منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 393
بازديد کل : 2515128
 
   
آيا عثمان رضي الله عنه در قبرستان يهوديان دفن شد؟
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-25  تعداد بازديد:418
قبول اين روايات باطل بسيار مورد مطلوب اهل بدعت است و معمولا آنها به شدت دنبال يافتن چنين روايات دروغي از ميان منابع اهل سنت هستند تا عقيده ي فاسد خود را حق جلوه دهند.

 

چرا حضرت عثمان در ميان يهوديان دفن شد مگر نبايد مسلمان را در گورستان مسلمانان دفن کنند؟



 

الحمدلله،

عثمان رضي الله عنه در باغى بنام "حش كوكب" در شمال شرقى بقيع دفن شده است، و پيامبر صلى الله عليه و سلم اين باغ را "روحاء" ناميده بود، و بني امية  اين باغ را بعدا شامل قبرستان بقيع كردند، و بقيع قبرى است كه در سمت جنوبي شرقي مسجد نبوي قرار گرفته است، و قبر عثمان رضي الله عنه در اين قبرستان (بقيع) در فاصله 1.35 متري قبر "شهداء الحرة" قرار گرفته است، بنابراين قبر عثمان رضي الله عنه در قبرستان بقيع است.

 

البته گفته مي شود که عثمان رضي الله عنه اين باغ را از فرد يهودي خريداري کرده بودند و ايشان پس از شهادت در ملک خويش يعني همان باغ دفن شدند و اين به معناي دفن در مقابر يهوديان نيست!! و بجز اهل بدعت کسي چنين قضاوت باطلي نمي کند.

اما کساني که از اين موضوع سوء استفاده کرده اند، در حقيقت به روايتي از تاريخ طبري استناد نموده اند که هرچند ضعف يا صحت آن روايت معلوم نيست، اما جالب آنکه هرگز خود روايت چنين چيزي نگفته که در گورستان يهوديان دفن شدند!

بايد توجه داشت که قرار نيست هر روايتي که در تاريخ طبري باشد، صحيح است! زيرا خود امام طبري رحمه الله نيز چنين ادعايي نکرده اند، بلکه ايشان بنوعي متذکر شده اند که در کتاب خويش هم روايات صحيح وجود دارد و هم ضعيف و دروغ، و هدف ايشان از جمع آوري تمامي روايات فقط جمع آوري اطلاعات بود و کار پالايش آن اطلاعات را به محققين سپرده است.

 

اما بايد دانست كه تاريخ امام طبري مهم‌ترين كتاب در تاريخ اسلامي است و بيشتر مردم از آن نقل مي‌كنند، اهل سنت از تاريخ طبري نقل مي‌كنند و از آن دليل مي‌گيرند، و همچنين اهل بدعت نيز از آن دليل مي‌گيرند، اما اينكه چرا تاريخ طبري بر ديگر كتابهاي تاريخ مقدم است؟ بايد گفت كه به خاطر امور زيادي تاريخ طبري بر ديگر كتاب‌هاي تاريخ مقدم است كه برخي از اين امور عبارتند از:

1 ـ زمان امام طبري به زمان اين رخدادها نزديك بوده است.

2 ـ امام طبري با سند روايت مي‌كند.

3 ـ جايگاه والاي علمي امام طبري.

4 ـ بيشتر كتابهاي تاريخ از او نقل مي‌كنند.

و وقتي چنين است پس ما وقتي مي‌خواهيم تاريخ بخوانيم بايد مستقيم به سراغ تاريخ طبري برويم، ولي چنان كه گفتم هم اهل سنت از تاريخ طبري دليل مي‌آورند، و هم اهل بدعت، پس چگونه مي‌توان اين و آن را تطبيق داد؟

بايد دانست كه چنان كه گفتيم يكي از ويژگي‌هاي تاريخ طبري اين است كه روايات را با سند ذكر مي‌كند، و اهل سنت از روايات صحيح طبري استفاده مي‌كنند، در صورتي كه اهل بدعت درست و ناردست را نقل مي‌كنند، و مهم اين است كه با خواسته‌ها و اميالشان موافق باشد. بنابراين بايد روش امام طبري را در كتاب تاريخش بدانيم.

 

امام طبري : در اين مورد با مقدمه‌اي كه در اوّل كتابش نوشته است ما را راحت كرده است، و اي كاش كساني كه اين تاريخ را مي‌خوانند اين مقدمه را مي‌خواندند.( بلکه هر کس که کتابي را مي‌خواند بايد مقدمه آن را بخواند تا شيوه مؤلف را بداند)

امام طبري در مقدمة تاريخش مي‌گويد:

خوانندة كتاب ما بايد بداند كه در اين كتاب اخبار و روايتي را جمع نموده‌ام و سند و راويان آن را بيان كرده‌ام. پس اگر در اين كتابم چيزي در مورد گذشتگان بيان نموده‌اند كه چون درست نيست و حقيقت ندارد خواننده آن را نمي‌پسندد، بايد دانست كه چنين خبري را ما از پيش خود نياورده‌ايم و بلكه كساني آن را آورده‌اند كه آن را براي ما نقل كرده‌اند و ما به همان صورت كه آنها براي ما نقل كرده‌اند نقل كرده‌ايم.( مقدمه تاريخ طبري ص 5)

امام طبري با مقدمه‌اي كه براي كتابش نوشته است مسئوليت را به گردن خواننده گذاشته است و به شما مي‌گويد: اگر در اين كتابم خبر يا روايتي ديدي كه برايت زشت مي‌نمود و قابل قبول نبود، نگاه كن كه از چه كسي آن را روايت كرده‌ايم و مسئوليت به گردن كسي است كه ما از او روايت كرده‌ايم، و من فقط بايد كسي كه آن را روايت كرده نام ببرم، اگر ثقه و مورد اعتماد بود روايتش را قبول كن و اگر ثقه و مورد اعتماد نبود روايتش را قبول نكن.

و بيشتر محدثين نيز چنين كرده‌اند و شما اگر به غير از صحيحين كه بخاري و مسلم فقط به ذكر احاديث صحيح متعهد شده‌اند به كتاب ديگري از كتاب‌هاي حديث مانند ترمذي يا سنن ابي داود يا دار قطني يا دارمي يا مسند احمد و غيره مراجعه كني مي‌بيني كه آنها سند حديث را برايت بيان مي‌كنند و خود را فقط به ذكر احاديث صحيح ملزم نكرده‌اند، و بلكه سند را برايت بيان كرده‌اند و تو بايد به اسناد نگاه كني، پس اگر سند حديث صحيح بود آن را بپذير و اگر صحيح نبود آن را قبول نكن. و همچنين طبري خودش را ملزم نكرده كه فقط اخبار صحيح را ذكر كند بلكه او متعهد شده كه اسم ناقل خبر و روايت را ذكر كند. پس بنابراين امام طبري مسئوليتي ندارد.

و امام طبري در كتاب تاريخش روايات زيادي از فردي به نام لوط بن يحيي كه كينه‌اش ابي مخنف است ذكر كرده است، و امام طبري از اين فرد پانصد و هشتاد و هفت (587) روايت نقل نموده است و اين روايت‌ها از وفات پيامبر صلي الله عليه وسلم آغاز مي‌شوند و پايان بخش آن رواياتي است كه مربوط به خلافت يزيد هستند، و اين برهه تاريخي برهه‌ايست كه در اين كتاب ما از آن سخن خواهيم گفت، و واقعه سقيفه بني‌ساعده، حكايت شوري، اموري كه به خاطر آن شورشيان عليه عثمان رضي الله عنه  شوريدند و سپس او را كشتند، و خلافت علي، جنگ جمل، معركة صفين، قضيه تحكيم، جنگ نهروان، خلافت معاويه، كشته شدن حسين، همه اين رخدادها در اين برهه از تاريخ اتفاق افتاده‌اند، و در همه اين موارد ابي مخنف رواياتي دارد كه اهل بدعت از آن استناد مي‌كنند و مورد پسندشان مي‌باشد.

تنها ابو مخنف نيست بلكه او معروف‌ترين راويان است و غير از او فردي مانند الواقدي كه متهم به دروغگويي است. و رواياتش قابل قبول نيست نيز در اين مورد رواياتي دارد، ترديدي نيست كه واقدي مورخ بزرگ و آگاه به تاريخ است اما او مورد اعتماد نيست. و سومي سيف بن عمر التميمي است كه او نيز مورخ معروفي است اما روايات او قابل قبول نيست و متهم است. و همچنين كلبي كه دروغگويي معروف است، پس بنابراين بايد انسان در روايت اين افراد و امثالشان تحقيق كند. { محمد بن عمر بن واقد، شرح حال وي را نگاه کنيد در تهذيب التهذيب 9/363 وميزان الاعتدال 3/662‏}

به ابو مخنف باز مي‌گرديم، ابن معين دربارة او مي‌گويد: ثقه و مورد اعتماد نيست. و ابو حاتم مي‌گويد: حديث او قابل قبول نيست. و باري ابو حاتم را دربارة ابو مخنف پرسيدند دستهايش را به همديگر زد و گفت: نيازي به پرسيدن ندارد. و دار قطني مي‌گويد: ضعيف است. و ذهبي مي‌گويد: ناقلي بد و فاسد است كه قابل اعتماد نيست.{ ميزان الاعتدال 3/419، الجرح والتعديل 7/182 السان الميزان 4/492}

بنابراين شما وقتي تاريخ طبري را باز كرديد و روايتي در آن ديديد كه اصحاب پيامبر صلي الله عليه وسلم در آن عيب‌جويي شده‌اند و روايت‌كننده ابو مخنف بود بايد آن روايت را دور بيندازي، چون ابو مخنف آن را روايت كرده است.

و ابو مخنف هم بدعت‌گذار بوده و هم دروغگو و هم روايات زيادي گفته است.

 

اما اگر به قضيه ي شهادت عثمان رضي الله عنه بازگرديم، باز مي بينيم که روايات دروغ ديگري به ايشان نسبت داده اند؛

چون عثمان رضي الله عنه به شهادت رسيد عده‌اي از صحابه چون حکيم بن حزام، حويطب بن عبد العزي، ابو الجهم بن حذيفه، ينار بن مکرم اسلمي، جبير بن مطعم، زبير بن عوام، علي بن ابي طالب و زنان و فرزندان و ياران او چون نائله و ام البنين دختر عتبه بن حصين و دو پسر او اقدام به غسل و کفن و دفن او نمودند. در اين‌كه جبيربن مطعم يا زبير بن عوام يا حکيم بن حزام يا مروان بن حکم و يا مسور بن مخرمه بر جنازة او نماز گذارد اختلاف نظر وجود دارد. اما به استناد به روايت امام احمد حنبل، زبير بن عوام نماز ميت را بر جنازه آن حضرت به جاي آورد. در اين روايت بيان شده است که اين زبير بود که طبق وصيت خود عثمان هم بر او نماز گذارد و هم حضرت را دفن نمود. بنا به روايت ابن سعد و ذهبي حضرت را شامگاه و در فاصله بين مغرب و عشاء دفن کردند.( طبقات ابن سعد (3/77) تاريخ الإسلام (عهده الخلفاء)، ص481)

در اين جا لازم مي‌نمايد که به بيان روايتي بپردازيم که کاملاً نادرست و خلاف واقع است. طبراني در معجم خود از طريق عبدالملک بن ماجشون از قول امام مالک نقل مي‌کند که پس از شهادت حضرت عثمان، جسد ايشان به مدت سه شبانه‌روز در زباله­ي­ بني فلان رها شده بود.( المعجم الکبير (1/78)) بايد گفت که هم سند اين روايت باطل است و هم متن آن. سند آن به دو دليل غير قابل قبول مي‌باشد:

1- اعتبار خود عبدالملک بن ماجشون از نظر علماي حديث و رجال‌شناسان، ضعيف مي‌باشد.

2- اين روايت مرسل مي‌باشد، زيرا امام مالک متولد سال 93 ه‍ مي‌باشد و بنابراين امکان ندارد که ماجراي قتل عثمانس را ديده باشد.( التهذيب ابن حجر (6/408))

متن آن نيز کاملاً نادرست و باطل است. ابن حزم در رد اين ادعاي غلط مي‌گويد که هر کس ادعا نمايد جسد عثمان سه شبانه روز در ميان زباله‌ها رها شده بود دروغي محض بر زبان رانده است. اين سخنان را تنها افرادي مي‌گويند که هيچ شرم و حيايي از خدا و امت ندارد و هر چه دلشان بخواهد مي‌گويند. مگر نه اين است که پس از جنگ بدر، رسول الله  صلي الله عليه وسلم به صحابه دستور داد تا اجساد کفار را در چاه بياندازند. نيز در جنگ با يهوديان بني قريظه امر فرمودند تا زمين را حفر کنند و کشته‌هاي آنان را در آن‌ها دفن نمايند. اگر رسول خداص اجساد بدترين و ناپاک‌ترين مردمان را دفن مي‌کرد بر مسلمانان نيز واجب است که اجساد مردگان کافر يا مسلمان را دفن نمايند. حال اين سؤال مطرح مي‌شود که چطور ممکن است علي بن ابي طالب رضي الله عنه و ديگر صحابه حاضر در مدينه که خود را کاملاً پايبند به قرآن و سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم مي‌دانستند، جسد مردي را سه شبانه‌روز در ميان زباله‌ها رها کرده و آن را دفن نکنند؟

به هيچ عنوان نمي‌توان تصور نمود که آن صحابه‌اي که خداوند در توصيفشان مي‌فرمايد: «در راه دين پروردگارشان از ملامت و توهين هيچ کس ترسي به دل راه نمي‌دهند»، جسد رهبر و امام خود را سه شبانه روز در ميان زباله‌ها رها کرده و براي کفن و دفن او هيچ اقدامي ننمايند. قدرت شورشيان و قاتلان نيز هر مقدار که باشد بدون شک، صحابه بزرگوار، در برابر آنان هيچ هراسي به خود راه نداده‌اند. در واقع، رد پاي اين روايات باطل و متناقض را بايد در ميان رافضيان جست که خصومتشان با صحابه، شهره همگان است.

 

يکي ديگر از اين روايتهاي دروغين که در تاريخ طبري نيز نقل شده، قول عايشه رضي الله عنها در مورد عثمان رضي الله عنه است که گويا ايشان فرموده باشند: " اين پيرمرد يهودي را بکشيد!"

البته نيازي نيست تا به بررسي سند اين روايت باطل پرداخت، زيرا هر انسان عاقلي مي داند که اصلا علت اصلي جنگ جمل که مابين سپاهيان علي رضي الله عنه با لشکر عائشه رضي الله عنها، خونخواهي عثمان رضي الله عنه توسط عائشه رضي الله عنها بود!! حال چگونه کسي که چنين سخناني گفته باشد، حاضر مي شود براي خونخواهي ايشان به جنگ برود؟!

البته قبول اين روايات باطل بسيار مورد مطلوب اهل بدعت است و معمولا آنها به شدت دنبال يافتن چنين روايات دروغي از ميان منابع اهل سنت هستند تا عقيده ي فاسد خود را حق جلوه دهند؟! اما هرگز در مواجهه با اينگونه روايات دروغ نه عقل و نه اصول علمي بررسي اسناد و نه انصاف را درنظر نمي گيرند و به مانند کر و کوري، فقط گفته ي خود را تکرار مي کنند.

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه