منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 1291
بازديد کل : 2584584
 
   
بررسي دلايل مخالفين وموافقين درسينه زدن،‌ زنجير و قمه زني
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-18  تعداد بازديد:428
آیا قمه و زنجیرزنی دارای توجیه دینی و قرآنی می باشد؟

 

برخي از مذهبي ها دلايل قمه زدن را  چنين توجيه مي كنند،‌ چون حضرت زينب (علیه السلام )  در كجاوه اي نشسته بود و سر بريده برادرش حسين ( علیه السلام  )  را ديد،‌ سر را به چوب كجاوه زد و شكست،‌ به اين ترتيب ما با قمه زدن،‌ با او و اسراي كربلا ابراز همدردي مي كنيم!

 دربرابر اين گفته سؤالات زيرمطرح مي شود كه:

1 ـ آيا زينب (علیه السلام ) جزءمعصو مين بودند؟‌ مسلماً خير، زيرا معصومين ازنظر شيعه اماميه  فقط 14 نفر بودند، كه زينب (علیه السلام )  جز آنها نبوده است.

آيا عمل حضرت زينب براي مردم حجّت است؟ مسلماً خير، بنابراين‌ او( بفرض صحت حديث) فقط ازخودبيخودشده بودوانتظارعمل به مثل از كسي نمي رود.

2 ـ چرا آيات الهي را ناديده  بگيريم كه مي فرمايد:‌

لا تُلْقوُا بِاَيْديكُمْ اِليَ التَهْلُكَهِ ( بقره / 195 )  

يعني:‌ خود را با دست خود به هلاكت نيفكنيد.

مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجْ ( سوره حج / 78 )  

يعني:‌ خدا در دين بر شما سختي قرار نداده است.

وامام صادق (علیه السلام )  مي فرمود:‌

كونوا لنا زينا و لا تكونوا علينا شيئا.

يعني:براي امت مازينت آفرين باشيدنه موجب سرافكندگي آثار نبوی(ص)  

1.   قال رسول الله ـ‌ صلي الله عليه و آله و سلم:‌ النياحيه من عمل الجاهليه ( كتاب من لايحضره الفقيه،‌ اثر شيخ صدوق،‌ از علماي شيعه،‌ جزء‌ 4 ،صفحه376 )

 يعني:پيامبرخدا(صلی الله علیه وسلم ) مي فرمود:نوحه خواني ازدوران  جاهليت است.

2ـ قال رسول الله ـ‌ صلي الله عليه و آله و سلم:‌ ليس منا من ضرب الخدود و شق الجييوب. (كتاب مسكن الفؤاد،‌ اثر شهيد ثاني،‌ از علماي بزرگ شيعه،‌ صفحه 108 )  

يعني: پيامبر خدا فرمود: از مانيست كسي كه ( در هنگام مصيبت )  بر گونه ها بزند و گريبان ها پاره كند.

 3ـقال رسول الله ـ‌ صلي الله عليه و آله و سلم:‌ ضرب المسلم بيده علي فخذه عندالمصيبه احباط لاجره. ( فروع كافي،‌ اثر شيخ كليني،‌ از علماي شيعه، ‌ج 1صفحه،224 ) .                                              

يعني: پيامبرخدا فرمود:مسلمان به هنگام مصيبت،‌ چون با دست خويش بر ران خود بكوبد اجرش نابود مي شود.

( زيرا اينگونه اعمال مخالف صبر است،‌ صبري كه خداوند رحمان در قرآن بسيار بر آن سفارش دارد.)

 4ـ ان رسول الله ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ قال:‌

لعن الله اخامشه و جهها و الشاقه جيبها و الداعيه بالويل و الثبور. (مسكن الفواد،‌ صفحه 108)  

يعني:پيامبرخدا(صلی الله علیه وسلم )  فرمود:‌خدا لعنت كند زني را كه چهره اش را در مصيبت خراش دهد و گريبانش را بدرد و فرياد و فغان بر دارد.

5ـ قال رسول الله ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ ليس منا من خلق و لا من سلق و لا من خرق و لا من دعا بالويل و الثبور ( مسند زيدبن علي بن الحسين«  ع »  صفحه 175)  

يعني پيامبر خدا ( صلی الله علیه وسلم  )   فرمود:

‌ازمّا نيست كسي كه به هنگام مصيبت سر را بتراشدو صداي خود رابلندكند و گريبان بدرد و فغان بردارد.

آثار اهل بیت(علیه السلام )

به پيروي از رسول خدا(صلی الله علیه وسلم )، خاندان وي با رفتاري كه مردم نا آگاه و جاهل به هنگام سوگواري انجام مي دادند به مخالفت برخاسته و راه پيامبراكرم(صلی الله علیه وسلم )   را گوشزد مي كردند.

1 ـ قال امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ  ينزل الصبرعلي قدرالمصيبه ومن ضرب علي فخذه عند المصيبه حبط اجره (نهج البلاغه،ترجمه فيض،صفحه 1143).

يعني: امير المؤمنين علي(علیه السلام )  فرمود:‌ صبر بـه اندازه مصيبت بـه انسان مي رسد(هـر قـدر مصيبت  سنگين تـر باشد، خداوند بـه انسان بردباري بيشتري مي دهد)  و كسي كه در مصيبت بر ران خود بكوبد اجرش تباه مي شود.

2 ـ ان ابا عبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ‌ قال لا خته زينب عليها السلام يا اخيه اني أقسمت عليك فأبري قسمي لا تشقي علي جيبا و لا تخمشي علي وجها و لا تدعي علي بالويل و الثبور إذا انا هلكت(كتاب الارشاد،اثرشيخ مفيد،ج2ص97)..
يعني: ابا عبدالله الحسين ـ  عليه السلام ـ  به خواهرش زينب ( ع  )   فرمود:‌خواهر جان من تو را سوگند دادم و تو  به سوگند من وفادار باش كه چون من كشته شـدم،‌ بر من گريبان چاك مـده و چـهره مـخراش و در مـرگ مـن واويـــلا ( خدايم مرگ دهد ) مگو.

3 ـ  قال ابو جعفر الباقر ـ  عليه السلام ـ  أشد الجزع الصراخ بالويل و العويل ولطم الوجه و الصدر و جز الشعر عن النواي و من اقام النواحه فقد ترك الصبر و اخذ في غير طريقه. (فروع كافي، جلد اول،‌ صفحه 222 ) .

يعني:ابو جعفر باقر ( علیه السلام  )  فرمودند:‌شديدترين شكل بي تابي نمودن (در وقت مصيبت) آن است كه فرياد واويلا  بلند كنند و به صورت و سينه بزنند و موي جلوي سر بتراشند و كسي كه نوحه خواني برپا دارد،‌ البته شكيبائي را ترك كرده و راهي جز راه صبر را در پيش گرفته است.

 

دلایل طرفداران

طرفداران متوسّل به دو  مجوز براي سينه  و زنجير زدن  شده اند:‌

اوّل آن كه مي گويند:‌ اين مراسم نمونه ” تعظيم شعائر الهي “  و نشانه  بزرگداشت ائمه اطهار است  .

جواب آن است كه، بزرگداشت پيامبر(صلی الله علیه وسلم )  و خاندان او هرگز نبايد از طريق كارهائي صورت گيرد كه خود ايشان نهي كرده اند واعمال مزبوررا ازسنن جاهليت شمرده اند. اين نوع اعمال ”‌ شعائر الله “ نيست،‌ بلكه ”‌ شعائر الناس “‌ است يعني بدعتهائي است كه مردم از خودشان ساخته اند نه چيزهائي كه خدا مقرر داشته .!

دوّم آنكه مي گويند:‌ در حديث آمده است كه امام جعفر صادق ( علیه السلام )  فرمـودند:‌ لقد شقق الجيوب و لطمن الحدود الفاطميات علي الحسين بن علي عليهما السلام و علي مثله تلطم الخدود و تشق الجيوب.

يعني: دختران فاطمه زهرا(علیه السلام ) براي حسين بن علي(علیه السلام ) گريبان خودراپاره كردندوبرگونه هاي خويش زدند و براي كسي همانندحسين(علیه السلام )  جايز است كه گونه ها زنند و گريبانها بدرند.

جواب اين است كه:

اولاً: اين حديث ازلحاظ سندمخدوش است و قابل استدلال نيست،‌ زيرا راوي آن چنان كه در«تهذيب شيخ طوسي»آمده«خالدبن سدير»مي باشد كه علماي رجال او را ”‌ مجهول “‌ دانسته، علامه ممقاني در كتاب ” تنقيح المقال“ ‌درباره وي مي نويسد:‌

فهذا الرجال عندي مجهول. يعني:‌ اين مرد در نزد من ناشناخته است.

ثانياً:روايت مزبوردرتعارض است باوصيت خود امام حسين ( علیه السلام  ) ‌ به خواهرش زينب درتعارض است و لذا اعتباري ندارد.

گاهي استدلال مي كنند كه گريستن بر شهداي عاشورا جايز است،‌ چنان كه در صدر اسلام بر حمزه سيد الشهداء‌ گريستندوپيامبرخدا(صلی الله علیه وسلم ) آنها را نهي نكرد.

جواب آن است كه تاثروگريه به صورت طبيعي حرام نيست،آنچه دركتاب وسنت نهي شده حرام است ازنوحه خواندن،‌ فرياد زدن،صدمه زدن به خودو بي تابي كرد ن است،  تاثر و محبت كه يك امر طبيعي است نبايد دستاويز قمه زدن،‌ سينه كوبيدن و نوحه و عزا داري هاي نا مشروع قرار گيرد. * (تاريخ نشان مي دهد كه تقريبا بنيانگذاران مراسم عاشورا آل بويه بودند)

آنانكه بدعتهاي كوچك وارد شده در دين خدا را همواره شاهد بودند و راه سكوت اختيار كردند، عاملان اصلي بدعتهاي بزرگ امروز هستند (رساله بيان الحقيقه في جرح ” ابدان عند المصيبه “ اثر استاد مصطفي حسيني طباطبائي (*، بدعتهايي كه جزء‌ سنت مردم اين مرز و بوم گشته،‌ اكنون خود آنان كه حقايق را مي داننداذعان مي كنندما شهامت شكستن اين بت هاي بزرگ را نداريم اين بت ها با خون و گوشت اين مردم عجين شده است. پس اي خواننده عزيز خود انديشه كن و چاره اي بساز.

نتيجه:

عاشوراي جاويد زاده دست دين و سرچشمه آن قرآن و سنت رسول خدا( صلی الله علیه وسلم )  بود.

عاشوراي مذهب ساخته دست  رؤيا سازان ساده لوح.

عاشوراي دين با حركت آغاز و با قيام وخون پايان يافت و نتيجه آن چراغ هدايت و قيام مظلومان در برابر كاخ ستمگران شد.

عاشوراي مذهب فرياد شد، آه و ناله،‌ خود زني و شعار.

در عاشوراي مذهب يزيديان قدرتمندتر شدند و خود علمدار مراسم گشتند. روضه هاي درباري صفويه،‌ تعزيه هاي مشهور ناصر الدين شاه در تكيه دولت و دسته هاي سينه زني طيب خان از آن جمله است.

عاشوراي مذهب بدست مداحان دكان پيشه ساخته شد و همواره حسين را درميدان قربانگاه قرباني كردند و متأسفانه حقيقت ديروز را امروز در برابر همه مصلحان و انديشمندان رسماً ذبح كردند و نتيجه اين شد:

حسين،‌ آه - حسين  ‌مظلوم - حسين شهيد.

عاشوراي مذهب به حركت امام حسين با يك پلو ويك سينه خاتمه داد.

امّا نتيجه عاشوراي امام حسين را بايد در فرهنگ خانوادگي خود امام حسين و پيروان و اصحاب واقعي آنان جستجو كرد.

پس از او، باز هم همان مردم كوفه یا بهتر بگوئیم شیعیانش  بـه سراغ نوه اش  « زيدبن الحسين(علیه السلام )  » رفته و گفتنـد:

‌ماشيعه شما هستيم! ما هم حكومت امويان را نا مشروع مي دانيم!‌ اينها حكومت را وراثتي كرده اند!

حكومت بايد به شوراي مسلمين باشد!‌ چندين هزار نفر از مردم با او بيعت كردند و گفتند :ما شما را تنها نمي گذاريم “‌ زمان هشام بن عبدالملك ” . اما در روز نبرد بجز عده قليلي همه ميدان را خالي كردند!‌ زيد و يارانش مقاومت كردند و عاشورا بازهم به دست شیعیان مذهبي تكرار شد!  دشمن تيري رها كرد كه در پيشاني« زيد» فرو رفت،‌ ياران گفتند اگرتير را بكشيم امكان مرگ شما هست،او گفت: با وجود اين تيرهم كه نمي توان زندگي كرد،‌ پس تير را بكشيد،‌ تير را كشيدند و«زيد» فوت كرد.

اصحاب آب رودخانه را بستند و جسد او را در كف رودخانه دفن كردند و آب را مجدداً باز كردند تا جسد بدست حكومت نيافتد و هتك حرمت نشود. از آنجا كه در هردسته اي خائن و خود فروخته هم نفوذ دارند،‌ حكومت جسد را  پیدا کرد و برای عبرت بر دروازه کوفه آویخت و پس از مدتی پائین آورده و سوزاندند.  

اين نكته همواره باقي مي ماند كه آيا زيد و اصحاب او از راه امام حسين پيروي كرده اند يا آنان كه به فرياد واويلا اكتفا كرده اند؟

 پس از زيد باز همان مردم(شیعیان آنان)  كم كم به سراغ« يحيي بن زيد » فرزند «زيد» رفتند و باز گفتند:

ماشيعه شما هستيم! با  شما بيعت مي كنيم!‌  او هم قيام كرد،‌ مجدداً همه رفتند و ميدان خالي ماند،‌ « يحيي بن زيد» دستگير و زنداني شد از زندان گريخت و مبارزه اش را تا ناحيه خراسان كشاند و سرانجام عاشورايش در گرگان فعلي شكل گرفت.

آنچه تاريخ به ما نشان مي دهد، نقطه مخالف  آن چيزي است كه در گوش ما زمزمه  كرده اند، تاريخ به ما نشان مي دهد همه پيروان واقعي و فرزندان امام حسن و امام حسين بجاي زنجير و سينه زدن راه مبارزه با جباران و ستمگران دورانشان را در پيش گرفتند.

در برخورد تاريخي حسين و يزيد،‌ حسين باقي ماند،‌ چنانكه در برخورد علي و معاويه،‌ علي ماند. 

راستي آيا در تاريخ انسانهاي سياست مانده اند يا انسانهاي حقيقت؟‌!

                                                             والسلام علي من اتبع الهدي

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه