منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 316
بازديد کل : 2518902
 
   
حديثي هست كه پيامبر به ده نفر بشارت بهشت را داده است. توضيح دهيد.
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-25  تعداد بازديد:460
بهتر است بجاي پرداختن به مباحث بيهوده به فکر آخرت خود باشيم و براي خود توشه اي برا آنجا مهيا سازيم که ما نيز بمانند آنها در حال آزمايش هستيم.

 

اگاهي يافتم كه حديثي هست كه پيامبر به ده نفر بشارت بهشت را داده است. كه علي و عمر و معاويه و طلحه و زبير جز آن ده نفر هستند. اين را جايي مطرح كردم. يكي از استادان قران شيعه به ان ايراد گرفت با اين عنوان كه چطور ميشه دو نفر بهشت بروند در حاليكه با هم جنگ  كردند وقتي دو نفر در راس جامعه مسلمين به جنگ با هم مي پردازند حتما يكي حق و است و يكي باطل و اشاره به جنك علي با ديگران داشت كه به همه آنها وعده بهشت داده شده است.



 

الحمدلله،

آري، بر طبق فرموده ي پيامبر صلي الله عليه وسلم ده نفر از اصحاب ايشان در دنيا به بهشت بشارت داده شدند که به آنها عشره ي مبشره گويند، اما اين ده نفر بر طبق حديث پيامبر صلي الله عليه وسلم بصورت زير هستند:

ازعبدالرحمن بن عوف رضي الله عنه نقل است که پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: « ابُو بَكْرٍ فِي الْجَنَّةِ وَعُمَرُ فِي الْجَنَّةِ وَعُثْمَانُ فِي الْجَنَّةِ وَعَلِيٌّ فِي الْجَنَّةِ وَطَلْحَةُ فِي الْجَنَّةِ وَالزُّبَيْرُ فِي الْجَنَّةِ وَعَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ فِي الْجَنَّةِ وَسَعْدٌ فِي الْجَنَّةِ وَسَعِيدٌ فِي الْجَنَّةِ وَأَبُو عُبَيْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ فِي الْجَنَّةِ ».( إمام أحمد، أبوداود، ترمذي 3680، وابن ماجه غيره .)

كسانى كه رسول الله صلي الله عليه وسلم بشارت به بهشت داده است، اين ده نفر كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم فرمودند اينها بهشتى هستند:

1 ـ أبوبكر صديق.

2 ـ عمر بن خطاب.

3 ـ عثمان بن عفان.

4 ـ علي بن أبي طالب.

5 ـ طلحة بن عبيدالله.

6 ـ زبير بن عوام.

7- عبدالرحمن بن عوف

8 ـ سعد بن أبي وقاص.

9 ـ سعيد بن زيد بن نفيل.

10- ابوعبيده بن جراح

بنابراين متوجه شديم که معاويه رضي الله عنه جزو عشره ي مبشره نيستند. ولي اميد داريم که خداوند متعال ايشان را در جنت خود مسکن دهد.

اما چند نکته لازم به ذکر است:

اول: خداوند متعال از اصحاب رضي الله عنهم راضي است، چنانکه در چندين جاي از قرآن به اين مسئله اشاره مي کند.

دوم: پيامبر صلي الله عليه وسلم ما را نهي کرده اند تا به يکي از صحابه رضي الله عنهم ناسزا يا بدگويي کنيم: :«لَا تَسُبُّوا أَصْحَابِي فَلَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ أَنْفَقَ مِثْلَ أُحُدٍ ذَهَبًا مَا بَلَغَ مُدَّ أَحَدِهِمْ وَلَا نَصِيفَهُ» «اصحاب مرا دشنام ندهيد. زيرا اگر يكي از شما به اندازة كوه احد، طلا انفاق كند، به اندازه يك يا نصف مشت صدقه آنها نمي رسد». بخاري (3673) ، ومسلم (2541)

ابوزرعه مي گويد: "إذا رأيت الرجل ينتقص أحدًا من أصحاب رسول الله فاعلم أنه زنديق" «اگر ديدي كه مردي بر يكي از اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم عيبجويي مي كند بدان كه او زنديق است» و امام احمد مي گويد:"إذا رأيت رجلًا يذكر أحدًا من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم(أي بسوء) فاتهمه على الإسلام" «اگر مردي را ديدي كه از يكي از اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم به بدي ياد مي كند بر اسلام او شك كنيد».

 

سوم: معاويه رضي الله عنه جزو اصحاب پيامبر صلي الله عليه وسلم بودند، و ايشان مي فرمايد: «اولين لشكر امت من كه براي جهاد وارد دريا مي‌شوند بهشت براي آنان واجب گرديد است، و اولين لشكر امتم كه به جنگ قيصر مي‌رود خداوند آنان را بخشيده است».

و اين معاويه رضي الله عنه بود که در سال 53 هجري به جنگ شهر قيصر رفت و آن را محاصره كرد و محاصره تا سال 57 ادامه يافت. و تكريت، رودوس، بنزرت، سوسه، سجستان، قهستان، سرزمين سند در زمان او فتح شدند.

 

چهارم: در جريان اختلافات بين اصحاب که در دوران خلافت علي رضي الله عنه روي داد، حق با علي رضي الله عنه و جناح او بود و معاويه در راه اشتباهي قرار داشت.

ولي آنانکه در اشتباه بودند، اعمالشان براي منافع دنيوي نبوده است، بلکه آنها چنين اجتهاد کرده بودند که علي رضي الله عنه مي بايست قاتلين عثمان رضي الله عنه را مجازات نمايد و بر همين اساس حاضر نبودند با علي رضي الله عنه بيعت کنند تا آنکه علي خواسته ي آنها را انجام مي داد، از سويي علي رضي الله عنه نيز نمي توانست قاتلين عثمان رضي الله عنه را شناسايي و مجازات نمايد، زيرا بعضي از خود قاتلين عثمان رضي الله عنه در لشکر علي رضي الله عنه بودند و اگر علي آنها را شناسايي و دستگير مي کرد ممکن بود ديگر لشکريان علي نيز به وي بد گمان مي شدند که چرا ما سربازان را دستگير و مجازات مي کند، خلاصه اينکه علي رضي الله عنه براي خود استدلالي داشت و معاويه رضي الله عنه نيز استدلالي داشت، ولي به هر حال چون علي رضي الله عنه خليفه بود، مي بايست معاويه با او کنار مي آمد ..

بنابراين نتيجه مي گيريم که هر دو گروه با توجه به اجتهاداتي که داشتند راه خود را درست مي ديدند، هر چند که از نظر اهل سنت حق با علي رضي الله عنه بود..

 

ولي با اين وجود اهل سنت به هيچيک از طرفين بدگويي نمي کند، چرا؟

چون از يک طرف: آنها همگي جزو اصحاب رسول خدا صلي الله عليه وسلم بودند، و ما مي دانيم که خداوند متعال و خود پيامبر صلي الله عليه وسلم از اصحاب اعلام خشنودي نموده و از آنها تمجيد کرده اند و ما را از بدگويي نسبت به آنها باز داشته اند.

و از طرف ديگر: خداوند متعال در آيه ي زير چنين مي فرمايد:

« وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ»(حجرات 9).

يعني: و هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آنها را آشتى دهيد؛ و اگر يکى از آن دو بر ديگرى تجاوز کند، با گروه متجاوز پيکار کنيد تا به فرمان خدا بازگردد؛ و هرگاه بازگشت (و زمينه صلح فراهم شد)، در ميان آن دو به عدالت صلح برقرار سازيد؛ و عدالت پيشه کنيد که خداوند عدالت پيشگان را دوست مى‏دارد.

در اين آيه بدين اشاره دارد که ممکن است بين دو گروه از مومنان جنگ و قتال ايجاد شود. ولي با اين وجود هردو گروه را مومن مي نامند و امر مي کند به اينکه بين آنها صلح و در صورت لزوم به نفع يکي وارد شدن (تا زمان برقراري آشتي) وارد عمل شد ولي نفرموده که يکي از دو طرف را ناسزا و فحش دهيد تا روز قيامت!!

همچنين پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمودند: «إِذَا حَكَمَ الْحَاكِمُ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَصَابَ فَلَهُ أَجْرَانِ، وَإِذَا حَكَمَ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَخْطَأَ فَلَهُ أَجْرٌ». (بخارى:7352)

يعني: «اگر حاکم، اجتهاد کند و حکمي را صادر نمايد كه درست باشد، دو پاداش به او مي رسد. و اگر اجتهاد کند و حکمي را صادر نمايد ولي در آن، دچار اشتباه شود، يک پاداش به او مي رسد».

در اين حديث اشاره شده که اگر کسي اجتهاد کرد ولي اجتهادش درست نبود، باز به دليل تلاشش در راه شناسايي حقيقت ماجور خواهد بود، و ما مي دانيم که معاويه رضي الله عنه فقط بخاطر قصاص قاتلين عثمان در اين راه قرار گرفت و او اجتهاد کرده بود که راه درست اينست تا با مخالفت کردن با خليفه وي را وادار کند تا خواسته ي آنها را بپذيرد، بنابراين او اجتهاد کرده بود هرچند اجتهادش نادرست بود؛ زيرا او که انسان معصومي نيست که از خطا و اشتباه مبرا باشد همانطور که علي رضي الله عنه نيز معصوم نيست، و بر طبق اين حديث شريف هر دو گروه ماجور هستند و ما اميدواريم که خداوند از اشتباهات آنها درگذرد و بهشت خود را نصيب هر دو طرف نمايد و در روز قيامت آن مسائل به فراموشي سپرده مي شود.

بنابراين متوجه شديم که بر طبق آيه و حديث فوق، آنها هر دو ، مومن و مسلمان بودند که اجتهاد نمودند و يکي اجتهادش درست و ديگري نادرست درآمد، ولي قرار نيست که هرکس خطايي کرد وي را لعن و نفرين کنيم و جهنم را برايش ثابت کنيم! جهنم و بهشت در دست ما نيست که هرکس را بخواهيم روانه ي جهنم و ديگري را روانه ي بهشت کنيم، خداوند متعال خود مي فرمايد که هر دو گروه مومن هستند و نفرمود يکي مومن و ديگري کافر ملعون!!

 

وآنگهي ما مسلمانان مامور به بدگويي به اعمال نادرست مومنان ديگر نيستيم و بلکه بايد در برابر اعمال نادرست آنها برايشان دعاي مغفرت نماييم چنانکه قرآن مي فرمايد:

« وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ»(حش 10)

يعني: (همچنين) کسانى که بعد از آنها آمدند و مى‏گويند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ايمان بر ما پيشى گرفتند بيامرز، و در دلهايمان حسد و کينه‏اى نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحيمى!»

و نيز مي فرمايد:« وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً»(بقره 83) يعني: و به مردم نيک بگوييد؛

پس شايسته مسلمان نيست که در اعمال مسلمانان کنکاش نمايد تا موارد خطاي وي را کشف و به مردم اعلام دارد زيرا در اين امر خيري نيست.

و درنهايت توصيه مي کنيم که وقت خود را به اينگونه مباحث نپردازيد زيرا آنها هرچه کردند براي خودکردند و من و شما مسئول اعمال آنها نيستيم و از اعمال آنها بازخواست نمي شويم.

الله تعالي مي فرمايد: « مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ اَساءَ فَعَلَيْها»( فصلت / 46 ) ‏

‏‌هركس كار شايسته اي انجام دهد به نفع خود كرده و هركس كار بدي انجام ‏دهد به زيان خويش كرده است. 

و مي فرمايد ‏:« تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ»(بقره 134)

يعني: آنها امتى بودند که درگذشتند. اعمال آنان، مربوط به خودشان بود و اعمال شما نيز مربوط به خود شماست؛ و شما هيچ‏گاه مسئول اعمال آنها نخواهيد بود.

بنابراين شايسته نيست که ما بعد از چندين قرن يکي از دو طايفه را ناسزا گوييم. و بهتر است بجاي پرداختن به مباحث بيهوده به فکر آخرت خود باشيم و براي خود توشه اي برا آنجا مهيا سازيم که ما نيز بمانند آنها در حال آزمايش هستيم.

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه