منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 304
بازديد کل : 2518890
 
   
آيا صحيح است که دوازده نفر از اصحاب پيامبر صلي الله عليه وسلم منافق بودند؟!
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-25  تعداد بازديد:312
هيچ کدام از أصحاب من را دشنام ندهيد، زيرا اگر يکي از شما به اندازه کوه احد طلا انفاق کند به اندازه يک مشت آنان و حتي نصف آن هم نمي‌رسد!

 

آیا صحیح است که دوازده نفر از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم منافق بودند؟! طلحه و زبیر چی؟

 

در يک کتاب در دانشگاه نوشته بود يك حديث از مسلم يا بخاري هست که پيامبر ميفرماييد دوازده تن از اصحاب من منافق ميشوند و در اين کتاب تفسير اين حديث به طلحه وزبير و ساير صحابي داده بودند ايا چنين حديثي در صحيحين وجود دارد؟



 

الحمدلله،

احتمالا منظور آنها حديثي باشد که در صحيح مسلم آمده:

قال النبى -صلى الله عليه وسلم- « فى أصحابى اثنا عشر منافقا فيهم ثمانية لا يدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط ثمانية منهم تكفيكهم الدبيلة وأربعة ».

يعني: در ميان اصحاب من دوازده منافق هست که هشت نفر از آنان وارد بهشت نمي شوند مگر اينکه شتر از سوراخ سوزن عبور کند .

اولا بايستي گفت که در اين حديث نفرموده که در آينده دوازده نفر منافق مي شوند تا اينکه ادعا داشت که طلحه و زبير رضي الله عنهما کساني هستند که منافق مي شوند.

ثانيا خود شما قضاوت کنيد در کجاي حديث اشاره اي به اين دوازده نفر شده است؟ تا اينکه دو نفر از آنها طلحه و زبير رضي الله عنهما باشند؟!

از طرفي در روايت ديگري با لفظ ديگر آمده که:" فى أمتي اثنا عشر منافقا " يعني بجاي لفظ " أصحابى " از لفظ "امتي" استفاده شده - يعني دوازده نفر در امتم - و لذا بنا به اين روايت مي توان گفت که اين دوازده نفر جزو اصحاب نيستند بلکه شامل امت محمد صلي الله عليه وسلم مي شوند که ممکن است هرکسي را دربربگيرد. از طرفي معناي "در اصحابم" در اين حديث منظور کساني بوده که بظاهر هم صحبت پيامبر صلي الله عليه وسلم بوده اند نه اصحاب گرانقدر رسول الله صلي الله عليه وسلم که الله تعالي در قرآن آنها را تمجيد مي کند.

اما بنا به گفته ي امام ابن کثير رحمه الله که در تفسير آيه ي 74 سوره ي توبه نوشته است؛ پيامبر صلي الله عليه وسلم پس از بازگشت از غزوه ي تبوک مورد هجوم دوازده نفر قرار مي گيرند که آن دوازده نفر جزو منافقاني بودند که به ظاهر خود را ميان مسلمانان جا زده بودند و در آن هنگام پيامبر صلي الله عليه وسلم به عمار و حذيفه رضي الله عنهم امر نمود تا آن دوازده نفر را تعقيب نمايند سپس آنها نيز آن دوازده نفر را شناسايي کرده و به پيامبر صلي الله عليه وسلم گزارش دادند ولي ايشان بدانها فرمود که اين موضوع را کتمان کنند.

اما جز اهل بدعت کسي بدون دليل و حجت آشکار نمي تواند کسي را بصورت مشخص وارد اين دوازده نفر نمايد، اللخصوص کساني را وارد نمايد که جزو اصحاب گرانقدر رسول الله صلي الله عليه وسلم بودند .

ابوسعيد روايت کرده مي‌گويد: ميان خالد بن وليد و عبدالرحمن بن عوف دعوايي ايجاد شده بود، خالد او را دشنام داد، پيامبر صلي الله عليه وسلم  وقتي شنيد فرمود: «لا تسبوا أحداً من أصحابي؛ فإنَّ أحدکم لو أنفق مثل أُحُدٍ ذهباً ما أدرک مُدَّ أحدهم ولا نصيفه»

هيچ کدام از أصحاب من را دشنام ندهيد، زيرا اگر يکي از شما به اندازه کوه احد طلا انفاق کند به اندازه يک مشت آنان و حتي نصف آن هم نمي‌رسد!!.( بخاري: کتاب: فضائل اصحاب النبي ص باب قول النبي لو کنت متخذاً خليلاً، حديث 3673. ومسلم: کتاب فضائل الصحابه، باب تحريم سب الصحابه، حديث: 2541 صحيح مسلم 4/1967.)

از طرفي طلحه و زبير رضي الله عنهما جزو عشره ي مبشره يعني ده نفري که پيامبر صلي الله عليه وسلم آنها را به بهشت مژده داد مي باشند:

عن عبدالرحمن بن عوف رضي الله عنه أنَّ النبي صلي الله عليه وسلم قال: «أبوبكر في الجنة، وعمر في الجنة، وعثمان في الجنة، وعلي في الجنة، وعثمان في الجنة، وطلحة في الجنة، والزبير في الجنة، وعبدالرحمن في الجنة، وسعد بن أبي وقاص في الجنة، وسعيد بن زيد في الجنة، وأبو عبيدة بن الجراح في الجنة».( إمام أحمد، أبوداود، ترمذي، وابن ماجه غيره .)

كسانى كه رسول الله صلي الله عليه وسلم بشارت به بهشت داده است، اين ده نفر كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم فرمودند اينها بهشتى هستند:

1 ـ أبوبكر صديق.

2 ـ عمر بن خطاب.

3 ـ عثمان بن عفان.

4 ـ علي بن أبي طالب.

5 ـ طلحة بن عبيدالله.

6 ـ زبير بن عوام.

7 ـ سعد بن أبي وقاص.

8 ـ سعيد بن زيد بن نفيل.

 

از جابر روايت است که گفت: در روز جنگ أحد وقتي که مسلمانان عقب نشيني کردند رسول خدا در گوشهاي همراه با دوازده نفر از جمله طلحه بود. مشرکان بهايشان رسيدند، پس پيامبر فرمود: چه کسي به مصاف اين مردم مي‏رود؟ طلحه گفت: من. پيامبر فرمود: فعلاً صبر کن. پس مردي از انصار گفت: من بروم؟ پس او رفت و جنگيد و به شهادت رسيد. سپس رسول خدا نگاه کرد و ديد که مشرکان مي‏آيند، پس فرمود: چه کسي به مصاف اين قوم مي‏رود؟ طلحه گفت: من. پيامبر فرمود: فعلاً صبر کن. پس مردي از انصار گفت: من. پيامبر فرمود: تو برو. پس او جنگيد و به قتل رسيد. پس وضعيت به همين شکل ادامهيافت تا اينکه فقط طلحه در کنار رسول خدا باقي ماند. پس پيامبر صلي الله عليه وسلم  فرمود: چه کسي به مصاف اين مردم مي‏رود؟ طلحه گفت: من. پس طلحه به‏اندازه آن يازده نفر جنگيد تا اينکه انگشتانش قطع شد و گفت: آخ. پس رسول خدا فرمود: اگر مي‏گفتي «بسم الله» ملائک در حالي که مردم به تو نگاه ميکردند تو را بالا مي‏بردند. سپس خداوند مشرکان را دفع کرد.[ السلسلة الصحيحة، شماره2171] امام احمد روايت کرده است: اگر مي‏گفتي «بسم الله» در حالي که در دنيا زنده هستي مي‏ديدي که در بهشت براي تو خانهاي بنا ميشد.[ فضائل الصحابة، شماره1294] از قيس بن حازم روايت است که گفت: طلحه را ديدم که دستش به خاطر اينکه با آن در نبرد أحد از رسول خدا محافظت کرده بود شل شده است.[ فتح الباري، شماره4063.] طلحه در اين نبرد 39 يا 35 زخم برداشت و و انگشت سبابه و انگشت کناري آن وي شل شد.[ أصحاب الرسول1/264.] ابوداود طيالسي از عائشه روايت کرده که گفت: وقتي که ابوبکر بهياد نبرد أحد مي‏افتاد مي‏گفت: آن روز، کاملاً از آن طلحه بود.[ فتح الباري7/361.] از عائشه وام اسحاق دختران طلحه روايت است که گفتند: پدر ما در روز نبرد أحد بيست و چهار زخم برداشت يکي از آنها زخمي‏بود که بر سرش وارد شد و چهار گوش بود و رگش قطع شد و انگشتانش شل شد، اما سائر زخمها بر بدنش وارد گشت. وي در اثر اين زخمها حالت بيهوشي پيدا کرد اما رسول خدا را به عقب برگرداند و هرگاهيکي از مشرکان به وي مي‏رسيد از پيامبر دفاع ميکرد و با آن مشرکان مي‏جنگيد تا اينکه پيامبر را به کناره دره تکيه داد.[ سير أعلام النبلاء1/32.] به همين دليل رسول خدا در مورد وي فرمود: به خاطر اين کاري که طلحه براي رسول خدا کرد بهشت براي او واجب شد.[ صحيح الجامع، الباني، شماره2540.]

 

از سعيد بن مسيب روايت است که گفت: اولين کسي که در راه خدا شمشير برکشيد، زبير بن عوام بود. وقتي که زبير بن عوام در شعب المطابخ بود و داشت چرت مي‏زد صدايي را شنيد که مي‏گفت: رسول خدا کشته شد. پس در حالي که شمشير از نيام کشيده بود از خانه بيرون آمد. در راه با رسول خدا مواجه شد و ايشان فرمود: اي زبير چه شده است؟ گفت: شنيدم که شما به قتل رسيده ايد. پيامبر فرمود: ميخواستي چکار کني؟ گفت: به خدا قسم ميخواستم مردم مکه را با مبارزه فراخوانم. سعيد بن مسيب ميگويد: پس رسول خدا براي او دعاي خير کرد. سعيد ميگويد: من اميدوارم که دعاي رسول خدا در نزد خداوند ضايع نشود.[ فضائل الصحابة2/914، شماره1260]

زبير سواري جسور و دلاوري بي باک بود و در هيچ صحنهاي تخلف نورزيد و در تمام نبردها و غزوات ميتوان او را ديد. وي متصف به شجاعت و دلاوري نادر و کم نظير و اخلاص کامل و از خود گذشتگي براي اعتلاي سخن حق است.[ أهل الشوري و السنة، رياض عبدالله، ص67.] وي اموال زيادي را در راه خدا بخشيد و جان و مال خود را وقف خدا نمود و به همين دليل خداوند او را گرامي‏داشت و در دنيا و آخرت رفعت بخشيد. وي عمامهاي زرد رنگ داشت که در روز بدر آن را بر پيچيده بود.

زبير ميگويد: در روز أحد رسول خدا به من فرمود که پدر و مادرم به فداي تو باد.[ فضائل الصحابة2/918شماره1267] اين موضوع بر دلاوري و جنگاوري و شجاعت زبير در اين نبرد دلالت دارد.

هر پيامبري يک حواري دارد و حواري من زبير است. رسول خدا در روز نبرد خندق فرمود: چه کسي در مورد بني قريظه براي ما کسب خبر مي‏کند؟ زبير گفت: من اين کار را مي‏کنم. پس سوار بر اسب خود رفت و در مورد آنان کسب خبر کرد و آورد. سپس رسول خدا فرمود: چه کسي در مورد بني قريظه براي ما کسب خبر مي‏کند؟ زبير گفت: من. رسول خدا براي بار سوم هم اين پيشنهاد را مطرح کرد و زبير اعلام آمادگي کرد و رفت. پس پيامبر فرمود: هر پيامبري يک حواري دارد و حواري من زبير است.[ صحيح مسلم، شماره2414.] اينکه رسول خدا فرمود: زبيرحواري من است، بهاين معني است که زبير از صحابه و ياوران خاص من است. دوستان و ياوران خاص و مخلص حضرت عيسي نيز حواريون ناميده مي‏شوند. پس حواري به معني ياور مخلص است. بنابراين حديث مشتمل اين منقبت و صفت بزرگ براي زبير است و او با اين امر از ديگران متمايز مي‏باشد. به همين دليل وقتي عبدالله بن عمر شنيد که مردي ميگويد: من فرزند حواري هستم، به او گفت: اگر از فرزندان زبير هستي راست مي‏گويي اما اگر چنين نيست، سخن تو درست نمي‏باشد.[ مصنف ابن أبي شيبة، شماره12219]

 

اين فقط گوشه اي از فضايل طلحه و زبير رضي الله عنهما بود و براستي مشکل اهل بدعت فقط مختص طلحه و زبير رضي الله عنهم نيست بلکه آنها کل اصحاب رسول صلي الله عليه وسلم را بجز چند نفر انگشت شماري را منافق مي دانند و فکر نکنيد که فقط دوازده نفر را منافق مي دانند!! آنها از هر متن و حديثي مي گردند تا خواسته ي فاسد خويش را در ميان مسلمانان کم علم شايع کنند و به اهداف پليد خود برسند.

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد و علي آله و اتباعه الي يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه