منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 706
بازديد کل : 2624218
 
   
کرويت زمين وفتاواي علماي اهل سنت.
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-25  تعداد بازديد:678
علماي اهل سنت و جماعت از همان ابتدا و اوايل دوران اسلام بر اين واقعيت اقرار کرده اند که زمين کروي شکل است، و حتي فتاواي خود را بر اساس آن تطبيق کرده اند.

 

آقاي بن‌باز: اگر كسي معتقد باشد كره زمين گرد است و به دور خود مي‌چرخد، كافر، مشرك و مرتدّ است. چون اگر كره زمين گرد باشد و بچرخد، قبله بر هم مي‌ريزد و ما هم به آسمان پرتاب مي‌شويم. سايت اينترنتي بن‌باز

آقاي عبد الكريم بن صالح الحنيد: فتواي آقاي بن‌باز در حرمت اعتقاد به كرويت زمين، درست است. هداية الحيران في مسئلة الدوران، ص12

ابن عثيمين: اعتقاد به كرويت زمين، حرام است. مجموع فتاويٰ، ج3، ص153



 

الحمدلله،

قبل از اينکه به بررسي اين ادعا بپردازيم، بايد بگوييم که:

اهل سنت و جماعت بر خلاف اهل بدعت معتقد است که:

در بين انسانها تنها يک مرجع تقليد وجود دارد که فقط تقليد از آن شخص واجب است نه اشخاص ديگر و فقط سخنان او حجت است، و او کسي نيست بجز شخص پيامبر صلي الله عليه وسلم، و دليل اين امر را دستور الله تعالي بر انسانها است که مي فرمايد:

«قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» (آل عمران 31).

يعني: (اي پيامبر) بگو: «اگر خدا را دوست مى‏داريد، از من پيروى کنيد! تا خدا (نيز) شما را دوست بدارد؛ و گناهانتان را ببخشد؛ و خدا آمرزنده مهربان است.»

و مي فرمايد: «مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ» (حشر 7). يعني: آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا کنيد)، و از آنچه نهى کرده خوددارى نماييد؛ و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد که خداوند کيفرش شديد است!

و اين دستورات که در قرآن آمده فقط براي تبعيت از شخص رسول الله صلي الله عليه وسلم بطور مطلق بيان شده است، بعبارتي خداوند انسانها را ملزم نموده که فقط از يک انسان – بطور مطلق و بدون چون و چرا – اطاعت کنند و آن هم پيامبر صلي الله عليه وسلم است نه غير او حال، چه آن شخص خليفه ي راشده باشد يا يکي از اصحاب باشد و يا يکي از اهل بيت و يا هر عالم و ائمه و شخص فاضلي باشد..

دليل اين ادعاي اخير هم اينست که الله تعالي در قرآن مي فرمايد:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ» (نسا 59).

يعني: اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا، و اولو الأمر را! و هرگاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد).

اگردر اين آيه ي مبارکه دقت کنيم متوجه خواهيم شد که کلمه «أَطِيعُواْ» (يعني: اطاعت کنيد) فقط براي الله و رسولش استفاده شده است، ولي براي «اولي الامر» بکاربرده نشده! يعني نفرموده: «أَطِيعُواْ َأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ»، و لذا علما فرموده اند اين بدان سبب است که ممکن است علما يا حکما در اقوال يا اوامر خود خطا کنند و بر همين اساس اطاعت از آنها (يعني حکما و علما)هميشه واجب نيست مگر زماني که اقوال خود را به الله و رسول مستند نمايند، زيرا اگر اقوال خود را به الله و رسولش ربط دهند، اينبار امر آنها واجب الاطاعة خواهد شد.

يعني بر اساس اين آيه مرجع اختلاف، فقط کلام الله و رسول اوست و تبعيت از اولي الامر زماني جايز است که گفته ي خود را مستند به آن دو نمايند و به همين علت مي بينيم که از لفظ «اطيعوا» براي اولي الامر استفاده نشده است.

بنابراين اهل سنت و جماعت؛ الله و رسولش را مصادر و مراجع تشريع مي دانند و تبعيت را جز براي آنها لازم نمي دانند و هيچ حکم شرعي را بدون استناد به آنها قبول ندارند و مهم نيست که چه کسي چه ديدگاهي داشته است ماداميکه رإي و نظر خودش باشد جزو شرع نيست و نبايد آنرا دين دانست، زيرا ممکن است شخص مجتهد خطا کند و خطاي مجتهد دين نيست و براي احدي جايز نيست که از راي خطاي آن مجتهد تقليد کند.

بعد از آن هرکسي که ادعايي يا فتوايي داشته باشد، آن ادعا و فتوا قبول نيست تا زمانيکه براي فتواي خود از کتاب و يا سنت صحيح دليل داشته باشد، بنابراين اقوال فقها حجت نيستند حال شافعي باشد يا ابن تيميه يا ابوحنيفه و يا غير آنها مگر آنکه دليل معتبر از کتاب و سنت بياورند.

 پس اگر بفرض صحت، علامه ابن باز رحمه الله يا هر شخصيت ديگري فتوايي دهند که اشتباه باشد، کسي ما را مجبور به پذيرش سخنان آنها نکرده و نخواهد توانست که بکند. آن بزرگواران مانند هر انسان ديگري هم فتواي صحيح دارند و هم خطا، معصوم نيستند! و پيامبر صلي الله عليه وسلم مي فرمايد: (إذا حکم الحاکم فاجتهد ثم أصاب فله أجران، وإذا حکم فاجتهد ثم أخطأ فله أجر) «هرگاه حاکم از روي اجتهاد حکمي را صادر کند و حکمش مطابق حق شود، دو اجرا دارد، و اگر از روي اجتهاد حکمي را صادر کند و دچار اشتباه شود يک اجر دارد». متفق عليه

لذا بر اساس اين فرمايش رسول الله صلي الله عليه وسلم اين علما حتي با وجود راي نادرست در اين قضيه، باز يک ثواب را نيز نصيب خود کرده اند، زيرا ايشان چنين اجتهاد کرده اند و اگر اجتهادشان درست مي بود داراي دو ثواب مي شدند.

پس ما ضمن احترام به شخصيت اين علماي بزرگوار، فتواي اشتباه آنها را نمي پذيريم. و اين منهج اهل سنت و جماعت است که هيچ قولي را بدون دليل نمي پذيرد.

 

اما در اينجا به ادعايي که آن شخص رافضي مطرح کرده باز مي گرديم، او ادعا کرده که علماي اهل سنت کروي بودن زمين را انکار کرده و حتي گفته اند که اگر کسي معتقد باشد زمين کروي شکل است، کافر و مرتد شده و خونش حلال مي شود!

ما مي گوييم: (سبحانک هذا بهتان عظيم).

اين ادعا نه تنها کذب محض و شاخ داري است، بلکه دقيقا بر خلاف واقعيت و سخن علماي بزرگوار اهل سنت است. علماي اهل سنت و جماعت از همان ابتدا و اوايل دوران اسلام بر اين واقعيت اقرار کرده اند که زمين کروي شکل است، و حتي فتاواي خود را بر اساس آن تطبيق کرده اند، ما در اينجا اقوال چند تن از علما را در مورد اثبات کروي بودن زمين نقل مي کنيم و مشاهده خواهيم کرد که آنها بر سر اين قضيه اجماع نيز دارند:

 

امام ابو محمد بن حزم رحمه الله (384 - 456هـ.ق، 995 - 1063م) مي گويد: «إن البراهين قد صحت بأن الأرض كروية، والعامة تقول غير ذلك، وجوابنا وبالله تعالى التوفيق: أن أحداً من أئمة المسلمين المستحقين لاسم الإمامة بالعلم رضي الله عنهم لم ينكروا تكوير الأرض ، ولا يحفظ لأحد منهم في دفعه كلمة ، بل البراهين من القرآن والسنة قد جاءت بتكويرها ... ». "الفصل في الملل والأهواء والنحل" (2/78) .

«همانا دلايل و براهين بر اين مطلب که زمين کروي شکل است صحه مي گذارند، ولي عوام الناس خلاف اين مطلب را مي گويند، و به توفيق الله تعالي جواب ما به آنها اينست که: احدي از ائمه ي مسلمين رضي الله عنهم که مستحق اسم امامت در علم باشند کروي بودن زمين را انکار نکرده اند، و هيچ کلمه اي از آنها در رد (کروي بودن زمين) ثبت نشده است، بلکه دلايلي از قرآن و سنت در مورد کروي بودن آن وارد شده است...».

اين قول امام ابن حزم رحمه الله بود که تقريبا مربوط به هزار سال قبل است.

ايشان در مرجعي که ذکر شده مفصلا به بيان دلايل کروي بودن زمين مي پردازد، و از جمله دلايل نقلي وي اين آيه ي مبارکه است که مي فرمايد:

«خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ» الزمر/5

يعني: «آسمانها و زمين‌ را به‌حق‌ آفريده‌ است» نه‌ به‌ باطل‌ پس‌ كسي‌ كه‌ داراي‌ اين‌ چنين ‌آفرينش‌ عظيمي‌ باشد، محال است‌ كه‌ شريك‌، يا همسر، يا فرزندي‌ براي‌ خود برگيرد «شب‌ را به‌ روز و روز را به‌ شب‌ در مي‌پيچد». درپيچانيدن‌ شب‌ بر روز، پوشاندن‌ و گستراندن‌ آن‌ بر اين‌ است‌ به‌ طوري‌كه‌ روشنايي‌ روز را از بين‌ ببرد. و درپيچاندن‌ روز بر شب‌، پوشاندن‌ و گستراندن‌ آن‌ بر شب‌ است‌ به‌ طوري‌كه‌ تاريكي‌ آن‌ را ازبين‌ ببرد. اين‌ خود دليل‌ كرويت‌ و دوران‌ زمين‌ نيز مي‌باشد. و اين‌ سخن‌ اعراب‌: «كور العمامة: عمامه‌ را برپيچانيد» يعني‌ بعضي‌ از آن‌ را بر بالاي ‌بعضي‌ديگر افگند، نيز از ماده‌ ،«تكوير» است‌.

پس بنا به اين آيه: خداوند متعال هريک از شب و روز را بر ديگري داخل مي کند، و هريک را به جاي ديگري قرار مي ‏دهد. و شب و روز جمع نمي شوند، بلکه هرگاه يکي بيايد ديگري مي رود. و اين خود دلالت بر کروي بودن زمين دارد، زيرا اگر زمين گرد نباشد، ممکن نيست که شب و روز از پس هم بيايند و در هر لحظه از زمان خورشيد در نقطه اي از زمين در حال طلوع و در نقطه اي ديگر در حال غروب باشد. ولذا مي بينيم که علماي اهل سنت از قديم الايام در مورد اختلاف مطلع در اثبات هلال ماه رمضان بحث کرده اند، مثلا بعضي از علما فرموده اند که در هرنقطه اي از دنيا که - ولو زمان طلوع آن جلوتر باشد - هلال ماه رمضان يا شوال رؤيت شد، مي توان در بقيه ي نقاط ديگر حکم به رمضان يا شوال داد. و اين اجتهاد بر اساس اين حقيقت بنا شده که طلوع خورشيد در نقاط مختلف دنيا در يک زمان واحد روي نمي دهد، بلکه ابتدا در مشرق زمين طلوع کرده و سپس اندک اندک به سمت مغرب پيش مي رود و اين يک دليل حسي براي اثبات کروي بودن زمين است. ‏

 

همچنين شيخ الاسلام ابن تيميه (661-728هـ.ق، 1263-1328م) رحمه الله از أبي حسين ابن منادي رحمه الله ‏نقل کرده و مي گويد:

«وقال الإمام أبو الحسين أحمد بن جعفر بن المنادي من أعيان العلماء المشهورين بمعرفة الآثار والتصانيف الكبار في فنون العلوم الدينية من الطبقة الثانية من أصحاب أحمد : لا خلاف بين العلماء أن السماء على مثال الكرة ......

قال : وكذلك أجمعوا على أن الأرض بجميع حركاتها من البر والبحر مثل الكرة . قال : ويدل عليه أن الشمس والقمر والكواكب لا يوجد طلوعها وغروبها على جميع من في نواحي الأرض في وقت واحد ، بل على المشرق قبل المغرب» انتهى من "مجموع الفتاوى" (25/195) باختصار

«امام ابو الحسين احمد بن جعفر بن المنادي که جزو بزرگان و علمايي است که به شناخت آثار و تصنيفات علما در علوم ديني مشهور هستند، و از طبقه ي دوم از اصحاب امام احمد بن حنبل مي باشد، مي گويد: هيچ اختلافي بين علما وجود ندارد که آسمان نيز بمانند زمين گرد (و کروي) است...

و باز مي گويد: و همچنين علما بر اين امر اجماع کرده اند که زمين با تمامي حرکاتش از بيابان و دريا مثل يک کره است. و گويد: و دليل آن هم اينست که؛ طلوع خورشيد و ماه و ستارگان در تمامي نواحي زمين (بطور همزمان) در يک زمان واحد ديده نمي شود، بلکه ابتدا در مشرق طلوع مي کنند بعد در مغرب».‏"مجموع الفتاوى" (25/195) باختصار . ‎

و مشاهده کرديم که علماي متقدم در زمانيکه هنوز هيچ ابزار پيشرفته اي براي شناسايي هندسه ي زمين وجود نداشت، چگونه با استناد به دلايل عقلي و حسي و نقلي کروي بودن زمين را ثابت مي کنند.

همچنين علامه ابن عثيمين (1347- 1421هـ.ق) رحمه الله از علماي معاصر در خصوص کروي بودن زمين مي گويد: «الأرض كروية بدلالة القرآن ، والواقع ، وكلام أهل العلم، أما دلالة القرآن، فإن الله تعالى يقول: ( يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ ) ، والتكوير جعل الشيء كالكور، مثل كور العمامة ، ومن المعلوم أن الليل والنهار يتعاقبان على الأرض ، وهذا يقتضي أن تكون الأرض كروية؛ لأنك إذا كورت شيئاً على شيء ، وكانت الأرض هي التي يتكور عليها هذا الأمر لزم أن تكون الأرض التي يتكور عليها هذا الشيء كروية..

وأما كلام أهل العلم فإنهم ذكروا أنه لو مات رجل بالمشرق عند غروب الشمس ، ومات آخر بالمغرب عند غروب الشمس ، وبينهما مسافة ، فإن من مات بالمغرب عند غروب الشمس يرث من مات بالمشرق عند غروب الشمس إذا كان من ورثته ، فدل هذا على أن الأرض كروية ، لأنها لو كانت الأرض سطحية لزم أن يكون غروب الشمس عنها من جميع الجهات في آن واحد ، وإذا تقرر ذلك فإنه لا يمكن لأحد إنكاره ، ولا يشكل على هذا قوله تعالى: ( أَفَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ . وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ . وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ . وَإِلَى الأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ ) لأن الأرض كبيرة الحجم ، وظهور كرويتها لا يكون في المسافات القريبة ، فهي بحسب النظر مسطحة سطحاً لا تجد فيها شيئاً يوجب القلق على السكون عليها ، ولا ينافي ذلك أن تكون كروية ، لأن جسمها كبير جداً، ولكن مع هذا ذكروا أنها ليست كروية متساوية الأطراف ، بل إنها منبعجة نحو الشمال والجنوب ، فهم يقولون : إنها بيضاوية ، أي على شكل البيضة في انبعاجها شمالاً وجنوباً». انتهى من "فتاوى نور على الدرب".

ترجمه: «زمين، به دلالت قرآن و واقعيت و کلام اهل علم کروي است. دلالت قرآن اين فرموده ي الله تعالي است: ‏(يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ)‏ يعني: شب‌ را به‌ روز و روز را به‌ شب‌ در مي‌پيچد. و تکوير، شيء را همچون پيچ مدور مي کند، مانند پيچاندن عمامه، و از امورات مسلم اينست که شب و روز بر روي زمين پشت سر هم مي آيند، و اين اقتضا مي کند که زمين کروي باشد؛ زيرا اين بمانند آنست تو چيزي را بر چيزي بپيچاني، و زمين همان چيزيست که بر آن پيچيده مي شود، اين امر لازم مي دارد تا زميني که اين شيء بر آن پيچيده شده است، کروي باشد..

و اما از کلام اهل علم؛ آنها ذکر کرده اند که اگر مردي در هنگام غروب خورشيد و در مشرق زمين فوت کند، و فرد ديگري در هنگام غروب خورشيد ولي در مغرب زمين فوت نمايد، و بين آنها مسافتي وجود داشته باشد، در اينحالت مردي که در هنگام غروب خورشيد و در مغرب فوت کرده است از مردي که در هنگام غروب خورشيد و در مشرق فوت کرده – بشرطيکه جزو وارثان او باشد- ارث مي گيرد، و اين (سخن اهل علم) بر اين امر دلالت مي کند که زمين کروي شکل است، زيرا اگر زمين (در نزد آنها) مسطح مي بود، لازمه ي اين امر اين بود که غروب خورشيد در زمين در تمامي جهات آن در يک زمان واحد روي دهد. پس هرگاه اين امر (کروي بدن زمين) ثابت گشت براي کسي ممکن نخواهد بود تا آنرا انکار نمايد، و اين قضيه (کروي بودن زمين) با اين فرموده ي الله تعالي در تعارض نيست که مي فرمايد: «أَفَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ * وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ * وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ * وَإِلَى ‏الأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ» ‏(غاشيه 17-20). يعني: آيا آنان به شتر نمى‏نگرند که چگونه آفريده شده است؟! و به آسمان نگاه نمى‏کنند که چگونه برافراشته شده؟! و به کوه‏ها که چگونه در جاى خود نصب گرديده! و به زمين که چگونه گسترده و هموار گشته است؟!

زيرا زمين حجم و وسعت بزرگي دارد، و کروي بودن زمين در مسافتهاي نزديک ظاهر نمي گردد، و در نظر اول مسطح بنظر مي رسد و در آن چيزي که موجب آشفتگي بر سکون باشد يافت نمي شود، و اين امر منافاتي با کروي بودن زمين ندارد، زيرا ابعاد زمين بسيار بزرگ است، ولي با اين وجود (دانشمندان) ذکر کرده اند که اطراف زمين تماما کروي نيست، بلکه در قسمت شمال و جنوب زمين حالت فرورفتگي دارد، و آنها گفته اند که زمين بيضوي شکل است، يعني به دليل فرورفتگي در قسمتهاي شمال و جنوب زمين حالت بيضوي به خود گرفته است.» ‏"فتاوى نور على الدرب".‎

اين کلام و سخن علامه ابن عثيمين رحمه الله در مورد اثبات کروي بودن زمين بود، و حتي ايشان مسئله را دقيقتر بيان کرده اند و به اين نکته ي مهم علمي اشاره کرده اند که کره ي زمين در قطب شمال و جنوب کاملا دايره اي شکل نيست و بلکه نسبت به نقاط مرکزي زمين کمي فرورفتگي دارند، يعني همان چيزي که اکنون دانشمندان ابراز داشته اند که زمين بيشتر به بيضي نزديکتر است تا دايره اي گرد. و اين درحاليست که اين فرد کذاب عمدا بر اين شخصيت بزرگوار بهتان و دروغ مي بندد و با ذکر سند جعلي، به دروغ ابراز مي دارد که ابن عثيمين گفته است: "اعتقاد به كرويت زمين، حرام است." سبحانک هذا بهتان عظيم.

 

خداوند متعال علامة بن عثيمين را رحمت كند كه ميفرمود: "اكذب الخلق الروافض"، " دروغترين مردم روافض هستند"، و نمونه اش نيز در اين سؤال بهتان آميز مشاهده كرديم.

 

اما بهتان مشابهي را که بعضي از مغرضين و دروغگويان بر جناب علامه عبدالعزيز ابن باز (1330-1420هـ.ق، 1912 - 1999م ) رحمه الله تعالي وارد ساخته اند مبني بر اينکه ايشان هرکس را که معتقد بر کروي بودن زمين باشد را کافر و مرتد و مشرک مي داند!، اين بهتان نيز سابقا و در چندين دهه قبل در مجله ي «المصور» بر ايشان وارد شده بود، ما در اينجا از کتاب «مجموع فتاواي» علامه ابن باز متني را بصورت اختصار ذکر مي کنيم که به اين قضيه ي اتهام مذکور اشاره کرده و آنرا تکذيب مي کند:

«تكذيب ونقد لبعض ما نشرته مجلة «المصور»

الحمد لله، والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وأصحابه ومن اهتدى بهداه.

أما بعد، فقد نشرت مجلة المصور في عددها رقم 2166 الصادر في 24 الجمعة 1385 الموافق 15 أبريل 1966 م في الصفحة 15 من العدد المذكور ما نصه:

المبادئ المستوردة بقلم: أحمد بهاء الدين

يقول نبأ من السعودية أن نائب رئيس الجامعة الإسلامية هناك نشر مقالا منذ شهرين في جميع الصحف أهدر فيه دم كل من يقول إن الأرض كروية وإن الأرض تدور حول الشمس وليس العكس، وإذا كان يبدو غريبا أن يذاع هذا الرأي في 1966 م وفي عصر الفضاء، فصاحب هذا الرأي له فضيلة واضحة وهي أنه منطقي مع ما تردده المملكة العربية السعودية هذه الأيام من أفكار وآراء، فحكام المملكة العربية السعودية لا يتحدثون الآن إلا عن الأفكار والنظريات المستوردة ولا يدعون إلى الحلف الإسلامي إلا بدعوى درء خطر الأفكار المستوردة عن المسلمين،إلخ. . انتهى المقصود.

وجوابي عن ذلك أن أقول: (سبحانك هذا بهتان عظيم) لقد نشر المقال الذي أشار إليه الكاتب في جميع الصحف المحلية في رمضان 1385 واطلع عليه القراء في الداخل والخارج وليس فيه ذكر كروية الأرض بنفي ولا إثبات فضلا عن إهدار دم من قال بها، وقد وقع فيما نقلته في المقال من كلام العلامة ابن القيم - رحمه الله - ما يدل على إثبات كروية الأرض فكيف جاز لأحمد بهاء الدين أو من نقل إليه هذا النبأ أن يقدم على هذا البهتان الصريح وينسبه إلى مقال قد نشر في العالم وقرأه الناس، سبحان الله ما أعظم جرأة هذا المفتري، ولكن ليس بغريب أن يصدر مثل هذا الافتراء عن أنصار الإلحاد والمذاهب الهدامة فقد قال الله عز وجل: {إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ} (نحل 105) وصح عن رسول الله صلى الله عليه وسلم أنه قال: «آية المنافق ثلاث إذا حدث كذب وإذا وعد أخلف وإذا اؤتمن خان (بخاري الإيمان (33)، مسلم (59)» وإنما أهدرت في المقال دم من قال إن الشمس ثابتة لا جارية بعد استتابته، وما ذلك إلا لأن إنكار جري الشمس تكذيب لله سبحانه وتكذيب لكتابه العظيم وتكذيب لرسوله الكريم، وقد علم بالضرورة من دين الإسلام وبالأدلة القطعية وبإجماع أهل العلم أن من كذب الله أو رسوله أو كتابه فهو كافر حلال الدم والمال ويستتاب فإن تاب وإلا قتل، وليس في هذا بحمد الله نزاع بين أهل العلم.. (منبع: مجموع فتاواي ابن باز، جلد سوم؛ تكذيب ونقد لبعض ما نشرته مجلة «المصور»).

ترجمه: «تکذيب و نقد بعضي از خبرهايي که مجله ي «المصور» منتشر کرده

حمد و سپاس براي خداوند متعال، و صلاة و سلام بر رسول خدا و بر آل و اهل بيتش و اصحابش و هرآنکس که با اقتدا کردن به آنها راه هدايت را در پيش گرفته است، اما بعد:

مجله ي المصور در شماره ي 2166 خود در تاريخ 24 روز جمعه سال 1385هجري قمري برابر با 15آوريل 1966 ميلادي در صفحه ي 15 مطلبي را بصورت زير منتشر کرده است:

به قلم: أحمد بهاء الدين

خبري از عربستان سعودي مي گويد که نايب رئيس دانشگاه اسلامي (علامه ابن باز) در آنجا مقاله اي را طي دو ماه در تمامي روزنامه ها منتشر کرده است که در آن خون هرکسي که بگويد زمين کروي است و زمين دور خورشيد مي چرخد را حلال اعلام کرده است. و براستي انتشار اين رأي (و فتوا) در سال 1966 و در عصر فضا عجيب است، و صاحب اين فتوا داراي شخصيت برجسته و بلند مرتبه اي است، و البته اين منطقي است چون امروزه عربستان سعودي با بي ميلي نسبت به افکار و نظريات (جديد) برخورد مي کند، و حکام عربستان سعودي امروزه جز درباره ي (خطر) افکار و نظريات وارداتي سخن نمي گويند و جز بخاطر دفع خطر افکار واردتي از مسلمين، به سوي اتحاد اسلامي دعوت نمي کنند..الخ.

و جواب من (ابن باز) در باره ي آن اينست که مي گويم: ‏(سبحانك هذا بهتان عظيم)‏ به حقيقت مقاله اي را که نويسنده به آن اشاره کرده در تمامي جرايد محلي در رمضان سال 1385قمري منتشر شد و خوانندگان در داخل و خارج (سعودي) از (محتواي مقاله ي من) مطلع شدند و در آن مقاله ذکري از کروي بودن زمين - نه در مورد اثبات و نه نفي آن - نشده است، چه برسد به حلال دانستن خون کسي که آن مسئله را بگويد! بلکه در آن مقاله نقل قولي را از کلام علامه ابن قيم (691 -751هـ.ق، 1292- 1350م) رحمه الله آورده ام که دلالت بر اثبات کروي بودن زمين مي کند، پس چگونه براي احمد بهاءالدين يا کسي که اين خبر را براي وي نقل کرده جايز است تا اين بهتان صريح را وارد کند و آنرا به مقاله اي نسبت دهد که در دنيا منتشر يافته و مردم آنرا خوانده اند، سبحان الله از بزرگي جرأت اين افترا زننده (کذاب)، و البته صدور اين چنين دروغي از سوي ياران مذاهب و مکاتب الحادي امري غريب نيست، چرا که خداوند عزوجل مي فرمايد: «إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ» (نحل 105). يعني: تنها کسانى دروغ مى‏بندند که به آيات خدا ايمان ندارند، (آرى) دروغگويان واقعى آنها هستند. و حديثي از رسول خدا صلي الله عليه وسلم به صحت رسيده که فرمودند: ‏«آية المنافق ثلاث إذا حدث كذب وإذا وعد أخلف وإذا اؤتمن خان (بخاري الإيمان (33)، مسلم (59)» يعني: نشانه ي منافق چه چيز است: هرگاه سخن گفت دروغ مي گويد، و هرگاه وعده داد خلاف وعده مي کند، و هرگاه به وي امانتي داده شد خيانت مي کند.

آنچه که من در آن مقاله حلال دانسته بودم؛ حلال بودن خون کسي است که بگويد خورشيد ثابت (و بي حرکت) است و حرکتي ندارد و بعد از آن گفته توبه نکند، و چيزي جز آن نگفته بودم، زيرا انکار جريان و حرکت خورشيد در حقيقت تکذيب خداوند سبحان و قرآن عظيم و نيز تکذيب رسولش صلي الله عليه وسلم است، و اين امر (حلال بودن خون کسي که تکذيب خدا و رسول کند) بالضروره از دين اسلام و با ادله ي قطعي و به اجماع اهل علم ‏شناخته شده است که هرکس خدا يا پيامبر و يا قرآن را تکذيب نمايد او کافر و خون و مالش حلال است و از او درخواست توبه مي شود، اگر توبه کرد پس رها مي شود و چيزي بر او نيست ولي اگر توبه نکرد کشته مي شود، و در اين حکم هيچ نزاع و اختلافي بين اهل علم وجود ندارد».

 

آري، اين تکذيبيه ي علامه ابن باز رحمه الله بر بهتاني بود که از سوي مجله ي المصور منتشر شده بود و به دروغ به علامه ابن باز نسبت داده بود که ايشان خون هرکسي را که بگويد زمين کروي است را حلال دانسته!! ولي ما در سخنان علامه ابن باز در متن اين تکذيبيه مشاهده کرديم که ايشان نه تنها مخالف کروي بودن زمين نبوده و بلکه همانطور که خود ايشان اشاره کرده بودند، نقل قولي را از کلام امام ابن قيم رحمه الله در اثبات کروي بودن زمين مي آورد. و حتي ايشان (ابن باز) به اين حقيقت علمي نيز اشاره مي کنند که خورشيد در حال سکون نيست و بلکه حرکت و جريان دارد، و اين مسئله ي علمي که امروزه دانشمندان نجوم ثابت کرده اند که خورشيد و ماه و زمين و ديگر سيارات و ستارگان ضمن آنکه هرکدام در مدار مشخص خود در حال حرکت هستند، همه به مکان نامعلومي در حال حرکت هستند، و اين واقعيت در قرآن کريم آمده است:

«اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى» (رعد 2).

يعني: خدا همان کسى است که آسمانها را، بدون ستونهايى که براى شما ديدنى باشد، برافراشت، سپس بر عرش استوي کرد، و خورشيد و ماه را مسخّر ساخت، که هر کدام تا زمان معينى حرکت دارند.

«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَأَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» (لقمان 29).

يعني: آيا نديدى که خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل مى‏کند، و خورشيد و ماه را مسخّر ساخته و هر کدام تا سرآمد يعنى به حرکت خود ادامه مى‏دهند؟! خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.

«يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى» (فاطر 13). يعني: او شب را در روز داخل مى‏کند و روز را در شب؛ و خورشيد و ماه را مسخّر (شما) کرده، هر يک تا سرآمد معيّنى به حرکت خود ادامه مى‏دهد.

«خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ» (زمر 5).

يعني: آسمانها و زمين را بحقّ آفريد؛ شب را بر روز مى‏پيچد و روز را بر شب؛ و خورشيد و ماه را مسخّر فرمان خويش قرار داد؛ هر کدام تا سرآمد معيّنى به حرکت خود ادامه مى‏دهند؛ آگاه باشيد که او قادر و آمرزنده است.

 

و اين آيات قرآن کريم و کلام الله هستند به ما مي گويند که خورشيد جريان دارد (حرکت مي کند)، و البته چون زمين و ماه (ضمن حرکت دوراني و مداري خود) و مجموعه ي کهکشان همزمان با خورشيد در حال حرکت هستند، ما احساس مي کنيم که خورشيد ثابت است!

و علماي اسلام گفته اند که هرکس انکار آيه اي از قرآن کريم نمايد، او کافر و مرتد است و بايد توبه نمايد در غير اينصورت سزاي او مرگ است، زيرا پيامبر صلي الله عليه وسلم درباره ي کسي که مرتد شود مي فرمايد: ‏«‏‎ ‎من بدل دينه‎ ‎فاقتلوه»‏. يعني:هركس دين خود را تغيير دهد و از دين اسلام برگردد او را بكشيد. (تمامي محدثين بجز ‏امام مسلم حديث را روايت کرده اند.)‏

پس حکمي که علامه ابن باز رحمه الله در مورد حلال دانستن خون کسي که منکر آيه ي قرآن مبني بر جريان خورشيد شود، امري بديهي و صحيح است، زيرا انکار اين قضيه، انکار قرآن است، و  تکذيب قرآن در حقيقت تکذيب الله تعالي است و کسي که خداوند را تکذيب نمايد او کافر است.

 

خلاصه اينکه: بر خلاف ادعايي که دروغگويان و تقيه بازان بر علماي اهل سنت و جماعت مي زنند و به دروغ مي گويند که علماي اهل سنت کروي بودن زمين را انکار مي کنند، نه تنها اين ادعا دروغ محض است، بلکه مشاهده کرديم که علماي اهل سنت در همان اوايل دوران اسلام به بعد معتقد بودند که زمين کروي شکل است و بر اساس همين حقيقت آراء و فتاواي خود را با آن تطبيق نموده اند، همانطور که بعنوان مثال در خصوص اختلاف مطلع در اثبات روئيت هلال ماه در مشرق زمين و مغرب زمين اشاره کرديم و يا بحث ارث گرفتن کسي که در مغرب زمين است از کسي که در شرق زمين است و فوت مي کند و فتواهاي ديگري ...

و اين درحالي بود که در زمان آنها ابزرآلات پيشرفته ي نجوم شناسي موجود نبود، اما با تکيه به ادله ي قرآن و احاديث صحيح و فهم و ادراک خويش چنين نتيجه گرفته بودند که زمين کروي شکل است و حتي بر اين حقيقت اجماع صورت گرفت، اما مي بينيم که دانشمندان غربي و صليبي قرنها بعد از اسلام به اين حقيقت (کروي بودن زمين) اقرار کردند و جالب اينکه کليسا چنين اعتقاداتي را کفر مي دانست و هرکسي را که چنين اعتقادي داشت مجازات مي کردند، اما دين اسلام نه تنها با علم و حقايق علمي مخالفتي نداشته و نخواهد کرد، بلکه امروزه هر بار يکي از حقايق علمي قرآن بر انسانها ظاهر مي گردد و الحمدلله اين امر موجب شده است تا انسانهاي زيادي وارد دين اسلام شوند.

 

و ما مي دانيم که چرا روافض اين نوع اکاذيب را در مورد علماي بزرگوار اهل سنت شايع مي کنند؛ آنها از زدوده شدن شرکيات و خرافات مذهب خود و جايگزين شدن توحيد و واقعيت نگران هستند، نگران هستند که مبادا دلايل سازگار با عقل و نقل علماي اهل سنت در خصوص توحيد و نفي خرافات و قبرپرستي، جوانان شيعه را به سمت توحيد بکشاند و ديگر به خرافات مذهب خود باوري نداشته باشند، از اينرو براي آنکه نفوذ کلام علماي اهل سنت را در ميان مردم کاهش دهند و يا بکلي از بين ببرند، راه شيطان و تقيه را پيش گرفته اند و با قيچي کاري سخنان علما، و يا نسبت دادن دروغ و ساختن منبع و سند جعلي، و يا استناد به روايات ضعيف و يا دروغ، قصد دارند تا به هدف پليد خود برسند، ولي براستي که راه تقيه و شيطان جز نابودي نيست و «وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ» (آل عمران 54).

 

به تمامي حقيقت جويان توصيه و سفارش مي کنيم که هرگاه سخناني مشابه را بر عليه يکي از علماي اهل سنت از سوي اهل بدعت و خرافات شنيديد و يا مطالعه کرديد، عجله نکنيد! ابتدا از صدق آن گفته يا شنيده اطمينان کسب نماييد، بعد اگر حقيقت داشت و با تحقيق و جستجو صحت مطلب برايتان واضح شد، باز عجله نکنيد! بلکه مواظب باشيد که آن مطلب قيچي کاري نشده باشد و مطلب را ناتمام بيان نکرده باشند تا بخواهند با بازگو کردن مطالبي قيچي شده اتهمامي وارد نمايند، و بعد از اينکه از اين بابت هم مطمئن شديد اينبار به دليل کلام آنها دقت کنيد و ببينيد دليل عقلي و نقلي شان چيست، بعد قضاوت نماييد.

خداوند متعال مي فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ» (حجرات 6).

يعني: اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد، درباره آن تحقيق کنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد و از کرده خود پشيمان شويد.

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه