منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 359
بازديد کل : 2515094
 
   
نظر شما در مورد آيه 159 سوره انعام و 32 سوره روم چيست؟
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-25  تعداد بازديد:375
اهل سنت بر راه و روش و سيره و سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم قرار گرفته و لذا فقط و فقط قرآن و فرموده هاي او براي ما حجت است نه هيچکس ديگري..

 

من جواني هستم 19 ساله، مشتاق رسيدن به حقيقت دين كه آيا اهل سنت حق است يا شيعه؟ و نظر شما در مورد آيه 159 سوره انعام و 32 سوره روم چيست؟

و دلايل حقانيت اهل سنت را براي من بيان كنيد.

لطفا من را راهنمايي كنيد چون من ايمان دارم كه خداوند راه رهايي از اين شك و شبهه ها كه همه مردم در حال حاضر گرفتار آن هستند را باز گذاشته و اين طور نيست كه بعضيها مي پندارند خداوند و پيامبر مردم را در ظلمات رها كرده و توجهي به آنان ندارد و دوم اينكه من در حال ساخت نرم افزارهاي قرآني هستم با مطلب راز عدد 19 در قرآن كه فقط به خدا و پيامبر و قرآن ايمان قاطع دارم و در آخر هم بگويم كه اگر هر كدام از علماي طرفين من را قانع كند من نيز به آن مي پيوندم.



 

الحمدلله،

ما قبل از هرچيز بايد به اين سوال پاسخ دهيم که: چرا خداوند پيامبر صلي الله عليه وسلم را مبعوث کرد؟ هدف الله تعالي چه بود و براي چه چيزي صورت گرفت؟ اگر شما به قرآن نگاه کنيد متوجه خواهيد شد که قرآن مي فرمايد: مشرکان زمان پيامبر صلي الله عليه وسلم به خدا ايمان و باور داشتند! چنانکه مي فرمايد:

‏« قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَمَنْ فِيهَا إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (84) سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ (85) قُلْ مَنْ رَبُّ ‏السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ (86) سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ (87) قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ ‏كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (88) سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ» ‏مؤمنون84- 89. يعني: «بگو، اگر مي دانيد زمين و هركس كه در آن است، از آن كيست؟ ‏زودا كه مي گويند از آنِ الله است، بگو آيا پند نمي گيريد؟ بگو پروردگار آسمانهاي هفتگانه و ‏عرش عظيم كيست؟ زودا كه مي گويند اينها از آنِ الله است. بگو پروا نمي كنيد؟ بگو اگر مي ‏دانيد ملكوت همه چيز به دست كيست؟ و كيست كه امان مي دهد و در برابر او نمي توان به ‏كسي امان داد؟ زودا كه مي گويند: اينها از آنِ الله است. بگو: پس چگونه فريب داده مي شويد؟»‏

و باز قرآن مي فرمايد که مشرکان زمان پيامبر صلي الله عليه وسلم هرگز گمان نمي کردند که بتهايشان دنيا را خلق کرده يا باران مي بارانند و يا مشکلاتشان را حل مي کنند! پس باز سوال: اگر مشرکان چنين اعتقاداتي داشتند، پس چه نيازي بود تا خداوند پيامبري بفرستد؟

پاسخ سوال در خود قرآن آمده است: هدف از ارسال پيامبران از جمله پيامبر اسلام صلي الله عليه وسلم چيزي جز دعوت مردم به توحيد در عبادت نبود.

باز به سوالات فوق باز ي گرديم: اگر مشرکان به خدا باور داشتند، پس چرا خداوند در قرآن آنها را با لفظ مشرک خطاب مي کند؟ و چرا پيامبرش را به سوي آنها فرستاد تا هدايت را برگزينند؟

دليل آن اين بود که: داشتن ايمان به خدا براي رها شدن از شرک کافي نيست، وگرنه آن مشرکان به خداوند بزرگ اعتقاد راسخ داشتند، اما آنچه که در ميان آنها وجود نداشت، توحيد بود. چرا و به چه علت آنها توحيد نداشتند؟ آنها توحيد نداشتند و بلکه مشرک بودند چون: بين خود و خدا بتها را واسطه قرار داده بودند. البته لازمست گفته شود که آنها در حقيقت بتها را واسطه نمي کردند، بلکه اولياي صالح قوم خود را واسطه مي کردند، اما چون آن اوليا مرده بودند، لذا براي آنکه بهتر بتوانند آنها را جلوي چشمانشان مجسم کنند و واسطه را با حضور قلب بيشتري انجام دهند، مي آمدند و مجسمه ي آن اولياء را مي ساختند و بعدها به ان مجسمه ها بت گفته مي شد، بنابراين در حقيقت مشرکان زمان پيامبر صلي الله عليه وسلم با وجود آنکه به خدا باور داشتند ولي از آنجائيکه اولياي صالح قوم خود را بين خود و خدا واسطه مي کردند، لذا خداوند اين واسطه گري را نوعي شرک مي دانستند و لذا به آنها لفظ مشرک خطاب مي کرد.

بنابراين متوجه شديم که هدف از مبعوث شدن پيامبر صلي الله عليه وسلم در حقيقت زدودن شرک واسطه گري و توسلات نامشروع و بندگي آدمها (چه زنده و چه مرده) و بلکه بندگي پروردگار بدون شريک گذاشتن براي ايشان بود. حال اگر کمي انصاف بخرج دهيم، خواهيم يافت که متاسفانه تشيع اصل و اساس هدف بعثت پيامبر صلي الله عليه وسلم را نقض کرده است! اگر به اعمال اهل تشيع بنگريم، خواهيم يافت که چگونه اولياء الله را بين خود و خدا واسطه قرار مي دهند، هرچند که نماز مي خوانند و ديگر ارکان اسلام را انجام دهند، ولي اصل و اساس دين اسلام را ويران کرده اند! و بمانند مشرکان زمان پيامبر صلي الله عليه وسلم براي عمل واسطه گري و شرکيات خود، توجيه و دليل مي آورند!! در حاليکه دلايل آنها دقيقا همان دلايل مشرکان مکه بود که مي گفتند: ما آنها را  عبادت نمي کنيم، بلکه هدف ما فقط نزديکي به خدا است. زيرا ما بندگان گناهکاري هستيم و آنها اولياء الله مي باشند، پس صداي ما را به خدا مي رسانند!!

چنانكه قرآن در مورد بهانه ي آنها براي انجام واسطه مي‌فرمايد:«وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ»يونس18. يعني:«غير از الله چيزهايي را عبادت مي كردند كه قادر به جلب منفعت و دفع ضرر از ايشان نبود و مي گفتند اينها شفاعت كنندگان ما نزد الله هستند.»

و باز مي فرمايد:«وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى» زمر 3. يعني: «غير از الله را ولي خود قرار مي دادند و مي گفتند ما آنها را عبادت نمي كنيم جز اينكه ما را به الله نزديك گردانند.»

اگر به اعتقادات و باورهاي تشيع بنگريم، خرافات بسيار زيادي را خواهيم ديد که هر انسان عاقلي را به افسوس و يا خنده وا مي دارد! اعتقاداتي خرافي که بر سر قبور امامان مشاهده مي کنيم، يا دادن صفات خداوندي به امامان، يا قائل بر معصوم بودن آنها و اعتقاد به غيب شدن کودکي دارند که گويا بر او بمانند پيامبر صلي الله عليه وسلم وحي مي شود! و اعتقاد به اينکه تمامي کائنات در دستان امام زمانشان است! اعتقاد دارند که ائمه از پيامبران هم والاتر و بلند مقامتر هستند، حتي برخي از اهل تشيع گمان دارند که قرآن تحريف شده است و قرآن اصلي نزد امام زمانشان است!!

و يا از آن طرف:

عقيده دارند که پيامبر صلي الله عليه وسلم پس از 23 سال زحمت، نتوانست بيشتر چند نفر انگشت شمار شاگرد تربيت کند، بلکه همگي منافق بودند؟! در حاليکه خداوند در قرآن از صحابه تمجيد مي کند و به آنها مي فرمايد:

« وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ » ( توبه 100)

يعني: پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار، و کسانى که به نيکى از آنها پيروى کردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نيز) از او خشنود شدند؛ و باغهايى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، که نهرها از زير درختانش جارى است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و اين است پيروزى بزرگ!

آنها به ام المومنين عايشه رضي الله عنها بمانند همان منافقان مدينه تهمت زنا مي زنند، در حاليکه خداوند در سوره ي نور او را تبرئه مي کند، ولي تشيع با وجود اين برائت، باز بعلت کينه اي که دارند، تفره مي روند و باز عايشه رضي الله عنها را متهم مي کنند.

و الان هم کار شيعه فقط اهانت و ناسزاگويي و لعن فرستادن به اين و آن شده است، از هدف اصلي اسلام فاصله ي بسيار زيادي گرفته اند و بجاي آنکه مدار اسلام را بر محور الله تعالي بگيرند، همه ي هم و غمشان امامان و ائمه و چراغاني کردن قبور و جشن و سوگواري و عزاداري و ... شده است! انگار اسلام آمده است تا فقط آن چند ائمه را شب و روز بر زبان بياوريم و در مورد آنها غلو کنيم و آنها را واسطه نماييم و به آنها صفات خدايي بدهيم.. و اصل و اساس را کنار بگذاريم و همه انرژي خود را صرف آن کنيم که چا فلاني 1400 سال قبل چنان کرد و چرا فلاني چنين نکرد؟!!

ماجراي غدير غم را تحريف مي کنند تا به قول خود امامت را براي علي رضي الله عنه ثابت کنند، در حاليکه خود علي رضي الله عنه هرگز چنين ادعايي نکرده است.

در حقيقت ما مي گوييم: اهل اسلام در زمان خلفاي راشدين همگي متحد بودند ولي بعدها بدليل پيشرفت مسلمين در تصرف سرزمينهاي کفار، آنها را بر آن داشت تا بگونه ي ديگري با اسلام مبارزه کنند، در اين ميان يک فرد يهودي بنام عبدالله ابن سبا که اهل يمن بود به ظاهر ادعاي اسلام نمود و سپس با نفوذ در بين قشر عوام و غلو کردن در حق علي و جفا کردن در حق ديگر خلفا، براي خود پيرواني جمع آوري نمود و سپس همين گروه او مدعي شدند که پيامبر صلي الله عليه وسلم در غدير خم علي رضي الله عنه را جانشين کرده و ابوبکر رضي الله عنه حق او را خوده است!! در حاليکه خود علي رضي الله عنه چنين ادعايي نکردند و بعد ها همين گروه سبائيه ادعاي طرفداري از علي و خاندان او را کردند و خود را پيرو (شيعه) علي دانستند و بعدها به شيعه معروف شدند و هدف اصلي و شکل گيري هسته ي اصلي آنها بر اساس تفرقه در ميان صفوف مسلمين بود که متاسفانه تا حدودي به نتايجي رسيدند و افرادي ساده دل آنها را باور کردند و از مسير اصلي اسلام منحرف گشتند تا به امروز رسيدند..

 

اما در عقيده ي اهل سنت، واسطه حرام و شرک است، اهانت به صحابه و اهل بيت حرام و گناه است.

اهل سنت نه افراط در حق انسانها از جمله اهل بيت و صحابه را روا مي داند و تفريط در حق آنها را درست مي پندارد، بلکه راه ميانه را در پيش گرفته؛ هرکس در مقامي است که شايسته ي آن جايگاه را دارد.

 اطاعت و فرمانبرداري از کسي جز الله و پيامبر صلي الله عليه وسلم روا نيست، غلو کردن حرام است، دادن صفات خدايي به هر انساني ولو پيامبر صلي الله عليه وسلم حرام و شرک است. هيچ سخني از هيچکس پذيرفته نيست (حتي اگر خليفه ي راشده باشد) مگر آنکه براي خود دليل از قرآن يا فرموده هاي صحيح پيامبر صلي الله عليه وسلم بياورد، تقليد حرام است، هيچکس معصوم نيست بجز پيامبران و آنهم تحت توضيحات خود، ساختن بارگاه و ابنيه بر روي قبور حرام است، عزاداري و شيون و نوحه و امثالهم جايز نيست، قرآن مدار اسلام است و همه ي ما گوش بفرمان الله و رسول صلي الله عليه وسلم در راستاي اهداف عاليه ي اسلام پيش مي رويم، و براي گذشتگان خود دعا مي کنيم و اختلافات آنها را به خودشان و خداوند وا مي گذاريم، زيرا ما مسئول گناه و اعمال کسي نيستيم.

علت اين ادعا هم فرمايش الله تعالي است:

« تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ»(بقره 134)

يعني: آنها امتى بودند که درگذشتند. اعمال آنان، مربوط به خودشان بود و اعمال شما نيز مربوط به خود شماست؛ و شما هيچ‏گاه مسئول اعمال آنها نخواهيد بود.

و باز مي فرمايد: « وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ»(انعام 164)

يعني: هيچ کس، عمل (بدى) جز به زيان خودش، انجام نمى‏دهد؛ و هيچ گنهکارى گناه ديگرى را متحمّل نمى‏شود؛ سپس بازگشت همه شما به سوى پروردگارتان است؛ و شما را از آنچه در آن اختلاف داشتيد، خبر خواهد داد.

« وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى»(فاطر 18)

يعني: هيچ گنهکارى بار گناه ديگرى را بر دوش نمى‏کشد؛ و اگر شخص سنگين‏بارى ديگرى را براى حمل گناه خود بخواند، چيزى از آن را بر دوش نخواهد گرفت، هر چند از نزديکان او باشد!

پس بهتر است بجاي پرداختن به مسائل گذشتگان، از کارهاي نيک آنها پيروي نماييم و کارهاي نادرستشان را بين مردم شايع و پخش نکنيم بلکه براي آنها دعاي مغفرت نماييم. ونيز به فکر اعمال خود بوده زيرا هرکسي در قيامت مسئول اعمال خود است.

الله تعالي اينگونه مسلمانان را تمجيد مي کند:

« وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ» (حشر 10)

يعني: (همچنين) کسانى که بعد از آنها [بعد از مهاجران و انصار] آمدند و مى‏گويند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ايمان بر ما پيشى گرفتند بيامرز، و در دلهايمان حسد و کينه‏اى نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحيمى!»

امام‌ رازي ‌مي‌گويد: «بدان‌كه‌ اين‌ آيات‌ در بر گيرنده‌ تمام‌ مسلمين‌ است‌ زيرا مسلمانان‌ از اين ‌سه‌ گروه‌ خارج‌ نيستند؛ يا مهاجرند، يا انصار، يا هم‌ كساني‌ اند كه‌ بعد از ايشان ‌آمده‌اند. سپس‌ اضافه‌ مي‌كند: هر كس‌ كه‌ سابقان‌، يعني‌ مهاجران‌ و انصار را به ‌دعا و رحمت‌ ياد نكند بلكه‌ از ايشان‌ به‌ بدي‌ ياد نمايد، او بر اساس‌ نص‌ آيه‌ از اقسام‌ مؤمنان‌ خارج‌ است‌».

در انتها توصيه مي کنيم که کتاب " سؤالاتي که باعث هدايت جوانان شيعه شد" و " سرخاب و سفيد آب - شيعه پاسخ نمي دهد" و " فضائل اهل بيت و منزلت والاي آنان از ديدگاه اهل سنت" را از سايت نوار اسلام دانلود و مطالعه فرماييد.

همه ي انسانها در وحله ي اول نزد خداوند يکسانند و ملاک برتري تقواست، نه نسب و نژاد و انتساب به فلاني و فلاني..

در يک کلام: اهل سنت بر راه و روش و سيره و سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم قرار گرفته و لذا فقط و فقط قرآن و فرموده هاي او براي ما حجت است نه هيچکس ديگري..

و در انتها فقط مي گوييم: براي تشخيص راه درست، مطالعه ي قرآن کافيست تا بدانيد که تشيع چقدر با روح اسلام فاصله گرفته است.

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه