منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 385
بازديد کل : 2515120
 
   
شبهه درباره ي رؤيت خداوند متعال
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-26  تعداد بازديد:417
بر طبق آيات قرآن و احاديث متواتر، روئيت الله تعالي در روز قيامت (نه دنيا) با چشم ممکن است و کيفيت آنرا نمي دانيم. اما ديدن الله تعالي در دنيا ممکن نيست ولي در خواب و رويا ممکن است.

 

كتاب المعجم الأوسط طبراني را كه از كتاب‌هاي معتبر أهل سنت است، در جلد 3، صفحه 335، حديث شماره 4767، چاپ دار الفكر عمان و دار الكتب العلمية بيروت، سال چاپ 1420 قمري و 1999 ميلادي.

هم‌چنين آقاي أبو يعلي كه از استوانه‌هاي علمي آقايان وهابي‌هاست و حنبلي مذهب است و به وجود او افتخار مي‌كنند، نقل مي‌كند از إبن عباس:

هل رأي محمد (صلي الله عليه و سلم) ربه؟ قال: نعم. قال: كيف رأي؟ قال: في صورة شاب دونه ستر من لؤلؤ كأن قدميه في خضرة.

آيا پيامبر (صلي الله عليه و سلم) خدا را ديد؟ گفت: بله. گفت: خدا چه شكلي بود؟ گفت: در صورت جواني ديدم كه موي صورتش در نيامده و گويا قدم‌هايش در فضاي سبز بوده است.

در همانجا راوي مي‌گويد من از إبن عباس سؤال كردم:

أ ليس هو من يقول: «لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ»، قال: لا أم لك! ذاك نوره الذي هو نوره إذا تجلي بنوره لا يدركه شئ.

آيا او نبود كه در قرآن مي‌گفت: «هيچ چشمي خداوند را نمي‌تواند ببيند»؟ گفت: اي بي مادر! وقتي نور خدا تجلي كند و جهان را فرا بگيرد، نور خدا مانع از ديدن مي‌شود. ولي اگر نور خدا تجلي نكند، مي‌توان خدا را ديد.

إبطال التأويلات في أخبار الصفات لأبو يعلي، ج1، ص148، ح151 ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج 2، ص316 ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج5، ص93 ـ تفسير الآلوسي، ج7، ص246 ـ الدر المنثور للسيوطي، ج3، ص37

اينها بيشتر به افسانه شبيه است تا به حقايق. إن شاء ا... به بينندگان عزيز قول مي‌دهيم مقداري در رابطه با بحث تجسيم وارد شويم و اين روايات را به قرآن و تورات عرضه كنيم و قضاوت را به عهده بينندگان عزيز بگذاريم.

جالب اين است كه همين آقاي أبو يعلي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي‌كند:

دخلت علي ربي في جنة عدن ... في ثوبين أخضرين.

وقتي به معراج رفتم، وارد بهشت شدم و خدمت خداوند رسيدم و ديدم خداوند به صورت جواني شاداب و دو نوع لباس سبز رنگ بر تن داشت.

إبطال التأويلات في أخبار الصفات لأبو يعلي، ج2، ص473

وقتي انسان اين مطالب را نگاه مي‌كند، بدنش مي‌لرزد. آن وقت اين را آقايان توحيد ناميده‌اند.

با تشکر



 

الحمدلله،

در ارتباط با اين حديث که این شخص جاهل بدان استناد کرده بايد گفت:

متاسفانه شيعه هيچگاه ياد نمي گيرد که به احاديث صحيح استناد کند! و شايد عمدا اين کار را نمي کنند، زيرا اگر به روايات صحيح استناد کنند به اهداف پليد خود نخواهند رسيد، و اساسا مذهب روافض بر روايات دروغين و ضعيف پايه گذاري شده و اگر قرار باشد از آن روايات دست بکشند، هر گز نمي توانند با کلام الله خود را بر حق نشان دهند.

يک قاعده ي مهم را نبايد فراموش کرد:

اينکه هيچ کلامي جز آيات قران و احاديث متواتر حجت و قطعيت ندارند مگر حديث آحادي که سند آن متصل باشد و راويانش همگي عادل و ضابط و بدور از دروغ و فسق و بدعت باشند، و متن حديث هم معلول نباشد.

در غير اينصورت هر حديثي چه در کتب اهل سنت و چه کتابهاي اهل بدعت مورد قبول و حجت نيست.

اما اين حديث « ..في صورة شاب دونه ستر من لؤلؤ كأن قدميه في خضرة ..»:

اولا نه قران است و نه حديث متواتر است.

دوما اين حديث آحاد است، پس بايد بدانيم که محدثين زبردست و حاذق در مورد سند و راويان و متن اين حديث چه نظراتي دارند:

علما رحمهم الله فرموده اند که اين حديث از دو جهت روايت شده است:

اول از طريق: حديث قتادة عن عكرمة عن ابن عباس رضي الله عنهما بصورت مرفوع.

دوم از طريق: مروان بن عثمان عن عمارة بن عامر عن أم الطفيل امرأة أبي بن كعب بصورت مرفوع.

حال بعضي از علما طريق اول را ضعيف و حتي دروغ مي دانند، از جمله اي اين علما (ابن الجوزي در (العلل المتناهية: 1/36) و سبكي في (طبقات الشافعية الكبرى 2 / 312) حديث را دروغ مي داند) مي باشند، ولي بعضي ديگر حديث را ضعيف نمي دانند همچون (طبراني و أبو زرعة الرازي و أبو الحسن بن بشار و ابن صدقة).

و همچنين طريق دوم را بعضي از علما ضعيف نمي دانند همچون (الحسن بن بشار وأبو يعلى) ولي اکثر محدثين آنرا ضعيف مي دانند همانند (امام أحمد در (المنتخب من علل الخلال لابن قدامة ص284) و ويحي بن معين (تاريخ بغداد للخطيب: 13/311) و نسائي (العلل المتناهية لابن الجوزي: 1/30) و ابن حبان در (الثقات:  5/245) و سبكي در (طبقات الشافعية الكبرى 2 / 312) و وابن حجر في (تهذيب التهذيب 10/86) و سيوطي في (اللآلئ المصنوعة 1/30) آنرا دروغ مي داند و شوكاني في (الفوائد المجموعة ص447)).

بنابراين مشاهده مي شود که اکثر محدثين حاذق اين حديث را ضعيف و بعضي آنرا دروغ مي دانند، هرچند عده اي آنرا ضعيف ندانسته اند.

اما يک نکته: جداي از اينکه حديث ضعيف و دروغ است يا خير، و اينکه علما در مورد تصحيح آن نظراتي داشته اند، همگي بر يک چيز متفق هستند؛ اينکه اين امر در خواب و رويا بوده است نه در حالت بيداري.. يعني حتي آنکساني هم که حديث را ضعيف نمي دانند نگفته اند که پيامبر صلي الله عليه وسلم خدا را در حالت بيداري و با چشمانش آنرا ديده است.

بعبارتي هيچيک از روايتها و محدثين نگفته اند که پيامبر صلي الله عليه وسلم خدا را در حالت بيداري و در دنيا با چشم و در صورت جواني ديده است! و اين يک دروغ است که نيازي به رد ندارد زيرا اگر به اصل روايات رجوع کنيم و به اقوال محدثين بيانگريم اين امر را خواهيم يافت.

پس کسي ادعا نکرده که (بر طبق اين روايات مشکوک) پيامبر صلي الله عليه وسلم خدا را در صورت جواني در دنيا و حالت بيداري با چشم ديده است، بلکه در خواب و رويا بوده و اين امر محال نيست، زيرا ديدن خدا در خواب محال نيست و در هيچ آيت و حديثي نيامده که ديدن خواب در خواب ناممکن است.. و آنچه که محال است: ديدن خدا در دنيا با چشم است، چنانکه الله تعالي خود در قران مي فرمايد:

« لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ» (انعام 103)

يعني: چشمها (در دنيا) به‌ كنه‌ حقيقت‌ او نمي‌رسند. لذا آنچه‌ در اينجا نفي‌ شده ‌است‌، دريافتن‌ و احاطه ‌نمودن‌ بر حق‌ تعالي‌ است‌، نه‌ اصل‌ رؤيت‌ وي‌؛ زيرا مؤمنان‌، خداوند متعال‌ را در آخرت‌ مي‌بينند چنان‌كه‌ خود مي‌فرمايد: ﴿ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴾ : (در آن‌ روز، صورتهايي‌ شاداب‌ و مسرورند و به‌ پروردگار خويش‌ مي‌نگرند) «القيامه/ 22 ـ 23». همچنان‌ ديدن‌ حق‌ تعالي‌ در آخرت‌ با احاديث‌ متواتر ـ به‌ چنان‌ تواتري‌ كه‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ را در آن‌ راهي‌ نيست‌ ـ نيز ثابت‌ شده‌ است‌ «و او ديدگان‌ را درمي‌يابد» يعني: حق‌ تعالي ‌به‌ آنها احاطه‌ مي‌كند و به‌ كنه‌ و حقيقت‌ آنها مي‌رسد به ‌طوري‌ كه‌ هيچ‌ پوشيده‌اي ‌از آنها بر او پنهان‌ نمي‌ماند.

بنابراين بر طبق آيات قرآن و احاديث متواتر، روئيت الله تعالي در روز قيامت (نه دنيا) با چشم ممکن است و کيفيت آنرا نمي دانيم. اما ديدن الله تعالي در دنيا ممکن نيست ولي در خواب و رويا ممکن است.

جالب اينست که با وجود آنکه همه از وجود خرافات مضحک تشيع مطلعند و بعض از آنها آنقدر خنده آور است مانند:

- «وقتي پيامبر صلي الله عليه وسلم متولد شد چند روز شير نداشت كه بخورد. ابوطالب او را به پستان‌هاي خود بست و خداوند شير را در آنها قرار داد. چند روزي از اين طريق شير نوشيد تا وقتي كه ابو طالب او را به حليمه سعديه سپرد».[ الأصول من الکافي (کتاب الحجة)، تهران، ج1، ص458.]

- اگر شمشير ابن ملجم نبود علي در دنيا جاودان مي‌‌‌ماند.[ أصل الشيعة وأصولها، بيروت ،1960، ص112.]

- از جمله افتراهاي دروغ آميز شيعه بر اهل بيت اين است که به ابوعبدالله دروغ بسته اند که درباره‌ي زمين از وي سؤال شد: «زمين بر روي چه چيزي است؟ فرمود: بر روي ماهي. گفتم: ماهي بر روي چه چيزي است؟ گفت: بر روي آب. گفتم: آب بر روي چه چيزي است؟ گفت: بر روي صخره. گفتم: صخره بر روي چيست؟ گفت: بر روي گاو. گفتم: گاو بر روي چيست؟ گفت: بر روي خاک. گفتم: خاک بر روي چيست؟ گفت: آن موقع علما سردرگم مي‌شوند».[ تفسير قمي، ج2، ص59.]

- ابن بابويه قمي از ابوالحسن درباره‌ي مسخ شده‌ها پرسيد، او در جواب گفت:

«فيل مسخ شده است؛ زيرا او در اصل پادشاه زناكار و لواط كار بوده است و خرس مسخ شده، چون يك مرد ديوث و بي‌غيرت بوده و خرگوش مسخ شده، چون يك زن است كه به شوهرش خيانت كرده و از حيض و جنابت غسل نكرده است و خفاش مسخ شده، چون كسي است كه خرماي مردم را دزديده است و زهره مسخ شده، چون زني است كه با هاروت و ماروت فتنه کرد. اما ميمون و خوك، گروهي از بني‌اسرائيل بودند كه در روز شنبه گناه كردند. سوسمار و ملخ مسخ شده اند؛ چون گروهي از بني اسرائيل هستند. عقرب مسخ شده؛ چون يك مرد سخن چين است. زنبور مسخ شده؛ چون قصابي است كه گوشت را از ترازو مي‌دزديد».[ علل الشرائع، ص 485 و 486.]

- همچنين از جعفر روايت کرده اند که گويد: «از اميرالمؤمنين، علي عليه السلام  درباره‌ي ديگي که پخته شده و موشي در آن است، سؤال شد، در جواب گفت: شوربايش ريخته مي‌شود و گوشت، شسته و سپس خورده مي‌شود».[ الفروع من الکافي، ج3، ص7.]

- قمي در كتاب خود روايت كرده كه «ابوجعفر باقر عليه السلام  وارد دستشويي شد و لقمه ناني را ديد كه بر روي مدفوع افتاده است. آن را برداشت و شست و به برده اش که همراهش بود، داد و گفت: آن را نگه دار تا بيرون بيايم. وقتي كه بيرون آمد به برده گفت: لقمه كجاست؟‌ گفت: آن را خوردم اي پسر رسول الله صلي الله عليه وسلم، گفت: آن لقمه در شكم هر كس كه قرار گيرد، بهشتي است. برو كه تو آزادي‌، چرا كه من خوشم نمي‌آيد كسي كه بهشتي است، خادم من باشد».[ من لا يحضره الفقيه (باب احکام التخلي)، ج1، ص27]

حال اين رافضي به چند حديث مشکوک استناد کرده و مدعي وجود افسانه در اهل سنت شده اند!

توحيد يعني اينکه: فرياد خواهي و مدد خواهي ها همگي از خداوند متعال باشند که شيعه ندارند، توحيد يعني آنکه عبادت خدا بدون واسطه باشد که شيعيان واسطه را جزو دين مي دانند، و قبر پرستي را ثواب و ..

توحيد يعني آنکه خالصانه خدا را بخوانيم ولي تشيع خالصانه ائمه را مي خوانند!

توحيد يعني فقط بر گرد خانه ي خدا طواف کرد و فقط براي خدا نذر نمود ولي تشيع بر گرد قبور ائمه طواف مي کنند و براي آنها نذر مي نمايند..

توحيد يعني آنکه صفات خدا را فقط براي او ثابت کني ولي تشيع صفات خدايي را به امامانشان داده اند..

توحيد يعني منکر صفات خدايي نبود و آنرا تاويل نکرد و برايش تشبيه و تمثيل نياورد ولي تشيع منکر بعضي از صفات هستند..

توحيد يعني نفي خرافات ولي شيعه با خرافات زندگي مي کند و از وجودشان احساس آرامش ...

توصيه مي شود براي رد اعتقادات و شبهات تشيع به "سايت اسلام تکس" مراجعه کنيد.

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه