منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 811
بازديد کل : 2642013
 
   
آيا اهل سنت هم مانند تشيع مرجع تقليد دارند؟
صاحب اثر: مهتدین  تاريخ درج مقاله:2011-12-25  تعداد بازديد:1153
از نظر قرآن براي هر انساني چه شيعه و چه سني و چه صوفيه واجب است که احکام خود را از قرآن و احاديث صحيح پيامبر صلي الله عليه وسلم اخذ کنند.

 

لطفا توضيح بدهيد که آيا شما هم مثل شيعه ها مرجع تقليد و رساله داريد و غير از موارد زير در چه احکام شرعي با هم اختلاف داريد؟

اگر کسي بخواهد در يکي از آنها به نظر شما رجوع کند از لحاظ عالمان شما صحيح است ؟

1-ازدواج موقت

2-وضو

3-اوقات نماز

4-مصاديق وجوب خمس



 

الحمدلله،

اهل سنت و جماعت نيز يک مرجع تقليد دارد که فقط تقليد از آن شخص را واجب مي داند نه اشخاص ديگر، و او نيز کسي نيست بجز شخص پيامبر صلي الله عليه وسلم ، و دليل اين امر را دستور الله تعالي بر انسانها مي داند که مي فرمايد:

« قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» (آل عمران 31)

يعني: (اي پيامبر) بگو: «اگر خدا را دوست مى‏داريد، از من پيروى کنيد! تا خدا (نيز) شما را دوست بدارد؛ و گناهانتان را ببخشد؛ و خدا آمرزنده مهربان است.»

و مي فرمايد: « مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ»(حشر 7)

يعني: آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا کنيد)، و از آنچه نهى کرده خوددارى نماييد؛ و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد که خداوند کيفرش شديد است!

و باز مي فرمايد: « مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا»(نساء 80)

يعني: کسى که از پيامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده؛ و کسى که سرباز زند، تو را نگهبان (و مراقب) او نفرستاديم (و در برابر او، مسؤول نيستى).

و اين دستورات که در قرآن آمده فقط براي تبعيت از شخص رسول الله صلي الله عليه وسلم بطور مطلق بيان شده است، بعبارتي خداوند انسانها را ملزم نموده که فقط از يک شخص – بطور مطلق و بدون چون و چرا – اطاعت کنند و آن هم پيامبر صلي الله عليه وسلم است نه غير او حال چه آن شخص خليفه ي راشده باشد يا يکي از اصحاب باشد و يا يکي از اهل بيت و يا هر عالم و ائمه و شخص فاضلي باشد..

دليل اين ادعاي اخير هم اينست که الله تعالي در قرآن مي فرمايد:

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ»(نسا 59)

يعني: اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا و اولو الأمر را! و هرگاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد)

اگردر اين آيه مبارکه دقت کنيم متوجه خواهيم شد که کلمه " أَطِيعُواْ " (يعني: اطاعت کنيد) فقط براي الله و رسولش استفاده شده است ولي براي "اولي الامر" بکاربرده نشده! يعني نفرموده:" أَطِيعُواْ َأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ" ، و لذا علما فرموده اند اين بدان سبب است که ممکن است علما يا حکما در اقوال يا اوامر خود خطا کنند و بر همين اساس اطاعت از آنها ( يعني حکما و علما)هميشه واجب نيست مگر زماني که اقوال خود را به الله و رسول مستند نمايند زيرا اگر اقوال خود را به الله و رسولش ربط دهند، اينبار امر آنها واجب الاطاعت خواهد شد.

يعني بر اساس اين آيه مرجع اختلاف، فقط کلام الله و رسول او است و تبعيت از اولي الامر زماني جايز است که گفته ي خود را مستند به آن دو نمايد و به همين علت مي بينيم که از لفظ "اطيعوا" براي اولي الامر استفاده نشده است.

بنابراين اهل سنت و جماعت؛ الله و رسولش را مصادر و مراجع تشريع مي دانند و تبعيت را جز براي آنها لازم نمي دانند و هيچ حکم شرعي را بدون استناد به آنها قبول ندارند و مهم نيست که چه کسي چه ديدگاهي داشته است ماداميکه راي و نظر خودش باشد جزو شرع نيست و نبايد آنرا دين دانست زيرا ممکن است شخص مجتهد خطا کند و خطاي مجتهد دين نيست و براي احدي جايز نيست که از راي خطاي آن مجتهد تقليد کند.

خلاصه اينکه؛ در عقيده اهل سنت و جماعت بر خلاف اهل بدعت، و قول و گفته ي احدي بجز قول الله و رسولش معتبر نيست و حکم شريعت را ندارد. حال آن اقوال از يک صحابي يا خليفه ي راشده مانند ابوبکر و عمر  عثمان و علي رضي الله عنهم باشد يا يکي از ائمه اهل بيت باشد يا قول يکي از امامان اربعه همانند ابوحنيفه و مالک و شافعي و احمد رحمهم الله و يا عالم ديگري غير از آنها باشد. بنابراين ابتدا ملاک و معيار احکام شرعي مهم هستند که کتاب الله و سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم هستند.

بعد از آن هرکسي که ادعايي يا فتوايي داشته باشد،آن ادعا و فتوا قبول نيست تا زمانيکه براي فتواي خود از کتاب و سنت دليل داشته باشد بنابراين اقوال فقها حجت نيستند حال شافعي باشد يا ابن تيميه يا ابوحنيفه و يا غير آنها.

تقليد از يک عالم يا شخص معين بگونه ايکه در تمامي امورات فقهي از او تقليد شود، مورد ذم و لوم است لذا آنچه که بر مسلماني واجب است؛ تقليد بدون چون و چرا از پيامبر صلي الله عليه وسلم است و بغير از ايشان کسي ديگر چنين لياقتي ندارد. و بقيه علماء زماني پيروي و تقليد مي شوند که اقوال و آراي فقهي يا عقيدتي خود را به گفته ي الله و رسول بازگردانند. البته بشرطيکه ثابت شود که روايت آنها صحيح است، زيرا گاهي رواياتي نقل مي شوند که يا ضعيف است يا دروغ که در اينصورت مقبول نخواهد بود و الحمدلله اهل سنت بر خلاف اهل بدعت حساسيت بسيار بالا و دقيقي نسبت به صحت يا ضعف روايت دارد و همه را پالايش نموده اند.

 

اما در مورد موارد اختلاف در احکام و عقايد، بايد گفت که محدود کردن اين موارد به چند مورد از جمله موارد ذکر شده در سوال، صحيح نيست، زيرا از آنجائيکه منهج و روش برداشت دو گروه با هم يکي نيست، لذا اين عدم تشابه در بسياري از موارد فقهي و عقيدتي اثر خود را گذاشته است، و گاهي اختلاف زياد و گاهي اندک و گاهي مشابه است، حتي مذهب تشيع با استناد به روايات دروغ از ائمه ي اهل بيت رضي الله عنهم، بگونه اي منهج خويش را مستقر نموده است که تا جايي که برايشان ممکن باشد با اهل سنت مخالفت کنند و مخالفت با اهل سنت را نشانگر هدايت مي دانند، شيخ صدوق از علي بن اسباط روايت ميكند كه گفت به امام رضا عليه السلام گفتم:گاهي مسئله اي پيش ميآيد كه فهميدن آن لازم است، و در شهري كه من هستم كسي از شيعيان شما نيست كه از او فتوي بگيرم، امام فرمودند: نزد فقيه همان شهر برو و از او فتوي بخواه، هرچه جواب داد بر عكس آن عمل كن كه حق در همين است. (عيون أخبار الرضا 1/275چاپ تهران). از حسن بن خالد روايت شده كه گفت: از امام رضا عليه السلام نقل گرديده كه فرمودند: شيعيان ما كساني هستند كه حرف ما را ميپذيرند، و بادشمنان ما مخالفت ميكنند، كسي كه چنين نباشد از مانيست.(الفصول المهمة 225 چاپ قم)

موافقت با اهل سنت جايز نيست!!اين عنوان بابي است كه حرعاملي در كتاب خودش وسائل الشيعة بسته است، ميفرمايد: احاديث در اين باره متواتراست از جمله قول امام صادق عليه السلام در باره دو حديث متعارض كه فرمودند:آنها را با روايات عامه(مراد اهل سنت است) مطابقت دهيد، آنچه با روايات آنان موافق بود, آنرا ترك كنيد وآنچه با روايات آنان مخالف بود به آن عمل كنيد.همچنين فرمودند: هرگاه دو حديث متعارض به شما رسيد، به آنچه مخالف آنهاست عمل كنيد. نيزفرمودند: به آنچه خلاف عامه است عمل كن،وفرمود: آنچه مخالف عامه باشد سعادت درآن است. امام رضا عليه السلام فرمودند:هرگاه دو حديث را متعارض يافتيد، ببينيد كدام يك باعامه مخالف است به آن عمل كنيد، و آنچه با روايات آنان موافق بود آنرا بگذاريد. همچنين از قول امام صادق عليه السلام نقل شده كه : بخدا قسم جز استقبال قبله در نزد آنها چيزي از حق نمانده است.(الفصول المهمة ص325-326) حر عاملي در باره اينگونه روايات ميفرمايد: ازحد تواترگذشته است, تعحب است كه بعضي متأخرين خيال كرده اند كه دليل ما در اينجا خبر واحد است. همچنين ميفرمايد: آنچه از اين احاديث متواتره ثابت ميشود اين است كه اكثر قواعد اصولي اي كه در كتب عامه وجود دارد باطل است. (الفصول المهمة 326)

نعمت الله جزائري ميگويد: ما با آنان (اهل سنت) در هيچ اصلي مشترك نيستيم. نه در إله, نه در پيامبر و نه در امام، زيرا آنها معتقدند پروردگارشان ذاتي است كه پيامبرش محمد و خليفه اش ابوبكر است، در حالي كه ما چنين خدايي را قبول نداريم و نه چنين پيامبري را ( لا نقول بهذا الرب ولا بذلك النبي) پروردگاريكه خليفه پيامبرش ابوبكر باشد خداي مانيست وآن پيامبرهم پيامبر ما نيست (إن الرب الذى خليفة نبيه ابوبكر ليس ربنا ولا ذلك النبي نبينا) (الأنوار النعمانية 2/278 باب نور في حقيقة دين الإمامية والعلة التي من أجلها يجب الأخذ بخلاف ما تقوله العامة).

شيخ صدوق ازابواسحاق ارجاني روايت ميكند كه گفت: امام صادق عليه السلام فرمودند: آيا ميداني چرا به شما دستور داده شده برخلاف اهل سنت عمل كنيد؟ گفتم نميدانم فرمود : زيراكه علي عليه السلام هيچ كاري نبوده كه انجام دهد مگر اينكه امت با او مخالفت ميكرد، تا اينكه امر او را باطل كنند، از آنچه نميدانستند از اميرالمؤمنين؛ ميپرسيدند، اما هرچه ايشان فتوا ميداد آنها ازپيش خودشان براي آن ضدي ميتراشيدند، تا اينكه حق را براي مردم وارونه جلوه دهند: (أتدري لم أمرتم بالأخذ بخلاف ما تقوله العامة فقلت: لا ندري، فقال: إن عليا لم يكن يدين بدين إلا خالف عليه الأمة! إلى غيره إرادة لإبطال أمره وكانوا يسألون أميرالمؤمنين س عن الشيء الذي لايعلمونه فإذا أفتاهم جعلوا له ضدا من عندهم ليلبسوا علي الناس) .(علل الشرائع ص531چاپ ايران)

و اين گوشه هايي از روايات دروغ منتسب به اهل بيت بود که متاسفانه جريان سبئيه با ساختن اين روايات قصد شکاف و اختلاف را در پيکره اي مسلمانان داشتند و تا دودي موفق شدند.

 

اما از نظر قرآن براي هر انساني چه شيعه و چه سني و چه صوفيه واجب است که احکام خود را از قرآن و احاديث صحيح پيامبر صلي الله عليه وسلم اخذ کنند و لذا هيچ منعي در نظر علماي اهل سنت وجود ندارد که يک فرد شيعه يا صوفي به فقه اهل سنت پايبند باشد.

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه