منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 664
بازديد کل : 2624176
 
   
چه کسي حکم به حرام بودن ازدواج موقت داد؟
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-25  تعداد بازديد:496
خبر تحريم متعه را فقط عمر رضي الله عنه نداده، بلکه هم شيعه و هم سني روايت تحريم متعه را از علي رضي الله عنه آورده اند.

 

موردي را در رابطه با متعه فرموديد كه جاي بحث و بررسي مي باشد اينكه شما فرموديد به سايتهاي شيعه مراجعه نكنيد حرف بسيار بدي است وخود اين يك حالت خودسانسوري مي باشد بنده شيعه هستم ولي اكثر سايت هاي شما و همچنين فتواهاي شما را ميخوانم و بعضي برايم جالب است فتواي حرام بودن متعه در فتواي شما و اينكه پيامبر اكرم (ص) انرا در غزوه خيبر تحريم نموده منطقي به نظر نمي رسد كه بعد از گذشت حدود 12 سال صحابه رسول گرامي از ان بي خبر باشند و فقط عمر از ان اطلاع داشته باشد و انرا تحريم كند موضوع منطقي به نظر نمي رسد بيشتر توضيح دهيد بدون تعصب و بي خودي ما شيعيان را رافضي نخوانيد فرداي روز قيامت بايد پاسخ گوي ما شيعيان باشيد    



 

الحمدلله،

دوست عزيز، صحابه از حرام بودن متعه بي خبر نبودند، بجز چند نفري، و اگر آن چند نفر هم بي خبر بودند به سبب آن بوده که بدليل تحريم آن از سوي پيامبر صلي الله عليه وسلم کسي در زمان آنها متعه نمي کرد و لذا کسي هم از جواز آن سوال نمي کرد تا اين قضيه برايشان مطرح شود.

در ضمن خبر تحريم متعه را فقط عمر رضي الله عنه نداده، بلکه هم شيعه و هم سني روايت تحريم متعه را از علي رضي الله عنه آورده اند، اما چون متاسفانه يکي از اصول تشيع اينست که: هرجا نصي بر تحريم يا تحليل وجود نداشت، به اهل سنت نگاه مي شود و ضد آنرا برمي گزينند.

و تشيع بر طبق اين اصل، با اهل سنت مخالفت مي کنند و به زور هم شده مي خواهند اين زناي پنهان و شايد هم آشکار را شرعي جلوه بدهند!

موافقت با اهل سنت جايز نيست!!اين عنوان بابي است كه حرعاملي در كتاب خودش وسائل الشيعة بسته است، ميفرمايد: احاديث در اين باره متواتراست از جمله قول امام صادق عليه السلام در باره دو حديث متعارض كه فرمودند:آنها را با روايات عامه(مراد اهل سنت است) مطابقت دهيد، آنچه با روايات آنان موافق بود, آنرا ترك كنيد وآنچه با روايات آنان مخالف بود به آن عمل كنيد.همچنين فرمودند: هرگاه دو حديث متعارض به شما رسيد، به آنچه مخالف آنهاست عمل كنيد.

 

به نظر ابن عباس رخصت آن (متعه) در زمان اضطرار باقي بود ولي اصحاب بزرگ مانند علي بن ابي‌طالب با او مخالفت کرده و فتوايش را ابطال نمودند علي رضي الله عنه  به او گفت: «إنك رجل تائة نهانا رسول الله ص عن متعة النساء يوم خيبر». (مسلم با شرح نووي 9/189).

«شما مرد پريشان‌حالي هستي، پيامبر صلي الله عليه وسلم در روز خيبر ما را از نکاح متعه منع کرد».

ما در اينجا آراي برخي از بزرگان تشيع را در حرام دانستن متعه ذکر مي کنيم:

1- علي بن ابي‌طالب رضي الله عنه  همانطور که از مصادر اهل سنت نقل شد و اما مصادر اهل شيعه در مسند امام زيد بن علي از زيد بن علي از پدرش از جدش علي روايت کرده است که گفت: «نهى رسول الله صلي الله عليه وسلم عن نكاح المتعة عام خيبر».

الروض النصير شرح مجموع الفقه الكبير (4/23)، تهذيب الأحكام طوسي (7/251) الاستبصار طوسي 3/142، وسائل الشيعه عاملي (4/441).

2- امام زيد (الروض النضير شرح مجموع الفقه الكبير (4/26).

3- امام جعفر صادق همانطور که در بحارالانوار (100/318) آمده است از او دربارة متعه سؤال شد گفت: جز انسانهاي فاجر کسي نزد ما آنرا انجام نمي‌دهد. در «الروض النضير» در فقه زيديه، آمده است او دربارة نکاح متعه گفت: همان زني است. (الروض النضير شرح مجموع فقه الكبير 4/226 ودعائم الاسلام 2/229).

4- امام محمدباقر دربارة نکاح متعه گفت همان زني است همانطور که در روض‌النضيرآمده است. و دربارة نهي ائمه از نکاح متعه به کتاب الکافي کليني (5/449 و 453) مراجعه شود.

5- امام حسن بن يحيي بن زيد فقيه اهل عراق اجماع اهل بيت دربارة نهي از نکاح متعه را نقل مي‌کند. (الروض النضير شرح مجموع الفقه الكبير 4/226).

طوسي يکي از علماء بزرگ اماميه مي‌گويد: نکاح موقت عيب و عار است.

 

او مي گويد: وقتي زن از خانوادة شريفي باشد نکاح متعه با او درست نيست چون براي خانواده‌اش عيب عار و براي خود زن ذلت و خواري است. (تهذيب الاحکام 7/253)

واضح است که زيديه و اسماعيليه که از اهل بيت تبعيت مي‌کنند، و همچنين اهل سنت آنرا حرام مي‌دانند.

6- رواياتي که از ائمه مبني بر تحليل آن روايت شده‌اند همه دروغند. چون با قرآن، سنت، اجماع صحابه و فقهاء امت از جمله فقهاء اهل بيت تعارض دارند و سند آنها نيز ضعيف است.

7- خداوند مي‌فرمايد:« يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ» . (الأحزاب: 50).

«اي پيامبر ما همسراني را که مهريه‌شان را پرداخت کرده‌اي برايت حلال کرديم».

شيخ الطائفه طوسي کساني را که مي‌گويند منظور از اجور ازدواج متعه است سفيه مي‌داند و مي‌گويد: «بعضي از اصحاب ما گفته‌اند مراد از آيه ازدواج متعه است چون به مهريه اجر نمي‌گويند بلکه صدقه و نحله گفته مي‌شود. اما اين قول ضعيف است چون خداوند مهريه را اجر ناميده است و مي‌فرمايد: «فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ ». (النساء: 25). «آنها را با اجازه صاحبان آنان تزويج نماييد، و مهرشان را به خودشان بدهيد».

«وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ » (المائده: 5).

«و زنان پاكدامن از اهل كتاب، حلالند; هنگامى كه مهر آنها را بپردازيد». «مسيره التبيان» (3/166)

شريف مرتضي يکي از بزرگان شيعه و مشهورترين آنها در کتابش «الانتصار» مي‌گويد: برخي از اصحاب ما استدلال کرده‌اند که لفظ «استمتعم» دال بر ازدواج موقت است نه ازدواج دائم، چون خداوند مالي را که به زن داده مي‌شود اجر ناميده است در صورتي که خداوند مهريه ازدواج دائم را به اين اسم بيان نکرده است بلکه به اسم نحله، صداق و فريضه آن را نام برده است. اما اين استدلال مورد اعتماد نيست چون مهريه ازدواج دائم را نيز اجر ناميده است.

در تاريخ نيامده است که يکي از علماء يا عامه اهل بيت بخصوص در سه قرن اول هجري از ازدواج موقت بدنيا آمده باشند. اگر آنان آنرا مباح يا واجب مي‌دانستند در ميان آنها اجرا مي‌شد و فرزنداني از اين طريق بدنيا مي‌آمدند و کتب انساب تنها دو نوع مادر براي آنها ذکر کرده است يکي همسر دائمي و ديگري جاريه. بدين دليل آنان نکاح متعه انجام نداده‌اند، و اين مقتضي تحريم آن از طرف امامان است. و اگر تاريخ زندگي آنان بررسي شود موضع عملي آنها در برابر متعه مشخص مي‌شود. از اين طريق تمام روايات نقل شده از آنها دربارة اباحه نکاح متعه تکذيب مي‌شوند، ولله الحمد.

جاي تعجب است که علماء اماميه برخلاف همه مطالب ذکر شده فتوي داده‌اند از محمد الصدر دربارة نکاح متعه سؤال شد. او جواب داد (مسأله 173) «از ضروريات مذهب است و هر کس آنرا انکار کند مانند اين است که از تشيع خارج و به تسنن يا به هر ملت ديگري وارد شده است، و متدين به غير ما انزل الله شده است، چون در قرآن نص آن وجود دارد. (مسائل ورود / جزء چهارم ص 41).

از امام جعفر صادق روايت مي‌کنند که گفته است: خداوند شراب مست‌کننده را بر پيروان ما حرام کرده و در عوض نکاح متعه را حلال نموده است. حتي به دروغ به پيامبر صلي الله عليه وسلم نسبت داده‌اند که فرموده است: «هر کس يکبار متعه انجام دهد از خشم خداوند جبار در امان است، و هر کس دوبار نکاح متعه انجام دهد با ابرار حشر مي‌شود، و هر کس سه بار متعه انجام دهد در بهشت همراه من خواهد بود». (تفسير منهج الصادقين: فتح الله كاشانى 2/493). در حالي که پيامبر صلي الله عليه وسلم از اين اقوال بري است. و اخيراً آيت الله خميني گفته است: نکاح متعه با خواهر رضاعي مشکلي ندارد به شرطي که به او دخول نکند. (تحريرالوسيله آيت الله خميني 2/241 مسأله 12)

و همچنين گلپايگاني و لطف‌الله صافي فتواي جواز مفاخذه با خواهر شيري را صادر کرده‌اند. (هداية العباد 2/305 – 238).

 

در ضمن لازمست تا توضيحي در مورد اصطلاح روافض داده شود: رافضي يا روافض به کساني گويند که صحابه را رفض (ترک) مي کنند. و اين اصطلاح زماني رايج شد که گروهي از پيروان زيد ابن علي رضي الله عنه او را به سبب حمايتش از خلفاي سه گانه مورد سرزنش قرار دادند و وي را نيز رفض کردند. چرا که زيد ابن علي رضي الله عنه اعتقاد داشت که علي رضي الله عنه براي خليفه شدن اولاتر بود ولي منصب از جانب خدا و پيامبر صلي الله عليه وسلم نمي دانست و به خلافت بقيه خلفا احترام مي گذاشت، ولي پيروانش به همين سبب او را ترک کردند و از آنزمان به کساني که با صحابه و خلفاي راشدين دشمني و کينه ورزي مي کنند، لفظ رافضي اطلاق گرديده شد. حال شما و ديگران بايد ببينيد که موضع شما در برابر اين قضيه چيست، آنوقت معلوم مي شود که واقعا اصطلاح رافضي برازنده ي کيست.

و ما در روز قيامت گواه مي دهيم که بسياري از اهل تشيع چطور ياران پيامبر صلي الله عليه وسلم را دشنام و لعن مي کردند و چگونه اهل بيت رضي الله عنهم اجمعين را صفات خدايي داده و آنها را به فرياد خوانده و قبور آنها را بمانند بتکده اي تبديل کرده اند.

در ضمن سايتهاي اهل سنت به لطف تحمل تشيع قبلا فيلتر شده اند و لذا قبل از ما اين تشيع است که اقدام به سانسور نموده اند تا جواناني جوياي حق مانند شما نتوانند مطالعه کنند.

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه