منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 210
بازديد کل : 2516739
 
   
آيا ابوبکر و عمر رضي الله عنهما صداي خود را بر پيامبر صلي الله عليه وسلم بالا بردند؟
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-25  تعداد بازديد:379
خداوند تبارک و تعالي به همه ي مومنان دستور مي دهد که در برابر رسول خدا صلي الله عليه وسلم صداي خود را بالا نبرند، و اين حکم هم مربوط به زمان حيات است ايشان بوده و هم مربوط به زمان بعد از وفات ايشان نيز مي شود.

 

در يکي از ايات قران امده است که خداوند ميفرمايد در حضور پيغمبر صدايتان را بلند نکنيد که اين عمل  باعث تباه شدن اعمال  شماست

که  شيعه  در اين رابطه سندي از کتاب صحيح  بخاري در  کتاب تفسير ارائه داده است که  در ان مدعي  است که صراحتا اشاره شده است که مراد از اين افراد در اين ايه که صداي خود را در نزد رسول اکرم (صلي الله عليه وسلم) بلند ميکردند حضرات ابوبکر و عمر بودند

ميخواستم  در اين رابطه محبت فرماييد  واشاراتي بفرماييد که ايا

مخاطبين اين ايه حضرت ابوبکر صديق و عمر فاروق واقعا بوده اند؟



 

الحمدلله،

خداوند تبارک و تعالي به همه ي مومنان دستور مي دهد که در برابر رسول خدا صلي الله عليه وسلم صداي خود را بالا نبرند، و اين حکم هم مربوط به زمان حيات است ايشان بوده و هم مربوط به زمان بعد از وفات ايشان نيز مي شود، در زمان فوت، براي احدي جايز نيست که نزد قبر ايشان با صداي بلند حرف بزند و البته اين به معناي اين نيست که پيامبر صلي الله عليه وسلم مي شنوند، بلکه هدف حفظ حرمت است که بعد از فوت ايشان نيز بايد در حقشان رعايت شود.

قاضي‌ ابوبكربن‌عربي‌ مي‌گويد: «حرمت‌ رسول‌ خدا صلي الله عليه وسلم در حال‌ وفات‌، همچون‌ حرمت‌ ايشان‌ در حال‌ حيات ‌است‌ و سخن‌ منقولشان‌ بعد از وفاتشان‌ در والايي‌ و رفعت‌ و عظمت‌ خود، همچون‌ سخن‌ مسموع‌ از زبانشان‌ در حال‌ حيات‌ ايشان‌ است‌ پس‌ چون‌ سخن‌ ايشان ‌خوانده‌ مي‌شود، بر هر شخص‌ حاضري‌ واجب‌ است‌ كه‌ صداي‌ خويش‌ را از آن‌ بلندتر نكند و از آن‌ روي‌ نگرداند چنان‌ كه‌ اين‌ كار در حيات‌ ايشان‌ واجب‌ بود. البته‌ خداوند متعال‌ در آيه: «وَإِذَا قُرِىءَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»«اعراف‌ / 204» بر ضرورت‌ دوام‌ و استمرار اين‌ احترام‌ در گذار زمانها توجه‌ داده‌ است‌ زيرا سخن‌ رسول‌ وي‌ صلي الله عليه وسلم نيز از وحي‌ بوده‌ و حرمتي‌ همانند قرآن‌ را دارد، مگر در معاني‌اي‌كه‌ مستثنا مي‌باشد و بيان‌ آن‌ در كتب‌ فقه‌ آمده‌ است‌».(انوارالقرآن)

 

بعد از آنکه يکي از اصحاب نزد پيامبر صلي الله عليه وسلم صداي خود را بالابرد، اين آيه نازل شد:

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ»(حجرات 2)

يعني: خداوند متعال‌ ادب‌ گفتاري‌اي‌ را بيان‌ نموده‌ و مي‌فرمايد: «اي‌ كساني‌ كه ‌ايمان‌ آورده‌ايد! صداهايتان‌ را از صداي‌ پيامبر بلندتر نكنيد» زيرا اين‌ كار، بر قلت ‌ادب‌ و حيا و ترك‌ احترام‌ دلالت‌ مي‌كند و در مقابل‌؛ فرود آوردن‌ صدا وبلند نكردن‌ آن‌؛ نشانه‌ تعظيم‌، بزرگداشت‌ و حرمت‌ نهادن‌ است‌ «و همچنان‌كه‌ بعضي ‌از شما با بعضي‌ ديگر بلند سخن‌ مي‌گوييد، با او به‌ صداي‌ بلند سخن‌ نگوييد» يعني: صداهايتان‌ را در سخن‌ گفتن‌ با پيامبر صلي الله عليه وسلم پايين‌ آورده‌، با وي‌ به‌ آرامش‌ و وقار سخن‌ بگوييد و با نهايت‌ ادب‌ او را مورد خطاب‌ قرار دهيد.

به ‌قولي‌ ديگر مراد از اين آيه اين ‌است: در خطاب‌ با پيامبر صلي الله عليه وسلم نگوييد: اي‌ محمد! و اي‌ احمد! ولي‌ بگوييد: اي پيامبر خدا! و اي‌ رسول‌ خدا! به‌ عنوان‌ بزرگداشت‌ و احترام‌ وي‌.

 ابن‌كثير مي‌گويد: بلندكردن‌ صدا در برابر قبر رسول‌ اكرم‌ صلي الله عليه وسلم نيز همچون‌ بلند كردن‌ صدا درحيات‌شان‌ مكروه‌ است‌، زيرا آن‌ حضرت‌ صلي الله عليه وسلم براي‌ هميشه‌ در زندگي‌ و مرگ ‌محترم‌اند. «مبادا بي‌آن‌كه‌ بدانيد» كه‌ اين‌ صدا بلند كردن‌، نابود كننده‌ ثواب‌ اعمال ‌شماست‌؛ «اعمالتان‌ تباه‌ شود» يعني: خداوندأ شما را از صدا بلند كردن‌ درحضور پيامبر خويش‌ صلي الله عليه وسلم نهي‌ كرد تا مبادا پاداش‌ اعمالتان‌ از بين‌ برود. ابن‌كثير مي‌گويد: يعني‌ شما را به‌خاطر آن‌ از بلند كردن‌ صدا در محضر پيامبر خويش‌ صلي الله عليه وسلم نهي‌ كرديم‌ كه‌ مبادا او از اين‌ كار به‌ خشم‌ آيد و در آن‌ صورت‌، ما هم‌ به‌ سبب‌ خشمش‌ بر شما خشمگين‌ شويم‌. پس‌ چنين‌ كسي‌ با خشمگين‌ كردن‌ پيامبر صلي الله عليه وسلم، در واقع‌ ندانسته‌ اعمال‌ خود را تباه‌ مي‌كند.

 

"اما قتاده‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ مي‌گويد: اصحاب‌ با رسول‌ اكرم‌ صلي الله عليه وسلم به‌ صداي ‌بلند سخن‌ مي‌گفتند پس‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد.

 به‌ روايتي‌ ديگر اين‌ آيه‌ درباره ‌ثابت‌بن‌قيس‌ رضي الله عنه نازل‌ شد كه‌ گوشهايش‌ سنگين‌ بود و به‌علاوه‌، او صداي‌ زمخت‌ وگوش‌خراشي‌ داشت‌ به‌ طوري‌ كه‌ چون‌ با كسي‌ سخن‌ مي‌گفت‌؛ صدايش‌ را بسيار بلند مي‌كرد و چه‌ بسا كه‌ با رسول‌ اكرم‌ صلي الله عليه وسلم نيز سخن‌ مي‌گفت‌ و ايشان‌ از صدايش ‌متأذي‌ مي‌شدند. همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ گرديد." (انوارالقرآن)

 

بنابراين بر خلاف ادعاي روافض، اين آيه در شأن ابوبکر و عمر رضي الله عنهما وارد نشده است، اما به فرض اينکه در مورد آنها هم آمده باشد، باز جاي ايراد نيست، زيرا آنها حکم آنرا نمي دانستند و اصلا اين آيه براي نهي از اين عمل صادر شد،  اصلا يکي از حکمتهاي تدريجي نازل شدن قرآن همين است، که هرگاه اتفاقي روي مي داد الله تعالي براي تعليم و آموزش اصحاب آيه اي نازل مي نمود تا از آن به بعد راهنما در دستشان باشد.

 زماني مي توان ايراد گرفت که آيه قبلا نازل شده باشد ولي باز يکي از اصحاب به آن آيه بي توجهي کند و با وجود نهي باز صداي خود را بالا ببرد، ولي  وضعيت اينگونه نبود بلکه آنکسي که صداي خويش را بالابرد اولا معصوم نبوده، ثانيا هنوز حکم عمل خويش را نمي دانسته که آيا حرام است يا خير؟! پس محکوم کردن کسي که هنوز حکم را نمي داند کاملا بي انصافي است، بلکه بايد ابتدا حکم را به او گوشزد نمود تا بار ديگر آنرا تکرار نکند، نه آنکه وي را به سبب عملي که حکمش را نمي دانسته محکوم کرد؟!

چون اهل بدعت خود اعتقاد به معصوم بودن اهل بيت دارند! گمان مي کنند که اهل سنت نيز اصحاب را معصوم مي دانند؟! در حاليکه اهل سنت هرگز نگفته صحابه رضي الله عنهم از گناه معصوم بوده اند و هرگز مرتکب گناهي نمي شدند، بلکه آنها نيز گناه داشته اند ولي نه به اندازه ي ما! بلکه آنها اهل تقوا و ورع و اهل جهاد در راه خدا بوده اند ولي با اين وجود گهگاهي مرتکب خطا نيز مي شدند ولي الله تعالي تواب و توبه پذير است و اگر فرد توبه کند خداوند اگر بخواهد توبه اش را مي پذيرد و صحابه اهل توبه و استغفار بودند.

"ابن‌جرير طبري از محمدبن‌ثابت‌بن‌قيس‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ گفت: چون‌ آيه‌ ﴿لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ) نازل‌ شد، پدرم ‌ثابت‌بن‌قيس‌ در راه‌ نشست‌ و مي‌گريست‌. در اين‌ اثنا عاصم‌بن‌عدي‌ از نزدش ‌گذشت‌ و از او پرسيد: اي‌ ثابت‌! چه‌ چيز تو را به‌ گريه‌ واداشته‌ است‌؟ پدرم‌ گفت: نزول‌ اين‌ آيه‌...  مي‌ترسم‌ كه‌ درباره‌ من‌ نازل‌ شده‌ باشد زيرا من‌ فردي‌ هستم‌ بلندآواز و بانگ‌برآور! پس‌ اين‌ خبر به‌ رسول‌ اكرم‌ صلي الله عليه وسلم رسيد و ايشان‌ او را فراخوانده‌ و به‌ او فرمودند: «أما ترضي‌ أن‌ تعيش‌ حميداً وتقتل‌ شهيداً وتدخل‌ الجنة‌؟» آيا بدان‌ راضي‌ نيستي‌ كه‌ ستوده‌ زندگي‌ كني‌، شهيد كشته‌ شوي‌ و به‌ بهشت‌ درآيي‌؟ گفت: راضي‌ شدم‌ و ديگر هرگز صداي‌ خويش‌ را بر صداي‌ رسول‌ اكرم‌ صلي الله عليه وسلم بلند نمي‌كنم‌. و آنگاه الله تعالي آيه ي بعد را نازل فرمود:

« إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ» (حجرات 3)

يعني: «بي‌گمان‌ كساني‌كه‌ نزد پيامبر خدا صداهايشان‌ را آهسته‌ و فرو مي‌دارند، همان ‌كساني‌ هستند كه‌ خداوند دلهايشان‌ را براي‌ تقوا امتحان‌ كرده‌ است‌» يعني: حق‌ تعالي‌ دلهايشان‌ را براي‌ تقوي‌ صاف‌ و صيقلي‌ و خالص‌ گردانيده‌ است‌، همان‌ گونه‌ كه ‌طلا با آتش‌ آزموده‌ مي‌شود و بر اثر آن‌، طلاي‌ ناب‌ و سره‌ از طلاي‌ پست‌ و ردي‌ وغش‌دار بيرون‌ مي‌آيد. «آنان‌ را آمرزش‌ و پاداشي ‌بزرگ‌ است‌» در برابر اين‌ ادب‌ ورزي‌ آنان‌." (انوارالقرآن)

{حال شما بنگريد که اهل بدعت و روافض چگونه برداشتي از عمل اصحاب دارند و پيامبر صلي الله عليه وسلم چگونه با خطاي قيس ابن ثابت رضي الله عنه رفتار مي کند؟! گويي دشمني روافض با صحابه از روي تاويلات ديني هم نيست بلکه به دليل کينه اي که نسبت به آنها دارند هست وگرنه چرا با وجود آنکه پيامبر صلي الله عليه وسلم ثابت ن قيس را دلخوشي مي دهد ولي روافض صحابه را طعن مي دهند!؟}

البته گفته مي شود که بعد از آنکه خداوند تبارک و تعالي آيه ي ﴿لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ) را نازل فرمود، ابوبکر صديق رضي الله عنه با خود عهد کرد که هيچگاه صدايش را بالاتر از صداي پيامبر صلي الله عليه وسلم نبرد؛ روايت‌ابن‌عباس رضي الله عنه، ‌ بعد از نزول‌ آيه‌ دوم‌ از سوره ي حجرات، ابوبکر صديق رضي الله عنه، تصميم‌ گرفت‌ كه‌ با رسول‌ اكرم‌ صلي الله عليه وسلم جز به‌ طور بسيار آهسته‌ و پوشيده‌ كه‌ گويي‌ راز مي‌گويد، سخن‌ نزند.

 

"اما از ‌محمدبن‌اسحاق روايت شده که : آيه‌ كريمه‌ (آيه 4 حجرات) در باره‌ مردم‌ درشتخوي‌ و احمقي‌ از قبيله ‌بني‌تميم‌ نازل‌ شد كه‌ رسول‌ اكرم‌ صلي الله عليه وسلم را از بيرون‌ حجره‌هاي‌ همسرانشان‌ صدا مي‌كردند تا در برابر آن‌ حضرت‌ صلي الله عليه وسلم خودنمايي‌ كنند.

که آيه نازل شد:

«إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِن وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ»(حجرات 4)

يعني: «بي‌گمان‌ كساني‌ كه‌ تو را از پشت‌ حجره‌هاي‌ مسكوني‌ات‌ به‌ فرياد مي‌خوانند، بيشترشان‌ نمي‌فهمند» چرا كه‌ جهل‌ و ناداني‌ بر آنان‌ غلبه‌ نموده‌ و درشتخويي‌، خشونت‌ و تندمزاجي‌ بر طبع‌ آنان‌ چيره‌ گشته‌ و اين‌ طرز برخورد و روش‌ معاشرت‌، شيوه‌ و عادت‌ آنان‌ شده‌ است‌ و اگر آنان‌ خردورز و باوقار مي‌بودند، بايد در برابر مقام‌ نبوت‌ صلي الله عليه وسلم ادب‌ نيكو را رعايت‌ مي‌كردند." (انوارالقرآن)

ولي طبراني و ابويعلي با سند حسن از زيد بن ارقم رضي الله عنه روايت کرده اند: مرداني از عرب (چند اعرابي) نزديک حجره هاي نبي اکرم و با صداي بلند گفتند: اي محمد، اي محمد . آنگاه خداوند آيه ي «إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِن وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ ...» را نازل کرد.(طبراني5123 نگاه کنيد به اسباب نزول؛ سيوطي)

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه