منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 368
بازديد کل : 2515103
 
   
شيعه ها چطور پيدا شدند؟
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-26  تعداد بازديد:412
گروهي از مردم خود را از مسلمانان مستقل و جدا دانستند و خود را پيرو علي رضي الله عنه دانستند، در زبان عربي به کلمه "پيرو" لفظ "شيعه" اطلاق مي شود، آنها مي گفتند ما شيعه علي هستيم، و شيعه علي يعني پيرو علي، و شيعيان علي يعني پيروان علي..

 

الحمدلله،

بطور مختصر بايد گفت:

در زمان حيات رسول خدا صلي الله عليه وسلم همگي مردم تابع قرآن و پيامبر صلي الله عليه وسلم بودند، زيرا خداوند متعال بارها در قرآن مردم را امر به پيروي از خود و پيامبرش صلي الله عليه وسلم کرده بود، بنابراين کسي نمي گفت که مثلا من: تابع قرآن و ابوبکر هستم! يا نمي گفت من تابع قرآن و علي هستم يا شيعه ي علي هستم! بلکه همه تابع قرآن و پيامبر صلي الله عليه وسلم بودند و بس..

بعد از وفات پيامبر صلي الله عليه وسلم ، ايشان کسي را علنا به جانشيني خود انتخاب نکردند، هر چند که نشانه هايي از وجود رضايت بر جانشيني ابوبکر صديق رضي الله عنه در پيامبر صلي الله عليه وسلم وجود داشت، مانند هنگامي که بر بستر بيماري بودند تنها و تنها ابوبکر را جانشين خود در امامت جماعت مردم نمودند، و اين عمل چندين بار از سوي پيامبر صلي الله عليه وسلم تکرار گشت و حتي يکبار هم شخصي را غير از ابوبکر مامور به امامت بجاي خودشان نکردند، و اين نشانه اي بود که پيامبر صلي الله عليه وسلم ابوبکر را فرد مورد نظرش مي داند والله اعلم.

به هر حال آنچه مسلم است اينست که ايشان بطور علني کسي را جانشين نکردند. با وفات ايشان دسته اي از مسلمانان با ابوبکر رضي الله عنه بيعت کردند، بعد آن بيعت عمومي شد و همگي با وي بيعت کردند و مخالفي وجود نداشت، البته قرار هم نبود که صد در صد مسلمانان موافق باشند، زيرا اعتبار به اکثريت است و مخالفت اقليت تاثيري ندارد، ولي با اين وجود همگي با ابوبکر رضي الله عنه بعنوان خليفه و جانشين پيامبر صلي الله عليه وسلم بيعت کردند.

بعد از اينکه مسلمانان در انتخاب ابوبکر بعنوان جانشين و خليفه پيامبر صلي الله عليه وسلم اجماع کردند هيچ فرقه اي از مسلمانان جدا نشده و بلکه بمانند سابق در زمان حيات رسول الله صلي الله عليه وسلم  باز مردم مي گفتند: ما تابع قرآن و پيامبريم، و حتي در زمان خلافت ابوبکر هم نيز نگفتند که: ما تابع قران و پيامبر و ابوبکريم! و همه خود را مسلمان تابع کتاب الله و سنت نبوي مي دانستند.. آري در زمان عمر ابن خطاب رضي الله عنه و قسمتي از خلافت عثمان رضي الله عنه اوضاع به همين روال بود و مسلمين در حال پيشرفت و شکوفايي بودند و قدرتهاي بزرگ آنزمان را شکست دادند و اين امر موجب وحشت کفار شد، بنابراين تصميم گرفتند تا در بين مسلمين اختلاف ايجاد کنند، زيرا آنها در ميدان جهاد ياراي مقاومت را در برابر مسلمانان نداشتند، پس بهترين حربه ايجاد شکاف در بين مسلمين بود..

در اواخر خلافت عثمان رضي الله عنه بود که کفار تصميم به ايجاد اختلاف کردند، در اين بين شخصي يهودي با نام عبدالله ابن سباء که اهل يمن بود يکي از منافقاني بود که ضربه ي زيادي وارد ساخت، او بظاهر ادعاي اسلام کرد و بعد که خود را مسلمان خواند وارد توده هاي ساده لوح مسلمين گشت و اندک اندک چيزهايي را وارد دين ساخت که قبلا نبود و ادعاهايي کرد که قبل از وي کسي نگفته بود، او سعي کرد تا شخصيت علي رضي الله عنه را نزد مرد برجسته تر کند و عثمان را نزد مردم بعنوان فرد ظالمي معرفي کند، آري همين تبليغات وي موثر گشت و دسته اي همراه وي شدند تا آنکه افرادي بر عليه خليفه ي مسلمين شورش کردند و وي را بشهادت رسانيدند، بعد علي رضي الله عنه را خليفه کردند..

عبدالله ابن سباء بمانند سابق خود را محب علي رضي الله عنه دانست و شروع به غلو و افراط در مورد شخصيت علي رضي الله عنه کرد و حتي پيرواني را نيز گرد خود جمع کرد که بعدها اين گروه خود را شيعيان علي دانستند و اينبار ادعا کردند که مي بايست علي خليفه ي پيامبر صلي الله عليه وسلم مي بود نه ابوبکر! در حاليکه قبل از آنها کسي چنين ادعايي نکرده بود، حتي خود علي رضي الله عنه نيز چنين ادعايي نداشت. اين گروه در مورد علي رضي الله عنه غلو کردند و به وي صفات الوهيت دادند ولذا علي رضي الله عنه دستور داد جمعي از پيروان عبدالله ابن سباء را آتش زنند و خود عبدالله ابن سباء به مداين تبعيد شد، ولي او چون قصد ضعيف کردن اسلام و پيشرفت مسلمانان را داشت، همچنان به ترويج افکار خود همت گذاشت تا بعدها بعد از شهادت علي رضي الله عنه فرقه اي بنام شيعيان علي پديد آمدند و خود را از ساير مسلمانان جدا کردند و دست به تکفير مسلمانان و صحابه زدند و از راه و روش و سنت پيامبر صلي الله عليه وسلم دور گشتند. همچنين از خود اين فرقه نيز دهها فرقه ديگر پديد آمدند، مانند فرقه اماميه و زيديه و اسماعيليه و باطنيه و کامليه و يونسيه و .... آنها با مرور زمان علاوه بر بدعتي که در مورد ولايت و امامت ابداع کرده بودند، اندک اندک اعتقادات ديگري وارد دين ساختند، مثلا اعتقاد به عصمت ائمه و يا مباحث کلامي در باب قضا و قدر و تعريف نادرستي از کفر و ايمان و سخن در مورد عدل الهي و ... بقيه مباحث کلامي و فلسفي که جايي در دين و اسلام نداشت.

يعني بدعت امامت نه تنها متوقف نگشت، بلکه روز بروز بدعتهاي جديدي وارد عقيده کردند تا جائيکه بجاي مدد خواستن از خدا از ائمه مدد مي خواستند و قبورشان را تعظيم مي کردند و ..

آري، بدين ترتيب گروهي از مردم خود را از مسلمانان مستقل و جدا دانستند و خود را پيرو علي رضي الله عنه دانستند، در زبان عربي به کلمه "پيرو" لفظ "شيعه" اطلاق مي شود، آنها مي گفتند ما شيعه علي هستيم، و شيعه علي يعني پيرو علي، و شيعيان علي يعني پيروان علي.. ولي آنهايي که ادعاي پيروي از علي را مي کردند، پيرو هر کسي بودن بجز علي رضي الله عنه ! و آنها از اين ادعاي باطل مبرا هستند و علي رضي الله عنه نيز از اين افراد که خود را به او منتسب مي کنند، بريء مي باشد.

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه