انجام داد! و به اين صورت خواسته ‌آنچه مي‌گويد درست جلوه دهد. امّا هرگز نادرست، درست نخواهد شد.

 

وهمچنين ازعبد العزيز حدّث از عبد الله بن جعفر بن المسور بن مخرمة، از عمرو بن ذبيان، از محمد بن علي بن أبي طالب روايت کرده که گفت: «هنگامي که فاطمه (بنت اسد) در بستر مرگ قرار گرفت، و رسول خدا صلي الله عليه وسلم بدان مطلع گشت، فرمود: «إذا توفيت فأعلموني» هرگاه فوت کرد مرا خبر کنيد. هنگامي که وفات کرد پيامبر صلي الله عليه وسلم بسوي وي رفت و دستور داد تا قبر وي را آماده کنند، و قبر او در مکان مسجدي که امروزه به آن قبر فاطمه گويند حفر شد، سپس براي قبرش لحدي حفر کردند، هنگامي که فارغ شدند پيامبر صلي الله عليه وسلم در کنار لحد به پهلو خوابيد و به تلاوت قرآن مشغول شد سپس لباس خود را درآورد و امر کرد تا وي را در آن کفن کنند، سپس در کنار قبرش بر وي نماز خواند و نُه تکبير خواند..»

اين روايت نيز صحيح نيست، و بلکه بر اساس روايات صحيح فاطمه بنت اسد در قبرستان بقيع دفن شد، و در اين قبرستان هيچ مسجدي وجود نداشت! در ضمن بالفرض که اين روايت يا روايات مشابه صحيح باشند، اين دليلي براي دفن فاطمه در مسجد نيست، زيرا:

اولا: در زمان رسول خدا صلي الله عليه وسلم مساجد متعدي وجود نداشتند بجز يکي دو مسجد، و پيامبر صلي الله عليه وسلم در هيچيک از آن مساجد مرده اي را دفن نکردند.

دوما: اگر پيامبر صلي الله عليه وسلم در زمان حياتشان افرادي همچون فاطمه بنت اسد را در مسجد دفن مي کردند، پس چرا صحابه هايي همچون حمزه رضي الله عنه را که محبوب رسول خدا صلي الله عليه وسلم بود را در مسجد دفن نکردند؟!

سوما: در روايت فوق – هرچند که ضعيف است - آمده که بعدها در مکان دفن فاطمه مسجد ساختند نه اينکه در زمان خود پيامبر صلي الله عليه وسلم آنجا مسجد بوده باشد.

چهارم: کساني که (روافض) به اين روايت يا ديگر روايتهاي مشابه که همگي ضعيف يا دروغ هستند، استناد مي کنند، بايد گفت که در کتاب شرح نهج البلاغه از ابن ابي الحديد آمده که آرامگاه فاطمه در قبرستان بقيع در مدينه قرار دارد، هر چند که کتاب نهج البلاغه بدليل نداشتن سند، اعتبار علمي هم ندارد. اما ما مي دانيم که اين شخص جاهلي که به اين روايت ضعيف در کتابهاي صوفيه استدلال مي کند، قصدي جز ايجاد شبهه ندارد، زيرا خود او روايات صحيح اهل سنت را قبول ندارد، چه برسد به روايات ضعيف آن..

پنجم: عايشه رضي الله عنها مي گويد: أَنَّ أُمَّ حَبِيبَةَ وَأُمَّ سَلَمَةَ رَضِيَ الله عَنْهُمَا ذَكَرَتَا كَنِيسَةً رَأَيْنَهَا بِالْحَبَشَةِ، فِيهَا تَصَاوِيرُ، فَذَكَرَتَا لِلنَّبِيِّ صلي الله عليه وسلم، فَقَالَ: «إِنَّ أُولَئِكَ إِذَا كَانَ فِيهِمُ الرَّجُلُ الصَّالِحُ فَمَاتَ، بَنَوْا عَلَى قَبْرِهِ مَسْجِدًا، وَصَوَّرُوا فِيهِ تِلْكَ الصُّوَرَ، فَأُولَئِكَ شِرَارُ الْخَلْقِ عِنْدَ اللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ». (بخارى:427)

ام حبيبه و ام سلمه رضي الله عنهما براي پيامبر صلي الله عليه وسلم از كليسايي كه در زمان هجرت به حبشه، آنرا ديده بودند و مملو از عكس و تصوير بود، سخن گفتند. رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: «آنها كساني بودند كه هرگاه فرد نيكوكاري از آنان، فوت ميكرد، بر قبرش، مسجدي بنا مي كردند و در آن، تصاوير و تمثالهاي آن شخص را نقاشي مي كردند. روز قيامت، اين افراد، بدترين مخلوق، نزد خدا خواهند بود».

حال با اين اوصاف، چگونه ممکن است که ايشان چنين بفرمايند ولي خود بر خلاف گفته ي خود عمل کنند؟!! و قطعا اين تناقض در اقوال و افعال رسول خدا صلي الله عليه وسلم بدور است، مگر آنکه قبر پرستان و کساني که جز در نزد قبور قلبهاي مريضشان آرام نمي شود، به روايات ضعيف يا دروغ استدلال کنند و احاديث صحيح را رها کنند.

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه